و اینک شیطانی ترین المپیک تاریخ -قسمت اول
خاندان های رده بالای ایلومیناتی(Bloodline Families) (همانهایی که خونشان رنگین تر از بقیه مردم عادی است.آبی تر است؟؟؟؟!!)،از همان ابتدای این مسابقات از فرصت بدست آمده حداکثر استفاده را نمودند و میلیاردها نفر از مردم جهان را که شاهد این روی دادهستند،با نمادهای خود بمباران کردند.
مشعل روشن شده یا همان شعله روشنفکری (Flame of Illumination) مهمترین سمبل و نمادی است که از عهد باستان این خاندان از آن استفاده می کردندو کلیدی ترین و اصلی ترین نماد استفاده شده در این مراسم نیز همین بود.این شعله و مشعل نمادی از همان دانش یا علم یا حمکتی است که مخفی است.دانشی و حکمتی که در اختیار این گروه خاص و ویژه قرار گرفته و از دید سایر انسانها و مردم عادی مخفی است.به همین خاطر است که آنها خود را ایلومیناتی می نامند یعنی روشن شدگان. این دانش از طرف شخص لوسیفر (شیطان) به آنها اعطا شده است و تنها افرادی به آن دست خواهند یافت که در مدارس ویژه و مخفی آنان این دانش را بیاموزند.
اصلا همه نمادگرایی و علاقه این جماعت به استفاده از نمادها و سمبل ها هم
به همین دلیل است.آنها با استفاده از نمادها
اسرار را از دید نامحرمان مخفی می کنند ولی خودشان می فهمند که چه می گویند
و چه
می خواهند.
سر اولین روتچیلد Sir Evelyn de Rothschild همه روشن شدگان را مطمئن کرد که خودش شخصا وارد گود شده است ،وقتی که از او با مشعل المپیک در دست عکسبرداری شد.او یکی از بزرگترین مشعل داران شعله ایلومیناتی است.خودتان کمی در رابطه با خاندان روتچیلد و میزان قدرت و ثروت و انرژی که در جهان در اختیار دارند تحقیق کنید تا نکته نهفته در آن به دستتان بیاید.

یکی از به اصلاح هنرمندان مجسمه ساز خانمی است به نام لویزه بورژئوس.او بیش از 95 سال سن دارد.یکی از مجسمه هایی که او ساخته است مجسمه ای از یک عنکبوت بزرگ است که بیش از 9 متر ارتفاع دارد.این اثر در کشورهای مختلف و در موزه های هنرهای تجسمی به امانت گذاشته شده و به نمایش در آمده است.در سال 2007 از این اثر طی مراسمی با حضور شهردار لندن در شهر لندن رونمایی شد.
این اثر یکی از 6 عنکبوتی است که این خانم از
سال
1990 به بعد ساخته است و خودش آنها را "مامان" نامید.او اینگونه می گوید
که با این آثار می خواسته حس مادری را به تصویر بکشد.(البته این درست است
که در
میان جانوران عنکبوت سیاه فداکارترین مادرهاست و خودش را فدای فرزندانش می
کند تا
پس از به دنیا آمدن از درون تخم ها از بدن مادر بخورند و زنده بمانند)
و شهردار لندن John
Stuttard اینگونه عنوان می کند که این اثر و مجسمه هماهنگ و
موافق با تم ZION است که در لوگوی المپیک 2012
شهر ما
(لندن) وجود دارد.
این گفته خود شهردار لندن است و من این حرفها را از خودم در نیاورده ام.
البته لازم است اشاره کنم که صهیونیزم هیچ ارتباطی با یهودیت
ندارد.
صهیونیزم یک ایدولوژی سیاسی نژاد پرستانه است.
اکثر یهودیان مومن و خداپرست از این ایدولوژی سیاسی نژادپرستانه متنفرند و از آن اعلام براءت می جویند.
![]()
هدف سیاسی اصلی
آنها برپایی حکومت اسرائیل در فلسطین و بنا کردن اورشلیم جدید یا همان نظم
نوین
جهان New
World Order
است.نمی دانم فیلمهایی که در قسمت اول و دوم این مطلب لینک کرده
بودم را دیدی یا
نه؟
یکی از آنها انیمیشنی بود که برای تبلیغات بازیهای
المپیک ساخته شده بود.در آن
نشان می داد که 5 نفر از 5 گوشه جهان با طناب قاره ها را به سوی هم می کشند
و
نهایتا همه دنیا را در نقطه ای جمع می کنند.
خوب یکبار دیگر آن فیلم را نگاه کنید.ببینید که این 5 نفر نهایتا در کجا جمع می شوند و دستهای خود رابالا می برند و نماد 666 را می سازند.دقیقا در فلسطین و دقیقا در اورشلیم.
آنها دروغ می گویند.دین آنها هیچ ارتباطی با یهودیت و
کلیمیات پیرو موسی(ع) ندارد.برخی از آنها به صراحت این مطلب را عنوان می
کنند.مثلا
در ویدویی مدونای کابالیست (فاحشه بابل) به صراحت می گوید که من به دینی
اعتقاد
دارد که هزاران سال قبل از یهودیت بوده است.
این کابالائیست ها
با ساختن صهیونیزم
هدفی بالاتر را دنبال می کنند.مسئله آنها با تشکیل یک کشور یهودی در فلسطین
و
اخراج و قتل عام مسلمانان ساکن آنجا خاتمه نمی یابد.این جماعت به چیزی جز
سلطنت و
حکومت اربابشان (ابلیس) بر سراسر جهان و به بردگی کشاندن همه انسانهای آزاد
رضایت
نمی دهند.
اجازه دهید به مراسم افتتاحیه المپیک بپردازیم:
تشکیل حکومت جهانی ایلومیناتی و نظم نوین جهانی در این مناسک نیز
نمایش داده شد.
در این مراسم این قضیه به صورت کوبانیدن پنج حلقه آتشین
بروی یک سندان( که نماد 5 قاره سیاره زمین هستند ) و یکی کردن آنها تحت
قالب یک
حلقه واحد که نماد قدرت فراملیتی و جهانی آنها (نظم نوین جهانی) است،بطور
نمادین
نمایش داده شد.
رگ و ریشه و خون و نژاد و تبار این سردمداران ایلومیناتی به سومر و بابل و کنعان و مصر می رسد.حتی همین ملکه انگلستان تخت خود را میراثی کنعانی می داند و ادعا دارد بر همان تختی می نشیند که داوود می نشسته است.آنها خود را میراث خوران مراسم ها و مناسک های جادوگری این اقوام کهن و کاهنان باستانی و فرعونهای مصری می دانند.آنها بر این باورند که خون آنها همان خون است به همین دلیل به جز با کسانی که هم خون خود هستند با کس دیگری وصلت و ازدواج نمی کنند.کمی در رابطه با ازدواجهای خاندان روتچیلد،راکفلر،کندی و همین خاندان سلطنتی منحوس انگلستان تحقیق کنید،تمام داستان دستگیرتان می شود.


آنها بر این باورند که فرعونهای مصر تبدیل به خاندان های خونی پادشاهان و فرمانروایان اروپایی European Royal Bloodline و بانکداران و صرافان الیگارشی ونیزی Venetian Banking Oligarchs شده اند.
همیشه در مطالب خود گفته ایم که یک از نمادها و سمبلهای
مورد علاقه این خاندان های ایلومیناتی هرم و چشم جهان بین است.این هرم و
چشم جهان
بین نمادی از دانش و حمکتی است که فقط به این جماعت روشن شدگان اعطا شده
است.معروفترین آنها همان است که در مهر خزانه داری حک شده بر پشت دلارهای
آمریکا
مشاهده می کنید.این نمادها را در تمام لژهای فراماسونری مشاهده می کنید و
ریشه و
تاریخ آنها همه به دوران مصر باستان باز می گردد.

در اطراف استادیوم برگزاری مناسک افتتاحیه 14 عدد از این هرمها که بالای آنها روشن شده است نصب شده بودند و دور تا دور استادیوم را احاطه کرده بودند.

این 14 هرم روشن شده،نماد 14 خانواده روشن شده و Illuminated
Bloodline معروف ایلومیناتی هستند.
این 14 خاندان معروف ایلومیناتی که این مناسک و مراسم زیر نظر و به دستور
آنها
اجرا شد از این قرار هستند:
Astor
Bloodline
Bundy Bloodline
Collins Bloodline
DuPont Bloodline
Freeman Bloodline
Kennedy Bloodline
Li Bloodline
Onassis Bloodline
Reynolds Bloodline
Rockefeller Bloodline
Rothschild Bloodline
Russell Bloodline
Merovingian Bloodline
Van Duyn Bloodline
در تورات و انجیل به کرات از دو شهر نام برده می شود.اولین شهری که بیش از همه از آن نام برده می شود (اورشلیم) بوده و از ان به نام (شهر خداوند) نام برده می شود.

دومین شهری که در این کتابهای مقدس ذکر آن
به میان می آید (
بابل) است که از آن به نام ( شهر انسان) نام برده می شود.
بابل نیز شهری است که بیش از 250 بار از آن در کتاب مقدس نام برده شده
است.در کتاب
مقدس یهودیان و مسیحیان از این شهر به عنوان مکان تولد دین های دروغین یاد
شده
است.جایی که در آن شرک و بت پرستی و جادوگری رواج یافته بود.

نام "نمرود" به معنی سرکش و طغیان کننده می باشد و خود نام
"بابل" به معنی دروازه خدایان معنی شده است.شهر اسرار آمیز و مرموز بابل
به عنوان نماد فساد و تباهی در کتاب مقدس معرفی می شود.در تورات از این شهر
به
عنوان یک دروغ و سیستم فاسد یاد شده است که سعی می کند خود را به جای آن
چیز اصلی
و واقعی جا بزند.در حقیقت این شهر محل ظهور دجال می باشد.آن نجات دهنده
دروغین و
بدلی.
در مکاشفات اینگونه می خوانیم:
"بابل عظیم و اسرار آمیز، مادر فاحشه ها و پلیدی های روی زمین است." Revelation 17:5
در
مراسم افتتاحیه یک چمنزار به اصلاح انگلیسی نشان داده می
شد که درختی بر فراز یک تپه آن روئیده است.
دو ترانه و آهنگی که در ابتدای مراسم خوانده شد زیرکانه انتخاب شده بودند و
دارای
تم و زمینه اورشلیم و بابل بودند.

مراسم افتتاحیه با اجرای ارکستری قطعه "نمرود" Nimrod از واریاسیون های
انیگما Enigma
Variations اثر آهنگساز معروف انگلیسی الگار ادوارد Elgar Edward آغاز شد.الگار
ادوارد خالق این اثر
در قرن 19 زندگی می کرد و علاقه شدیدی به معما،پازل و رمزنگاری داشت.
او یک فراماسون بوده و حتی هم اکنون نیز لژی به نام او Sir
Edward Elgar Lodge 9837 در ایالت کنت شرقی انگلستان وجود
دارد.

حالا این سئوال پیش می آید که چرا باید آهنگ افتتاحیه بازیهای المپیک قطعه "نمرود" باشد و داستانی که قراراست به نمایش درآید با "نمرود" شروع شده و آغاز شود. مگر "نمرود" کیست؟ آیا نمرود اولین قهرمان دوی 100 متر المپیک بوده است؟ یا بالاترین رکورد دار پرش ارتفاع جهان بوده است؟ .. اصلا این نمرود کیست؟

در تورات اینگونه عنوان شده است که خداوند(یهوه) برای اینکه نمرود نتواند این نقشه شیطانی خویش را پیدا کند عذابی بر مردم بابل نازل کرد و آن این بود که برج بابل را خراب کرد و پس از آن مردم به زبانهای مختلف شروع به صحبت کردن نموده ،به صورتیکه دیگر حرفهای یکدیگر را نمی فهمیدند و به سبب این اختلاف زبان پراکنده شده و در مناطق جدیدتری سکنی گزیدند.به همین دلیل شهر پادویی و اسرا آمیز بابل از هم فرو پاشید و طرح نظم جهانی شکست خورده و عقیم ماند.

به تصویر زیر نگاه کنید:
این ساختمان پارلمان اتحادیه اروپادر استراسبورگ است.

باز به مراسم المپیک باز می گردیم.
در همان اولین دقایق شروع نمایش رقصنده ها،رقص Maypole را آغاز کردند.


این رقص یک رقص محلی مربوط به غرب اروپاست.همانند بسیاری دیگر از مناسک ها و مراسم های مرسوم در اروپای غربی ،رقص Maypole نیز در حقیقت یک نوع مراسم و آئین پرستش مشرکانه و پاگانی هست.این مناسک و مراسم مشرکانه یک نوع مناسک برای افزایش باروری و برکت بوده است.در این مناسک یک تیر چوبی بزرگ را با گل های مختلف تزئین می کردند و در روز یکم ماه مه در اطراف شهر می رقصیدند و آن را می چرخانیدند.این تیر بزرگ به عنوان یک آلت تناسلی مردانه و به عنوان نماد باروری و زایندگی پرستش می شده است.

روبان ها نیز نماد آلت زنانه بوده و تاج گل نیز نمادی از باکرگی الهه مقدس بودند.بسیاری از اسطوره شناسان و محققان ریشه اصلی این مراسم و مناسک را به دوران بابل باستان و سومریان نیز می رسانند.ستونی که روبانها را به آن متصل کرده و دورش می چرخند همان ستونی است که فاحشه های استریپ تیز به دور آن می رقصند.
پس از آنکه ناقوس بزرگی که در استادیوم قرار داشت به صدا در آمد آهنگی دیگری خوانده شد.آهنگ معروف و ترانه مشهور ویلیام بلیک به نام اورشلیم که در قسمت قبلی دررابطه با آن توضیح دادیم.جالب است بدانید که این ناقوس بزرگترین ناقوس دست ساز ساخته شده تا به اکنون بود.
این ترانه توسط پسر جوانی خوانده می شدو در ادامه یک گروه کر از کودکان آن را همراهی می کردند.
And did those feet in ancient time.
Walk upon
Englands mountains green:
And was the
holy Lamb of God,
On Englands
pleasant pastures seen!
And did the
Countenance Divine,
Shine forth
upon our clouded hills?
And was
Jerusalem builded here,
Among these
dark Satanic Mills?
و در آن روزگاران کهن،آن گامها و قدمها در کوستانهای سبز انگلیس قدم زدند.
و
بره مقدس خداوند در مراتع
خرم انگلستان دیده شد!
آیا
آن چهره الهی بر تپه های
ابرگرفته ما تجلی کرده و تابیده است؟
آیا
"اورشلیم" در
میان این آسیابهای تاریک شیطانی ساخته شده است؟
گروه کر،ادامه ترانه را
خواندند و در این حین گروهی از مردان با سیبیلهای قدیمی انگلیسی و کلاه های
سیلندر
و کت های بلند مشکی در اطراف این چمنزار انگلیسی
و در دور درختی که بر بالای تپه بنا نهاده شده بود ،جمع شدند.
پس از
آن هنرپیشه معروف انگلیسی Kenneth Branagh به میان این جمع آمده و شروع به خواندن از
روی
نمایشنامه "طوفان" “Tempest” ویلیام شکسپیر کرد.
بسیاری از شکسپیر شناسان منجمله پروفسور James Shapiro (استاد دانشگاه کلمبیا) از انتخاب چنین نمایشنامه ای برای این مراسم تعجب کردند.
برای آشنایی با این نمایشنامه معروف شکسپیر به این لینک مراجعه کنید:

خودتان قضاوت کنید انتخاب چنین نمایشنامه ای برای مراسم افتتاحیه المپیک،چه سنخیتی دارد؟
جالب اینکه هنرپیشه ما نیز همان دیالوگهای کالیبان Caliban را از این نمایشنامه انتخاب کرده و می خواند.کالیبان در این نمایشنامه موجودی نیمه انسانی ،نیمه حیوانی است. کالیبان: برده و آلت دست پروسپه رو، تخم ریز شیطان و جادوگری در زمین، نقطه مقابل آریل، نشان قدرت پروسپه رو در سحر و جادو برای تسلط بر عناصر فرودست زمین همچون خاک و آب.
درست است.همانگونه که جادو Magicدر نمایشنامه طوفان شکسپیر تم اصلی نمایش و داستان را تشکیل می دهد.همین جادو Magicتم اصلی مراسم افتتاحیه المپیک لندن است.

این اثر به نظر بسیاری از شکسپیر شناسان آخرین نوشته اوست که در سال 1610 نوشته شده است.البته بسیاری از محققین به این نظر رسیده اند که اصلا شکسپیر خودش نویسنده نمایشنامه های منسوب شده به او نیست.در پشت پرده فرد دیگری این نمایش نامه ها را می نوشته است و به نام شکسپیر منتشر می شده است. آن فرد کسی نیست جز فرانسیس بیکن Francis Bacon فیلسوف دربار ملکه ویکتوریا و نویسنده کتاب NEW ATLANTIS (آتلانتیس جدید).

کسی که بر پایه طرح ها و برنامه های مکتوب او ایالات متحده آمریکا بنا نهاده شد.البته اثبات این ادعا و نشان دادن شواهد مربوط به آن خود نیازمند مطلبی مفصل و جداگانه است که از حوصله این بحث خارج است.
در
نمایشنامه "طوفان" مسافرین سرگردان در دریا به
جزیره ای می رسند که پادشاه و حاکم آن پروسپه هست.او جادوگر و مغی است
که بر تمام طبیعت با دانش جادویی خویش تسلط
یافته است.
در کتاب "آتلانتیس جدید" فرانسیس بیکن نیز
مسافران به جزیره ای وارد می وشند که توسط جامعه ای به نام جامعه خانه
سلیمان Solomon
s House اداره می شود.آنها نیز بر قوانین
طبیعت چیره شده اند و بر آنها مسلط شده اند.
کتاب "اتلانتیس جدید" نمایشی از رویای فرانسیس بیکن در رابطه با غلبه
انسان و چیره شدن او بر طبیعت از طریق علم هست.این کتاب نیز جمع بندی نهایی
و
آخرین اثر مکتوب فرانسیس بیکن است.
در هر دو اثر ،هم "طوفان شکسپیر" و هم "آتلانتیس جدید" بیکن،مسافرانی تصویر می شوند که به جزیره ای اسرارآمیز وارد می شوند که پر از شگفتی است.در اولی شگفتی ها جادو هستند و در دومی شگفتی ها علوم هستند و البته با دست یافتن به هر کدام از این دو "جادو" و "علم" می توان بر طبیعت چیره شده و غلبه یافت.البته ذکر این نکته هم ضروری است که اشاره کنیم که فرانسیس بیکن خود می گوید: علم در بالاترین شکل خود همان جادوست.
شباهت و اینکه این دو اثر به وازات یکدیگر نوشته شده اند کاملا واضح و روشن است علاوه بر این این دو داستان در جزئیات نیز مشابه یکدیگر هستند.به همین دلیل بسیاری از محققین بر این باور هستند که "طوفان" نوشته کسی جر فرانسیس بیکن نیست.

در هر دوی این نمایشنامه ها و داستانها جامعه ای به نمایش در می آید که
توسط گروهی
از نخبگان که به خدایی رسیده اند اداره می شود.این توانایی های ویژه که این
گروه
برگزیده و خداگونه از آن برخوردارند به یمن دانش و حکمتی مخفی است که در
اختیار
آنها قرار گرفته است.این دو نمایشنامه و داستان به عنوان مهمترین تغذیه
کنندگان
فلسفی،انجمن های رز و صلیب،فراماسونری و ایلومیناتی شناخته شده اند.
امروزه دیگر مشخص شده است و ارتباط بین فرانسیس بیکن با انجمن های مخفی رز و
صلیب
و فراماسونری به اثبات رسیده استو کتابهای بسیاری در این زمینه منتشر شده
است که
با شواهدی بسیار محکم و مستدل نشان می دهند که اصلا نویسنده تمام آثار و
نمایشنامه
های منسوب به ویلیام شکسپیر همین فرانسیس بیکن است و او در پشت پرده این
آثار را
نوشته است.

مقدمات مراسم افتتاحیه المپیک
به عنوان بخشی از مراسم و مناسک رمز آلود المپیک لندن از مردم بریتانیا خواسته شده بود تا در پروژه و فستیوالی به طور مشترک با یکدیگر ایفای نقش کنند. اسم این پروژه Work No.1197 انتخاب شده است.(که البته این نامگذاری نیز بی دلیل نیست 1+1+9+7=18= 6+6+6(
این لینک را نگاه کنید:
www.allthebells.com


از تمام مردم خواسته شده بود تا در ساعت 8:12 در روز 27 جولای 2012 به مدت سه دقیقه با تمام قدرت و هرچه سریعتر زنگوله های خود را به صدا در آورند.
باور نمی کنید که این مردم انگلستان تا چه اندازه خرافاتی هستند.برای قرنهای متمادی از زنگوله های قربانگاه های جادوگران برای ایجاد طلسم Spell Craftingاستفاده می شده است.این جادگران بر این باور هستند که به صدا در آوردن زنگ نوعی از ارتعاش و انرژی را آزاد می کند که دارای آثار قدرتمندی هست.این جادوگران از زنگ و ناقوس ها برای دورکردن انرژی های منفی و یا احظار ارواح استفاده می کنند.
هرچه از انگلستان و اروپا و اینکه چه انسانهای مدرن و روشنفکر و علمگرایی هستند در ذهن خود دارید،کنار بگذارید.باور کنید از این جماعت خرافه پرست تر و عجیب تر در هیج حای دنیا نی یابید.بیشتر خانه های احظار ارواج و جادوگری در همین انگلستان وجود داشته و فعالیت می کنند.
از زنگ و ناقوس برای احظار کردن الاهه در مناسک های جادویی ویکان Wiccan Witchcraft
rituals نیز استفاده می شده است و می شود.
ویکان یا ویکا wiccan به فارسی به (جادو
ورزی) ترجمه می شود.این نام عنوان یک فرقه دینی و مذهبی جدید است که غالبا
به
نئوپاگانها (نو مشرکان) اطلاق می شود.این مشرکان عصر جدید کسانی هستند که
مظاهر
طبیعت را می پرستند.
در مناسک ها و ماسم های این شیطان پرستها در ابتدا و انتهای اجرای طلسم زنگ ناقوس نواخته می شود.در فلسفه آنها سطح خارجی ناقوس نمادی از نیروی مونث و مادینه است و چکشی که بر آن فرود آنده و ضربه می زند ،نمادی از نیروی نرینه و مذکر است.نواختن ناقوس و زنگ در فلسفه آنها به معنی اشاره کردن و تقدیس کردن لحظه ای از زمان است.لحظه ای از زمان که نیروهای نر و ماده با هم به اتحاد می رسند.زنگ ناقوس وقتیکه به صدا در می آید فضا Space را برای ظهور و تجلی این لحظه ناب Time پاک کرده و تطهیر می کند.
با نواختن ناقوس ادراک و آگاهی تغییر یافته و دگرگون می شود.
به همین دلیل ناقوس و نواختن آن در مناسکهای و مراسم های
آنها نقش اساسی دارد.
همانگونه که اشاره کردم مناسک ملی نواختن زنگها در انگلستان نیز در ساعت
8:12
دقیقه روز افتتاح بازی ها در سراسر کشور برگزار شد.اینکه چرا ساعت 8:12
انتخاب شده
است،نمی دانم.ولی برخی ها عنوان کرده اند که این 8:12 برعکس 12/8 است.یعنی 12
آگوست.یعنی همان روزی که
قرار است مراسم اختتامیه برگزار شود.خوب این جماعت به برعکس سازی و برعکس
نوشتن
علاقه عجیبی دارند.اینکه این روز چه اهمیتی برای آنها می تواند داشته
باشد،هنوز
مطمئن نیستم.از مردم خواسته شده بود که این زنگ ها را به مدت 3 دقیقه ،3 تا
60
ثانیه به صدا در آورند.666
گزارش شبکه بی بی سی از آغاز برگزاری مقدمات برای انجام مراسم از کجا گزارش
شد؟ از
Devils
Bridge
(پل شیطان) در ولز.خدائیش این
انگلستان سرزمین دیوها و اجنه و اشباح است.
در ادامه این مناسک و پس از آنکه مراسم زنگ زنون ملت انگلیس تمام شد.بزرگتریم ناقوس ساخته شده و کوک شده دست بشر در استادیوم به صدا در آمد.

البته اینکار سابقه قبلی هم داشته است.جناب هیتلر نیز در المپیک 1936 در بازیهای المپیک برلین ناقوسی مشابه این را به صدا در آورد و آغاز رایتش سوم را اعلام کرد.پس از نواخته شدن این ناقوس شوم بود که اروپا و به تبع آن به آتش کشیده شد و میلیونها انسان قربانی شدند.

ایا این ناقوس که در لندن نواخته شد نیز به افتخار برپایی (نظم نوین جهانی) است؟ قرار است پس از آن نیز جنگ و آتشی بزرگ به پا شود؟ الله اعلم.
این ناقوس 27 تن وزن دارد و برای برگزاری مراسم 27 میلیون پوندی افتتاحیه که قرار بود در 27 جولای برگزار شود،بطور اختصتصی و ویژه ساخته شده است.
متوجه شدید؟ مثل اینکه کسی سوزنش بروی عدد 27 گیر کرده است.
این عدد 27 در مذهب آنها،فلسفه آنها و مناسکهای جادویی آنها اهمیت خاصی
دارد.
در امتداد برگزاری این مناسک شیطانی و جادویی،موسیقی گروه موسیقی الکترونیک
بریتانیایی UnderWorld
(به معنی دنیای زیرین و جهان مردگان) به اجرا در آمد.با هنر مندی
خوانندگانی چون Rick Smith و Karl Hyde.
بروی این ناقوس عظیم این عبارت حک شده است.”BE NOT AFEARD!THE ISLE IS FULL OF NOISES”
یعنی چی؟ "نترس! جزیره پر از صداست."
این متن به همان نمایشنامه "طوفان" شکسپیر
مربوط
است.در قسمتی از نمایشنامه این عبارت از دهان کالیبان (همان موجود نیمه
انسان-نیمه
حیوان) خوانده می شود.او پس از اینکه جزیره توسط پروسپه و گروهش اشغال می
شوند،مجبور می شود برای او بردگی کند.پروسپه از او به عنوان آلت دست خود
استفاده
کرده و او را تخم ریز شیطان در زمین در نظر می گیرد.

خدای من؟ تخم ریز شیطان؟
خوب این عبارت که از دهان تخم ریز شیطان(جناب کالیبان)
بیرون می آید.چرا باید بروی ناقوس المپیک 2012 حک شود؟ آیا کسی جوابی برای
این
سوال من دارد؟
تا به حال تئاتر ها و نمایش های زیادی از اثر شکسپیر اجرا شده است.در همه
آنها
کالیبان را به شکل یک دیو و هیولا به تصویر می کشند.
خاندان های ایلومیناتی که از آنها نام بردیم،نمادهای خود را در جای جای
مراسم
المپیک لندن به کار برده اند.
در ظاهر این مراسم و مناسک نمایشی از روند و
سیر تحولات
تاریخ بریتانیا بود.اینکه چگونه انگلستان
(این جزیره سبز و خرم
Green and Pleasant Land)توسط انقلاب صنعتی متحول شده و بروی آن
آسیابهای شیطانی که ویلیام بلیک در
شعرش می گوید این انگلستان جدید بنا شد.در این نمایش به طور ظاهری همه
رویدادهای
تاریخی انگلستان پوشش داده شده بود.مثلا از اختراع ماشین بخار گرفته تا
اعطای
آزادی به جامعه زنان و حق رای زنان ، تا جنگهای جهانی اول و دوم و حتی
تاسیس NHS (سیستم بهداشت
درمان ملی انگلستان)
تا ظهور عصر جدید دیجیتالی،همه و همه در این نمایش نشان داده شد و ظاهرا
اینگونه
وانمود شد که این مراسم سیر تحولات تاریخی و رویدادهای تاریخ انگلستان را
نشان می
دهد. البته قبول دارم این فقط ظاهر نمایش است ولی در تمام صحنه های اجرا
شده فلسفه
و نمادهای پشت پرده نیز وجود دارند.نمادهایی که از دید چشمهای عادی پوشیده
است و
فقط آنهایی متوجه پیامهای نهفته در آن می شوند که به لایه عمیق تر آن نفوذ
کنند.
در خلال اجرای همه این نمایشها و سیر تحولات تاریخی 14 هرم روشن شده اطراف ورزشگاه شاهد و ناظر بر آن بودند.این خود نشان دهنده این حقیقت تاریخی است که تمام تحولات تاریخی جزیره انگلستان از عصر ویکتوریا و آغاز انقلاب صنعتی زیر نظر و تحت کنترل ایلومیتانی و این 14 خاندان انجام گرفته است.
ادامه دارد ...

اهداف وبلاگ: