حامي موسوي باز هم منكر وجود امام‌زمان(عج) شد

حامي موسوي باز هم منكر وجود امام‌زمان(عج) شد:

 امام معصوم(ع) در روايتي سه بار اشاره مي‌فرمايند كه «به خدا قسم غربال مي‌شويد». اين غربال‌گري، تفكيك صفوف، آشكار شدن مواضع است. فتنه‌هاي بزرگ سال‌هاي قبل از ظهور هم به رغم همه خسارات و تبعاتش، موجب آشكار شدن مواضع و مكنوناتي مي‌شود كه در شرايط معمولي پنهان مانده است.

ليبرال‌ها و همه شعب و شقوق ماسوني‌گري در كنار بهائيان و وهابيون، مثلث مسلمانان صهيونيست را تشكيل مي‌دهند كه غرب آنها را طيّ دو قرن گذشته ابداع و جاري ساخت تا در نقاط عطف مهمّ تاريخي به نمايندگي از طرف ائتلاف صليب و صهيون در انديشه و عمل مسلمين و جهان اسلام و البته به نفع يهود رخنه كنند. آنها با ايجاد تشكيك و ترديد در مباني اعتقادي مردم و انتشار شبهات، سعي در درهم شكستن صفوف مسلمين، تضعيف قواي آنها و مصادره دارايي و توانايي‌هايشان به نفع استعمار دارند.

اين سه جريان، حدود دو قرن قبل و درست در وقتي كه هنوز جوامع مسلمين متوجّه و متذكّر دارايي‌هاي فرهنگيشان نشده‌اند، در جهان اسلام تعبيه شدند. جملگي هم درباره نهضت رهايي‌بخش امام عصر(ع) در فصل ظهور سخن مي‌گويند، جملگي منكر حضور و موجوديّت امام زمانند، جملگي سعي در منحرف ساختن قافله و امّت اسلامي به شهر بيگانه و پر رهزن صليبي‌ها و صهيونيست‌ها دارند. جملگي مانع بروز وجه قوي اجتماعي و فرهنگي معتقدات مهدوي‌اند.

حمله تيم فكري و قطريه‌ساز صهيونيست‍‌‌هاي مسلمان به مهدويّت و انكار امام زمان(ع) و ايجاد ترديد و تشكيك در اين باره به موازات گسترده شدن فعاليت بهايي‌ها و سلفي‌ها در جهان اسلام، نه تنها هم‌گرايي اين سه جريان و واحد بودن منشأ پيدايش و خيزش آنها را معلوم مي‌كند، از ديگر سو، پرده از احساس خطر آنها درباره موضوع مهدويّت كه در حقيقت آنان، آن را به عنوان دشمن مشترك مي‌شناسند، برمي‌دارد. جالب اينجاست كه سران اين سه جريان با بالا رفتن تدريجي پرده‌ها به منزلگاه اصلي خودشان در حال رجعت‌اند. انگليس، رژيم اشغالگر و آمريكا.

 

عضو جنبش ضد دين حامي موسوي باز هم منكر وجود امام‌زمان(عج) شد

اكبر گنجي، يكي از حاميان خارج نشين ميرحسين موسوي، بار ديگر منكر يكي از پايه‌هاي اساسي شيعيان، يعني "مهدويت " شد.

گنجي كه پيش از پناهنده شدن، از به موزه تاريخ سپردن افكار امام خميني(ره) سخن گفته بود، در گفت‌وگو با شبكه بي.بي.سي فارسي، انديشه مهدويت را برگرفته از مسيحيت خواند و مدعي شد كه هيچ دليلي مبني بر وجود امام زمان(عج) وجود ندارد.

اكبر گنجي، يكي از حاميان خارج نشين ميرحسين موسوي، كه اخيرا به همراه محسن كديور، عطاء الله مهاجراني، عبدالكريم سروش و عبدالعلي بازرگان بيانيه مشتركي را در حمايت از آقاي موسوي منتشر كرده است، بار ديگر منكر يكي از پايه‌هاي اساسي شيعيان، يعني "مهدويت " شد.

گنجي كه پيش از پناهنده شدن، از به موزه تاريخ سپردن افكار امام خميني(ره) سخن گفته بود، در گفت وگو با شبكه بي بي سي فارسي، انديشه مهدويت را برگرفته از مسيحيت خواند و مدعي شد كه هيچ دليلي مبني بر وجود امام زمان(عج) وجود ندارد.

وي همچنين در بخش ديگري از اين مصاحبه مدعي شد كه ائمه شيعه نه معصوم و نه واسطه فيضند، بلكه تنها، آدم‌هايي عالم و دانشمند بوده‌اند!

اين حامي آقاي موسوي پيش از اين هم، ضمن ادعاي اينكه "اثبات اينكه قرآن، سخن خدا است، ناممكن است "، گفته بود كه "قرآن، متني است كه بعدها به‌وسيله‌ مسلمان‌ها، از تركيب چند گفتمان مختلف، ساخته شده است."

اين اظهارات گنجي در حالي مطرح شده است كه عطاء الله مهاجراني چند روز پيش در مصاحبه‌اي تاكيد كرد، فاصله ميان اين 5 نفر (گنجي ، مهاجراني، سروش، كديور و بازرگان) با ميرحسين موسوي، فاصله ميان ابوذر و علي(ع) است!

با اين تفسير مهاجراني در حقيقت ادعاهاي اكبر گنجي، سخنان آقاي موسوي بوده كه توسط يكي از ابوذرهاي وي بيان شده است!

البته سخناني از جنس مواضع گنجي، از سوي ديگر اعضاي اين گروه 5 نفره هم ابراز شده است، چنانچه، عبدالكريم سروش، در سال 86 در گفتگو با مجله zemzem با ادعاي اينكه دريافت‌هاي پيامبر اكرم از وحي تجارب و درك‌هاي شخصي ايشان از الهامات بوده است، به‌طور واضحي بر خلاف معتقدات واضح مسلمانان، ادعاي بشري بودن قرآن را مطرح كرد.

وي همچنين در خصوص عصمت پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نيز شبهاتي وارد كرده بود.

محسن كديور هم مدعي شده بود كه "عصمت در ميان آدميان منحصر به شخص پيامبر است " و ائمه فاقد عصمتند.

عبدالعلي بازرگان، ديگر حامي آقاي موسوي نيز، داراي گرايش‌هاي شبه وهابي است.

وي مواضع خود را پس از يك سلسله بحث در اوايل دهه 70 به صراحت اعلام كرد.

گفتني است كه "اين پنج نفر " خود را "اتاق فكر فرقه سبز " و همراهان ميرحسين موسوي دانسته‌اند.

بقیه در ادامه مطالب.............

مقاله(اسماعیل شفیعی سروستانی مدیرمسئول وسردبیرنشریه موعود)

 

 

ادامه نوشته

پرونده جنبش سبز ماسونی(فتنه‌ای شدیدتر از فتنه دجال_استاد پناهیان)

پرونده جنبش سبز ماسونی(فتنه‌ای شدیدتر از فتنه دجال_استاد پناهیان):

 

دي ۱۳۸۸
اشاره بخش تحلیلی الف: حجه الاسلام علیرضا پناهیان، استاد حوزه و دانشگاه در شهریورماه گذشته، طی سخنانی، از سه زاویه به تحلیل حوادث جاری کشور پرداخت. باز خوانی این سخنرانی در شرایطی که قبل از وقوع حوادث 13آبان، 16آذر، فوت مرحوم منتظری(ره)، ظهر عاشورای تهران و نامه آقای رضایی و... ایراد شده، جالب و تامل انگیز است.

متن پیاده شده این سخنرانی با اندکی تلخیص به این شرح است:

) بخش هاي مهم مقاله در اين قسمت و مقاله كامل در ادامه مطالب.............)

 

يك روايت از آقا امام رضا(ع) مي خوانم كه هم كلاممان متبرك به بيان شريف ايشان بشود و هم از زاويه نگاه به مهدويت، امروز خودمان را تحليل كنيم يعني از آينده آغاز كنيم و به تحليل امروز برسيم. شما در مفاهيم آخر الزمان با كلمه دجال آشنا هستيد؛ در حديثي در «وسايل الشيعه» امام رضا(ع) مي فرمايند: در آخر الزمان ميان شيعيان ما خطري پيش مي آيد كه اين خطر، فتنه اش از دجال شديد تر است. حال شما برويد روايات مربوط به دجال را ببينيد كه چه طور مردم را فريب مي دهد، دجالي كه با ظهور حضرت سقوط خواهد كرد، دجالي كه به عنوان يكي از دشمنان جدي حضرت و يكي از موانع ظهور حضرت مطرح است، دجالي كه عبور از فريب هاي او تنها راه رسيدن به فرج است؛ امام رضا(ع) خيلي صريح مي فرمايند خطر اين فتنه از فتنه دجال براي شيعيان بالاتر است.

راوي حديث می گوید: پرسيدم چگونه فتنه مي كنند؟ امام(ع) مي فرمايند بواسطه دوستي كردن با دشمنان ما اهل بيت(ع) و بواسطه دشمني كردن با دوستان اهل بيت(ع). زماني كه اين اتفاق افتاد حق با باطل در هم آميخته مي شود و امر مشتبه مي شود _معمولا در روايات منظور از امر "ولایت" است یعنی یک کاری می کنند که در ولایت تشکیک بکنند_ و مومن از منافق شناخته نمی شود.

 این حدیث را من به چند مقصود عرض می کنم، یکی اینکه در آخرالزمان فتنه ها و امتحانات بسیار سهمگینی از مردم جهان، مسلمان ها و بویژه شیعیان گرفته می شود؛ در فتنه های آخرالزمان گروه های زیادی از شیعیان ریزش می کنند.

 قرآن می فرماید: «یا ایها الذین امنوا لاتتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منکم فانه منهم ان الله لا یهدی القوم الظالمین ای کسانی که ایمان آورده اید یهود و نصاری را تکیه گاه خود قرار ندهید، آنها تکیه گاه یکدیگرند و کسانی که از شما به آنها تکیه کنند از آنها هستند خداوند جمعیت ستمکار را هدایت نمی کند» چرا شما به سمت یهود و نصارا می روید؛ اگر کسی به آنها علاقه پیدا کند جزو آنهاست؛ و در آیه بعد می فرماید: «فتری الذین فی قلوبهم مرض یسرعون فیهم یقولون نخشی ان تصیبنا دائره فعسی الله ان یاتی بالفتح او امر من عنده فیصبحوا علی ما اسروا فی انفسهم ندمین؛ گروهی منافق را که دلهایشان ناپاک است خواهی دید که در راه دوستی ایشان می شتابند و می گویند: ما از آن می ترسیم که در گردش روزگار مبادا آسیبی از آنها به ما رسد؛ باشد که خدا فتحی پیش آوردو یا امر دیگر از طرف خود تا منافقان از آنچه به نفاق در دل نهان کردند سخت پشیمان شوند» کسی که در دلش یک مرض دارد یک تمایلی به سمت آنها دارد سازشکارانه برخورد می کند؛

 این سنت خداست که خدا می فرماید: من این گروه سازشکار را بر می دارم و گروه دیگر را جایگزین شما می کنم که ویژگی گروه بعدی این است که: «... اذله علی المومنین اعزه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لائم ...» آن گروه از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند. اگر همین رئیس جمهور، همین مجلس، همین دولت مرد ها هم روحیه سازشکارانه به خودشان بگیرند خدا عوض می کند، خدا اینها را بر می دارد یک گروه دیگر جای آن ها می آورد.

امیرالمومنین(ع) از جریان تحمیل گری چنین سخن می فرمایند: «لقد کنت امسا امیرا فاصبحت مامورا لقد کنت امسا ناهیا فاصبحت منهیا» من امیر بودم اما الان مامور شدم، از بس که شما حرف های خودتان را تحمیل می کنید، شما نهی می کنید، شما دارید تحمیل می کنید. جریان تجمیل هایی که رسول گرامی اسلام(ص) و علی(ع) پذیرفت، جریان تحمیلگری که توسط نخبگان بر ایشان انجام می گرفت، جریان تحمیلی که بر امام حسن مجتبی(ع) شد، به جایی رسید که تا امام حسین(ع) تصمیم گرفت دیگر تحمیل نپذیرد و سیدالشهدا را قطعه قطعه کردند.

 نبرد سید الشهدا(ع) به این دلیل بود که ایشان تحمیل را از جانب دوستان! را نپذیرفت و قطعه قطعه شد.

شمر و عمرسعد جزء خوارج نبودند اینها دوستان امام حسین(ع) محسوب می شدند. شمر جزء مجروحین پای رکاب امیرالمومنین(ع) بوده است.

 عمرسعد در جوانی خطاب به امام حسین(ع) می گفت: "این مردم دیوانه اند! به من می گویند بر اساس برخی اخبار و روایات، تو قاتل حسین خواهی شد" امام حسین(ع) به عمرسعد می فرمود: "من کاری ندارم مردم چه می گویند ولی عمرسعد من هر موقع که از دنیا بروم، تو بعد از من زیاد زندگی نمی کنی" و حضرت این سخنان را در روز عاشورا به وی یاداور شد.

 و حالا دو حالت بیشتر ندارد یا این قدر تحمیلگری می شود که روزگار همانند زمان سیدالشهدا(ع) می شود یا ایستادگی می کنید و فرج آقا امام زمان(عج) فرا می رسد، لذا زمانی که مقام معظم رهبری تحمیل گری را نمی پذیرد و بنا شده سفت و محکم بایستد. حتی برای کسانی که در خط آقا هم حرکت می کنند و یک اشتباهی می کنند آقا محکم می ایستد.

از شما می پرسم... خون کوفیان که از ما رنگین تر نیست؟ ما چرا نباید این امتحان ها را پس ندهیم؟ چرا نباید بین ما خوارج تولید شود؟ تا ملتی نشان ندهد که مثل مردم کوفه نیست! امام زمان(عج) خواهد آمد؟

من فقط یک پیشنهاد دارم برای اینکه این آزمایش سهمگین از ما گرفته نشود.

 روشنگری کنید تا کار به خوارج نکشد. در زمان امیرالمومنین(ع) که صحنه اینقدر تیره و تار شد، چه رسد به زمان نائب امام زمان(ع) یعنی مقام معظم رهبری، همان شیطان الان هم هست، همان تجربه را هم دارد! همان مومنین ضعیف هم الان هستند! شما دلیلی دارید آن کسانی که در مردم کوفه بودند و نمک امیرالمونین(ع) را خوردند، سر سفره ایشان نشستند، و آخر نمکدان شکستند؛ آیا دلیلی دارید که الان چنین اشخاصی نباشند؟! چه دلیلی هست؟! چرا آن نفاق و آن ضعف ایمان در جامعه ما نباشد؟! پس روشنگری کنید.

 

امتحان خوارج یکی از امتحان های سهمگینی بود که امیرالمونین(ع) مجبور شد به حقیقت بیشتر عمل بکند. جنگ شد. امان از آن وقتی که نوبت به انجام حقیقت باشد و تحمل کردن مصلحت دیگر مصلحت نباشد! آن وقت چه فتنه ها و آشوب های سهمگینی ایجاد می شود. کدام یک از پیامبران و اولیای الهی را بالای منابر لعن کردند، غیر از علی بن ابی طالب(ع). چرا؟ چرا لعن کردند؟ آن وقت مقام معظم رهبری در مقابل امیرالمومنین(ع) چه چیزی دارد که امیرالمومنین(ع) بخواهد اینقدر متهم و مظلوم بشود و ایشان نشود؟ خب طبیعی است که آقا هم مظلوم خواهد شد.

 

شما و روشنگری نباشد ایشان مظلوم تر هم خواهد شد. آن امیرالمومنین(ع) که پیامبر(ص) دستشان را به عنوان ولی بالا برد، «من کنت مولا فهذا علی مولا» را داشت، این طور مظلوم می شود. مقام معظم رهبری که یک نامه از آقا امام زمان(عج) ندارد که بگوید من نائب ایشانم. خب اگر من و تو بیدار نباشیم ایشان هم مظلوم می شود! چرا بعضی وقت ها باید به مماشات رفتار کرد؟

 

جان دادن در راه خدا خیلی آسان تر از آبرو دادن در راه خداست. والان نوبت آن است که خواص و نخبگان مملکتی آبرو در راه خدا بدهند؛ اما بهترین ها خساست می کنند. مثل کسی که در خط مقدم جبهه، فرار کند.

چرا شما این نخبگانی را که می شناسید محاصره و دوره شان نمی کنید؟! چرا به ایشان نمی گوئید که خجالت بکشند از سکوتشان؟

امام زمان(عج) نمی آید چون 313 نفر که از آبرو دادن نترسند، نداریم. با کی بیاد؟!

 

به من می گویند حاج آفا شما وجهه خودتون را خراب نکنید! سیاسی حرف نزنید! خاک بر سر اون وجهه ای که بخواهد ما را از انجام وظیفه دور کند. من با سکوت در برابر این دجال های کثیف که استعداد قتل اباعبدالله الحسین از شراره های چشم های کثیفشان می بارد، خیانت به فرج امام زمان بکنم؟ من دوست و دشمن را قاطی نمی کنم ولی دوستان حسین را کشتند. داریم همه مسائل را ماستمالیزیشن می کنیم!

ما باید جریان رسیدن از مصلحت به حقیقت را دنبال بکنیم  و به جایی می رسد که فرج آقا امام زمان(عج) رخ دهد.

 

دوستان عزيز ... در ادامه مطالب مقاله كامل و سخنان زيبا و پر معناي استاد پناهيان رو حتما مطالعه كنيد...

 

ادامه نوشته

ایران و یمن زمینه سازان ظهور_ یمن در استانه انقلاب

ایران و یمن زمینه سازان ظهور_ یمن در استانه انقلاب:

آنچه در لبنان و غزه با مدد امدادهاي غيبي حادث شده در يمن در حال وقوع است. شيعيان يمن حتّي مي‌گويند گاه زير بمباران مي‌نشينند و مي‌گويند به ما آسيبي نمي‌رسد. اين امداد چنان شهرت يافته كه رئيس جمهور يمن در تلويزيون اعلام كرد كه ما سِحر حوثي را توسط يك ساحر كشف كرده‌ايم و به دنبال خنثي كردن آن هستي.......

عکس از وبلاگ  نشانه های ظهور (http://alayemezohoor.parsiblog.com/) برداشته شده است.

در برنامة قبل از «قوم نشان شده» گفتم و باب گفت‌وگو دربارة نقش ايران و ايرانيان را در واقعة شريف ظهور كبراي حضرت موعود(ع) گشودم. نمي‌شود بدون ذكر شواهد و مستندات از كنار اين ادّعا گذشت و انتظار داشت مقبول طبع همگان نيز واقع شود. از اين پس براي اطلاع علاقمندان و به ويژه جوانان مطالبي را ذكر مي‌كنم. واقعة بزرگ و شريف ظهور كه مقصد و مقصود جملة انبياء، اولياء و به ويژه نقشه‌هايي حضرت خداوندي را محقّق مي‌سازد، در گرو مقدّماتي است كه از يك هزار و اندي سال فراهم مي‌آيد.
 
اسلام، ميان دو امپراتوري پر قدرت متولّد شد. ايران ساساني كه وسعتي از درياي مديترانه تا مرزهاي چين و از ارمنستان تا يمن داشت و روميان.

شرايط سياسي ـ اجتماعي آشفتة عصر ساساني، نظام طبقاتي حاكم بر اين عصر، تحريف آموزه‌هاي دين زردشت و تباهي دستگاه مذهبي موبدان، از هر سو ايران عصر ساساني را مستعدّ تحوّلي بزرگ ساخته بود.

نامة پيامبر اكرم(ص) سرآغاز ماجرا بود. نامه توسط پيك مخصوص (عبدالله بن خدافه سهمي قريشي) به دربار خسرو پرويز متكبر رسيد.

از محمّد(ص)، فرستادة خدا به بزرگ زمامداران
درود به آن كسي كه حقيقت را بجويد و هدايت را پيرو باشد و به خداوند و رسولش ايمان آورد و گواهي دهد كه محمّد بنده و فرستادة اوست. من تو را به سوي خدا مي‌خوانم. فرستادة خداوند بر همگان هستم تا آنان را بيم دهم و حجّت را بر كافران تمام كنم، اسلام بياور تا در امان باشي و اگر از اسلام روي‌گردان شدي، گناه مردم مجوس بر گردن توست.

خطاب پيامبر بسيار زيبا بود، ايرانيان را به اكرام ياد كرده بود و آنان را چون مستضعفاني مستحقّ رهايي خوانده بودند، چنان‌كه اشاره فرمودند: «اگر از اسلام روي‌گردان شوي، گناه مردم مجوس بر گردن توست». مخاطب امام مردم نيست. بلكه متوجّه خسرو پرويز عيّاشي بود كه در حرم‌سراي خود سه هزار كنيز داشت.

خسرو نامة پيامبر را پاره كرد، در حالي كه نمي‌دانست در حقيقت با اين عمل خود را مي‌درد و نه نامة رسول خداوند را. قاصد رسول خدا به مدينه بازگشت. خسروپرويز به حاكم دست نشاندة خود، (باذان بن ساسان) كه در يمن حاكم بود، نامه نوشت كه اين مدّعي پيامبري را دستگير كرده به دربار ساساني بفرست.

باذان دو پيك را به همراه نامه به آستان پيامبر مي‌فرستد. پيامبر به پيك باذان بن ساسان مي‌فرمايد براي گرفتن جواب فردا بياييد. فردا وقتي دو پيك برمي‌گردند، پيامبر خبر پاره شدن شكم خسروپرويز توسط پسرش شيرويه را به قاصدان مي‌دهند و با تحفه و نامه‌اي آنها را به سوي يمن و درگاه باذان بن ساسان مي‌فرستند.

پيامبر به باذان اعلام كرده بودند، چنانچه اسلام بياورد، مي‌تواند كماكان حاكم يمن بماند.

باذان به اتفاق ساير ايرانيان اسلام مي‌آورند و ايرانيان در يمن، اوّلين پايگاه اسلامي را ايجاد مي‌كنند. القاب ابناء و احرار يعني «فرزندان آزادگان» مخصوص ايرانيان مي‌شود. همين القاب امروز هم در ميان جماعت بزرگي از يمني‌ها هست.

پس از باذان بن ساسان، فرزندش «شهر بن باذان» با حكم پيامبر به جاي پدر حاكم يمن مي‌شود. در سال يازدهم از هجرت، پس از حجّة الوداع، «اسود عنسي» در يمن شورش كرد و با ادّعاي پيامبري جماعتي را به گرد خود آورد و مناطقي را متصرّف شد. «شهر بن باذان» ايراني با هفتصد سوار در پي او روانه شد و با او به جنگ مشغول شد و به درجة شهادت رسيد. او اوّلين شهيد ايراني صدر اسلام است. ابناء و احرار ايراني در يمن ماندند و پس از پيامبر جمعيت شيعيان يمن را تشكيل دادند و نسل در نسل پايگاهي مهم پيرامون جزيرة العرب را حفاظت كردند، تا در آستانة ظهور حضرت وليّ عصر(ع)، با رشادت و مبارزة خود حجاز را تصرّف و آن را تسليم حضرت نمايند. سيّد يماني، با پرچم سفيد، بر حق‌ترين پرچمي است كه در آستانة ظهور خروج مي‌كند، دشمنان اموي اهل بيت(ع) را مي‌راند و بيعت خود را با امام راست مي‌كند.
 
شيعيان يمن، امروزه، به رغم همة فشارها و اسماعيلي و زيدي امامي با عشق خانوادة پيامبر و امام علي(ع) با هم متّفق شده‌اند تا جملگي در دفاع از نام امام علي(ع)، مقابل وهابيون، ائتلاف عربستان، حكومت يمن، اسرائيل و عربستان بايستند.

طيّ اين سال‌ها و پس از پيروزي انقلاب اسلامي، آنها با تأسّي به قيام ايران و رهبري و زعامت امام خميني(ره) در پيروزي انقلاب، جان تازه‌اي گرفته‌اند. صدها حسينية زيرزميني به راه انداخته و قبايل را با هم متحد ساخته‌اند.

طيّ يكي دو هفتة اخير، آمريكا هم وارد معركه شده و به اتفاق عربستان و رژيم اشغالگر فلسطين و حاكم وهابي من، كشتار وسيع شيعيان را شروع كرده است.

قصد اصلي اين ائتلاف صهيوني و بني‌اميّه‌اي كشتار شيعيان است.

يمني‌ها اعتراف كرده‌اند كه هدف ما طيّ سال‌هاي گذشته اين بوده كه ميان شيعيان ايران و يمن فاصله بيندازيم امّا در اين جنگ تمام زحمات گذشتة ما بر باد رفت. اين جنگ پيوند فوق العادّه‌اي ميان عراقي‌ها، ايرانيان و شيعيان يمن به وجود آورده است. شيخ الازهر و علماي وهابي مرتب فتوا به قلع و قمع آنان مي‌دهند و حتّي شبكه‌هاي عربي اخبار اين درگيري‌ها را اعلام نمي‌كنند. در حالي كه يمن، زير بمباران ائتلاف صليبيون آمريكايي، صهيونيست‌ها و سلفي‌هاي وهابي زير و رو مي‌شود.

جالب اينجاست كه به رغم حملة ارتش يمن از پشت و ارتش عربستان از جلو و محاصرة دريا و فشار و تحريم، شيعيان ايستاده‌اند. در يكي از عمليات‌ها، عربستان چهل چترباز براي كشتار آنها فرستاد كه جز يك نفر بقيه به هلاكت رسيدند. به اعتراف رئيس جمهور يمن، شيعيان سربازاني ده ـ دوازده ساله دارند كه مردانه مي‌جنگند. شبكة ايراني العالم را كه اخبار يمن را منتشر مي‌كرد، فيلتر كردند.

به نقل از جناب سيّد عصام العماد اشخاصي چون سعيد الفقيه كه خودش وهابي است، شبكه‌اي براي اعتراض و مخالفت با عربستان در كانال الاسلام ايجاد كرده و به عنوان بزرگترين نقطه ضعف و نماد ضعف عربستان به حوثي‌ها مي‌پردازد. او چنين تحليل مي‌كند كه: حوثي‌ها عاشورا و كربلا و غدير دارند ولي ما در مقابل ارتشي شكمباره با شبكه‌هاي سكس داريم. او صداي گريه‌هاي سربازان عربستاني را وقتي به همسرانشان زنگ مي‌زنند، پخش مي‌كند.

آنچه در لبنان و غزه با مدد امدادهاي غيبي حادث شده در يمن در حال وقوع است.
شيعيان يمن حتّي مي‌گويند گاه زير بمباران مي‌نشينند و مي‌گويند به ما آسيبي نمي‌رسد. اين امداد چنان شهرت يافته كه رئيس جمهور يمن در تلويزيون اعلام كرد كه ما سِحر حوثي را توسط يك ساحر كشف كرده‌ايم و به دنبال خنثي كردن آن هستيم.

بي‌شك آنچه ارادة خداوندي آن را حمايت كند، شكست‌ناپذير است. از هزار و اندي سال، تقدير الهي سرنوشتي را رقم زده كه روز به روز به آن نزديك‌تر مي‌شويم. جان و خون شيعيان آل علي(ع) از ابتدا از سوي ايرانيان در يمن جاري شد و اينك نماد و سمبل مبارزان ايراني به آنان ياري مي‌دهد تا در نقطه‌اي، باعث برپايي در خروج عظيم شود، خروج سيّد يماني از يمن و سيّد خراساني از ايران «ولو كره المشركون»

استاد شفيعي سروستاني. 
راديو معارف ـ‌ 18/10/88

در ادامه .....

اخبار مربوط به اخرین تحولات یمن...

علمای یمن علیه آمریکا حکم جهاد دادند..

تخریب گسترده آثار شیعی در شمال یمن (صعده)

 

ادامه نوشته

پاسخ استاد خادم الامام به فرافكني جنبش سبز ماسوني در فراماسون دانستن دكتر محمود احمدي ن‍ژاد.

پاسخ استاد خادم الامام فرافكني جنبش سبز ماسوني در فراماسون دانستن دكتر محمود احمدي ن‍ژاد.:

با سلام خدمت دوستان عزیز...

در این پست پاسخ استاد خادم الامام فرافكني جنبش سبز ماسوني در فراماسون دانستن دكتر محمود احمدي ن‍ژاد  رو قرار دادیم .. حتما بخونید و با مطالب  وبلاگ سبز ها مقایسه کنید...   از استاد عزیز هم تشکر می کنم و انشالله موفق باشند ..

 لینک مطلب در سایت وعده صادق: پاسخ به فرافکنی جنبش سبز در فراماسون دانستن احمدی نژاد

فرافكني جنبش سبز ماسوني در فراماسون دانستن دكتر محمود احمدي ن‍ژاد.

 در حدود 4 سال پيش كه مقاله ي « فراماسونري: دجال آخرالزمان » وارد فضاي مجازي وب شد، شايد تعداد مقالاتي كه پيرامون فراماسونري در فضاي مجازي وب وجود داشتند، به تعداد انگشتان دو دست هم نمي رسيد، اما به لطف خدا و ياري آقا امام زمان (عج) بعد از گذشت 4 سال، حدود 24500 صفحه ي اينترنتي در فضاي وب يافت مي شوند كه اين مقاله را در خود جاي داده و يا به آن لينك داده اند. در همان زمان نويسندگاني چون دكتر عبدالله شهبازي با انتشار مقالاتي چون ارتباط كابالا و مدونا و ...
 
 
 
 
تلاش كردند تا حرفهايي براي گفتن در زمينه ي فراماسونري داشته باشند. افرادي چون عبدالله شهبازي مطالعات زيادي در زمينه ي بهاييت انجام داده بودند، اما نتوانستند به جمع بندي مناسبي پيرامون فراماسونري و ماهيت حقيقي آن بپردازند. به همين دليل ماحصل نوشته هاي شهبازي، مقالات نازل و ضعيفي همچون ارتباط مدونا با كابالا، دماوند و فرقه هاي رازآميز، « دروازه ي قرآن  » و نمادهاي ابليسك در شيراز بود كه نحوه ي نگارش و استناد آن ها حاكي از ضعف قلم نگارنده در زمينه ي فراماسونري داشت. تا آن جا كه براي مثال در مقاله ي دماوند و فرقه هاي رازآميز، شهبازي دماوند را يك ابليسك بزرگ مي داند، در حالي كه اين ادعا نشان مي دهد كه وي اطلاعات مناسبي پيرامون ابليسك ندارد. چرا كه ابليسك شرايط ويژه و سطح مقطع خاصي دارد و نمي توان هر بناي بلندي را ابليسك دانست. تصوير زير به خوبي گوياي اين مسئله مي باشد:

بنابراين اين مسئله كه عبدالله شهبازي دماوند را يك ابليسك مي پندارد، نشان مي دهد كه هيچ سررشته اي از نمادشناسي فراماسونري ندارد. در واقع اگر ادعاهاي بي پايه ي شهبازي را در اين زمينه بپذيريم، بايد از اين به بعد گلدسته هاي مساجد، موشكهاي بالستيك و ... را نيز يك ابليسك بدانيم كه اين مسئله صحت ندارد و ابليسك سطح مقطع و انتهاي به خصوصي دارد.

اما به هر حال از آن زمان به بعد شهبازي به عنوان يك ماسون شناس مطرح گرديد و عده ي زيادي نيز همانند وي به نوشتن مقالاتي از اين دست پيرامون فراماسونري پرداختند. تا جايي كه مقالات ترجمه اي و تاليفي پيرامون فراماسونري، يك شبه وارد فضاي وب شدند، بدون اينكه مولفان آن ها مخاطراتي را كه ممكن است نوشته هاي خام و ناپخته به دنبال داشته باشد، در نظر بگيرند. در همان هنگام عده اي كه همواره به دنبال تخريب چهره ي نظام جمهوري اسلامي بودند، با استفاده از ضعف رسانه هاي رسمي، جهل و سستي مشاوران رييس جمهور و با استفاده از موج وبلاگي، از چند تصوير و چند مطلب بي اساس بهره برده و دولت را به فراماسونري جهاني مرتبط ساختند، حال آن كه هيچ دولتي در جمهوري اسلامي تا بدين حد مورد غضب فراماسونري جهاني واقع نشده بود.

 اين مسئله تا زمان انتخابات ادامه يافت تا اين كه عبدالله شهبازي در زمان انتخابات، با توجه به دوستي و ارتباط قوي كه با ميرحسين موسوي  داشت، شروع به اتهام زني به دولت و ساير اركان نظام جمهوري اسلامي كرد. با توجه به شهرتي كه عبدالله شهبازي به ناحق در زمينه ي ماسون پژوهي دست و پا كرده بود، (كه البته بخشي از اين شهرت كذايي به واسطه ي رخوت و سستي و بي مبالاتي وبلاگ نويسان مذهبي در استفاده ي كوركورانه و غير نقادانه ي مقالات شهبازي پديد آمده بود) وي از اين شهرت سوء استفاده كرده و از اين مسئله براي اتهام زني به دكتر احمدي نژاد بهره ي كافي را برد.

 در همان هنگام، وبسايت « وعده ي صادق » و سلف آن يعني وبلاگ « اسلام حقيقي‌ « به تأسي از رهبر معظم انقلاب كه تصميم گيري در زمينه ي انتخابات را به خود مردم واگذار فرموده بودند، از هر گونه تبليغ مستقيم پيرامون كانديداها خودداري كرده و تنها نكاتي كلي پيرامون رييس جمهور مهدوي بيان كرده بود. حتي فشارها و درخواست هاي خوانندگان محترم و فهيم وبسايت نيز منجر به تغيير اين رويه نشد تا اينكه وقايع پس از انتخابات رخ داده و گستاخي هاي جريان فتنه تا بدانجا ادامه يافت كه خطوط قرمز شكسته شد و ساحت مقدس امام حسين (ع) نيز مورد توهين جريان فتنه قرار گرفت. به همين دليل وبسايت « وعده ي صادق » نيز كه تا آن زمان به تأسي از متانت و بزرگوار ي رهبر معظم انقلاب از درج هر گونه مطلب جنجالي خودداري مي كرد، سكوت را بيش از اين جايز ندانسته و تلاش نمود تا ماهيت شوم جنبش سبز ماسوني را افشا نمايد.

 از آن سو جريان فتنه انگيز جنبش سبز ماسوني كه خود را در معرض خطر مي ديد، به فرافكني پرداخته و از مطالب جهت دار عبدالله شهبازي، مهدي خزعلي و عنصر خودفروش خائن عليرضا نوري زاده استفاده كرده و با كنار هم قرار دادن مطالب مذكور و تصاوير ظاهراً مستند تلاش نمود تا دكتر محمود احمدي نژاد را به ارتباط با فراماسونري متهم نمايد.

 گرچه در وبلاگ « اسلام حقيقي » به صورت مختصر به اين ادعا ها پاسخ داده شده بود، در اين مقاله تلاش مي گردد تا ماهيت واقعي اسنادي كه جنبش سبز به آن ها استناد مي كند، بر خوانندگان عزيز هويدا گردد. اينك به چند نمونه از مهمترين اسناد ادعايي جنبش سبز ماسوني در اين زمينه مي پردازيم و اسنادي را كه اين ادعا ها را رد مي نمايند، در ادامه مي آوريم:

مطالب و اسناد در ادامه مطالب.................

 

ادامه نوشته

اشعار مهدوی

سلام بر دوستان عزیز ...

بعد از چند پست سیاسی .. امروز  می خوام اشعاری رو در این پست قرار بدم و انشالله  مفید واقع بشه...

گلی تنها تر از تو من ندیدم،  تویی که دلربایی

به هر جا وصف رویت را شنیدم،  گلی از کبریایی

به پهلو هر گلی صد خار دارد،  دلی بس زار دارد

گل بی خار چون تو کس ندیده،  پر از مهر و صفایی

همه مشتاق دیدار تو هستیم،  ولی بی باده مستیم

به فعل بد دل گل را شکستیم،  گل نرگس کجایی؟

همه از عطر روی گل بگوییم،  ولی گل را نبوییم

به حرمان راه دیگر را بپوییم،  بده ما را رهایی

شراب عشق تو هر کس که نوشد،  دل از غیر تو پوشد

بده از جام خود ای گل شرابی،  که دل گیرد جلایی

مکرر از وفای تو سرایم،  ولی خود بی وفایم

بکامم جرعه ای ده از وفایت،  که بحری از وفایی

مدام از مهر او  گویی سعادت،  رها کن این حکایت

ندارد گفته ات دیگر صداقت،  به گل کردی جفایی

کسی درد فراقت را ندارد

که دل را بر سر کویت گذارد

 

نیا ای معنی عشق و رهایی

کسی هرگز نگوید تو کجایی!

 

نیا-اینجا همه در خواب نازند

پی دنیا و پول و رقص و سازند

 

به اشک تو دلی هرگز نسوزد

به راه تو کسی چشمش ندوزد

 

تویی تنها غریب این زمانه

که آتش گیرد از قلبت زبانه

 

خلاصه حال و روز ما خراب است

فراقت ای گل زهرا، سراب است
 
 
 
محمد رضا طاهری

(ردّ پای انتظار)


در حجـــم بیـــتاب دلم یـاد تـو غـوغـا می كــند
گنجـــینه حس مــرا نـام تـو زیبـــــــا می كــند

از متن نـاب خاطـــره شـــعر حضــــورت را دلم
بـا اشــتیاق دیدنت مســتانه پیــــدا می كــند

وا كن به سوی شوق من آغوش گـرم عاطـفه
بانگ حضـــورت نازنین چشـم مرا وا می كــند

بـوی غــریب نـرگـست از رد پـای انتــــــــظار
راز وجـود ســبز تـو در دیـده افشــا می كــند

از پشت اشك لحظه ها چشم نیاز خسته ام
درد فـراق سـینه را نـزد تـو انشـــا می كــند

از انتــــهای حـادثه خیـــــزد غبـــار هجــر تو
شـاید نیـــاز دیدنت بیهوده حاشـا می كــند

اندیشــه پاك (رهـــا) ممــــلو ز شـــهد آرزو
عطر وصالت سینه را جانانه شیدا می كـند

اللهم عجل لولیک الفرج

جنبش سبز ماسوني از زاويه اي ديگر.

جنبش سبز ماسوني از زاويه اي ديگر.

با سلام  خدمت دوستان عزيز

در اين پست مقاله جديد استاد خادم الامام (عج)  عزيز رو قرار داديم ...  مقاله اي فوق العاده كه از منظري ديگر به بررسي  فراماسون و نقش اون تو جريانات ايران و جنبش سبز ماسوني و سران اون  مي پردازه .. 

از استاد عزيز تشكر مي كنم .. واقعا مقالاتشون اگاه كننده  است و از دوستان مي خوام با بصيرت و انصاف  مطالب رو بخونند. ...  گرچه  كساني كه بر چشم ها، گوش ها و قلب هايشان مهر زده شده است، با خواندن اين مطلب و هزاران مطلب ديگر نيز از دسيسه هاي خود دست نمي كشند. اما اين مقاله به اميد اينكه افرادي كه هنوز مرددند، راه صحيح را بيابند، نگاشته شده است.  

بعضي از قسمت هاي مهم مقاله در اينجا بررسي مي كنيم .. .و مقاله كامل به همراه توضيحات استاد  در ادامه مطلب .......... . ضمنا اگه دوستان نظري داشتند حتما بگند تا استفاده كنيم...

خلاصه و اهم مطالب ....  ( مقاله کامل در ادامه مطالب .....)

جنبش سبز ماسوني از زاويه اي ديگر.

فراماسونري جهاني، علاوه بر بهره گرفتن از شواليه هاي خود كه در لژهاي ماسوني و ساير مجامع مخفي فعاليت مي كنند، حساب ويژه اي بر روي پياده نظام خود كه اقشار فريب خورده ي جوامع مختلف هستند باز كرده است. اين اقشار كه عمدتاً از اقشار برخوردار و ثروتمند جوامع مختلف هستند را شايد بتوان ماسون زده ناميد. اين افراد ممكن است ظاهراً در جوامع اسلامي زندگي كنند و حتي عبادات را به صورت ظاهري انجام دهند، اما خلق و خو و منش آن ها با ماسون ها تفاوت چنداني ندارد. اين افراد همچون مردم جوامع ماسوني، بيشتر در زندگي عملي خود ماده گرا هستند تا معناگرا. به عبارت ديگر آن ها ممكن است نماز بخوانند، اما خدايي كه مورد پرستش آن ها است، همانند Great Architect of the Universe مورد تقديس ماسون ها، خداوندي مرده و استاتيك است. اين افراد نماز مي خوانند، اما از آن جا كه تصور مي كنند كه از خداوند متعال بيشتر مي فهمند، نسبت به شعائر ديني گزينشي عمل مي كنند. براي مثال در حالي كه به ظاهر قرآن را مي بوسند و آن را قبول دارند، اما به دستورات آن اعم از حجاب، جهاد، كمك به ساير برادران مسلمان (حتي در ساير كشورها)  و ... بي توجهند. اين افراد در روز قدس كه آخرين جمعه ي ماه مبارك رمضان مي باشد، بطري هاي آب در دست گرفته، آب مي نوشند، سيگار مي كشند و شعارهاي يا حسين – مير حسين و نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران سر مي دهند. اگر عمده ي مراجع شيعه سيگار را مبطل روزه مي دانند، اين افراد به دنبال افرادي در حوزه مي گردند كه برخلاف اجماع سايرين، سيگار را غير مبطل بداند. در واقع اينگونه افراد تلاش مي كنند تا دين را مطابق ميل خود تفسير كنند، نه اينكه خود را با دين هماهنگ سازند.

 

هر جرياني كه همفكر و همگام با فراماسونري مي باشد و از سوي آن ها هدايت مي شود، خود يك جريان ماسوني مي باشد و فراماسونري جهاني از اين جريان به عنوان « جريان ماسون هاي بدون پيشبند » نام مي برد. بدين ترتيب با توجه بيشتر در جنبش سبز و مشاهده ي حمايت كشورهاي بزرگ ماسوني همچون آمريكا، انگليس، اسراييل و ... از اين جريان، مي توان دريافت كه اين جنبش نيز يك جنبش ماسوني مي باشد. چرا كه كشورهاي ماسوني مختلف درباره ي حمايت از اين جريان، وحدت رويه دارند. تا آن جا كه باراك اوباما، رييس جمهور فراماسون آمريكا كه ارتباط وي با فراماسونري جهاني و يكي از شعبه هاي مشهور آن يعني بيلدربرگ در مقاله ي « فراماسونري (دجال آخرالزمان) كدام مهره ي خود را در آمريكا به قدرت مي رساند؟ » بيان شده است، به حمايت همه جانبه از جنبش سبز ماسوني مي پردازد.

 

مدرسه اي كه توسط مدير ماسون اداره مي شود، يك موسسه ي ماسوني محسوب مي گردد. جامعه اي كه توسط يك ليدر ماسون رهبري مي شود، جامعه ي ماسوني به حساب مي آيد. اگر تعداد اعضايمان هم زياد نشود، از طرف هر كسي كه مي خواهد باشد، باشد، تحقق اصول و آداب در هر جا و مكان يك موفقيت شمرده مي شود. » (نشريه ي ماسون ترك – صفحه ي 3032)

نكته ي مهم ديگري كه بايد ذكر كرد اينكه آن حقوق بشري كه از سوي ماسون ها ادعا مي گردد در ايران در حال نقض شدن است و بارها اين مسئله را بر سر ملت مظلوم و مسلمان ايران كوبيده اند، حقوق بشر ماسوني است، نه حقوق بشر الهي. حقوق بشري كه در آن حقوق آشوبگران محترم شناخته مي شود، اما حقوق مردمي كه در انتخابات حماسه آفريدند، زير پا گذاشته مي شود. اين همان حقوق بشري است كه وجود زندان هاي ابو غريب و گوانتانامو را براي شكنجه ي مسلمانان محترم مي داند، اما تاديب آشوبگران و هتك حرمت كنندگان به ساحت مقدس امام حسين (ع) را نقض حقوق بشر مي داند. در واقع بايد گفت كه هر جا كشورهاي ماسوني از نقض حقوق بشر در آن دم مي زنند، بايد به دخالت فراماسونري در آن مشكوك شد. چرا كه ماسون ها و برادران يهوديشان، به جز خودشان كسي را انسان نمي دانند و آن جا كه دم از نقض حقوق بشر مي زنند، منظورشان كسي جز ياران خودشان نيست.

بنابراين هرجا كه فرياد وامصيبتاي جوامع ماسوني درباره ي نقض حقوق بشر يك گروه به آسمان رفت، بايد به گروه مذكور شك كرده و آن گروه را همپيمان ماسون ها دانست. چرا كه ماسون ها به جز خودشان كس ديگري را ماسون نمي دانند كه بخواهند براي حقوق وي نگران باشند. با اين اوصاف بي تفاوتي و سكوت كشورهاي ماسوني در قبال كشتار شيعيان مظلوم يمن، ملت مظلوم فلسطين، مردم مستضعف افغانستان و عراق و... قابل درك است، چرا كه ماسون ها مردم كشورهاي مذكور را اصلاً انسان نمي دانند كه براي حقوق آن ها نگران باشند. اما هنگامي كه اغتشاشگران حوادث بعد از انتخابات و اهانت كنندگان روز عاشورا دستگير مي شوند، دم از نقض حقوق بشر مي زنند.

حتي اگر ارتباط مشكوك سران جنبش سبز را با فراماسونري جهاني ناديده بگيريم، مرام، عقيده، همگرايي و همراهي جنبش سبز با فراماسونري جهاني از يك سو و حمايت كامل، همه جانبه و يكپارچه ي سازمان جهاني فراماسونري از جنبش سبز نشان مي دهد كه اين جنبش بلاشك يك جنبش ماسوني مي باشد و مطابق تعريف ماسون ها بايد آن را جنبش سبز ماسوني بناميم .

 

مقاله كامل با توضيحات استاد در ادامه -------

دوستان عزیز مقاله کامل رو با توضیحات استاد در ادامه مطالب ...حتما بخونید....

 

 

ادامه نوشته

جنبش سبز یا شعبه ای از تشکیلات مخوف فراماسونری(دجال آخرالزمان)

جنبش سبز یا شعبه ای از تشکیلات مخوف فراماسونری(دجال آخرالزمان):

حيله ي كثيف جنايتكاران جنبش سبز ماسوني در دستكاري طرح تبليغاتي ماه محرم.:

بسم الله الرحمن الرحيم

جاء الحق و زهق الباطل، ان الباطل كان زهوقاً.

بعد از عرض سلام و تحيت خدمت خوانندگان بزرگوار، اينك برگ ديگري از جنايات، حيله گري و دغلبازي سران جنبش سبز ماسوني در برابر ديدگان خوانندگان محترم قرار مي گبرد.

همانگونه كه خوانندگان محترم مستحضر هستند، گردانندگان و هدايت كنندگان جنبش سبز ماسوني، در تبليغات ماه محرم، از نمادها و علامات ماسوني در تبليغات خود بهره جستند تا بيش از پيش، ارتباط خود را با تشكيلات شيطاني فراماسونري جهاني نشان دهند. به نحوي كه در تعدادي از تبليغات ماه محرم جنبش سبز ماسوني، علامت مثلث و چشم جان بين يا به عبارت ديگر، مثلث نورافشان (Shining Triangle) به وضوح به چشم مي خورد. جالب اينكه نمادهاي مذكور بدون هيچ گونه مناسبت و بي هيچ دليل و توجيهي در اين تصاوير به كار رفته اند و عدم تناسب اين نمادها با شعائر ماه محرم، راه را بر هر توجيه  و بهانه تراشي مي بندد.

خوشبختانه به دليل بيداري و آگاهي كه در بين جوانان مومن و برومند جمهوري اسلامي ايران وجود دارد، اين حركت خطرناك و موذيانه بلافاصله كشف گرديد و تلاش مذبوحانه ي جنايتكاران جنبش سبز، در نطفه خفه شد.

اما نكته ي جالب اين كه در همان هنگام كه خبر مذكور در اينترنت به سرعت انتشار يافت، اين حقير با توجه با شناختي كه از خباثت، دسيسه گري و فتنه انگيزي جنبش سبز شيطاني و حاميان ماسوني آن در خارج از كشور داشتم، حدس زدم كه به زودي جنايتكاران سازماندهي كننده ي اين جريان، به زودي تلاش خواهند كرد تا آثار جنايت خود را از صفحات وب پاك كنند و شعار « كي بود، كي بود، من نبودم » سر داده و مظلوم نمايي كنند. به همين دليل بلافاصله اقدام به تهيه ي دو نسخه از صفحات اينترنتي مذكور كردم تا در صورت اجراي اين نقشه از سوي سران اين جريان شيطاني، دسيسه ي آنان را افشا نمايم.

با توجه به اين كه رابطه ي دست اندركاران وبسايت « وعده ي صادق » با خوانندگان محترم بر اساس صداقت و امانتداري است، از اين به بعد، مراحل انجام اين كار به صورت جزء به جزء تقديم خوانندگان محترم وبسايت مي گردد:

1 – در مرحله ي اول، وارد وبسايت جرس « جنبش راه سبز» شده و صفحه ي مربوط به آرشيو تصاوير « طرح سبز » را باز كردم.

2 – در اين صفحه، دو طرح با نام  « اگر دين نداريد لااقل آزاد باشيد» وجود داشتند. صفحه ي مربوط به اين دو طرح را باز كرده و وارد صفحات مذكور شدم.

3 –  با توجه به اين كه حدس مي زدم در صورت دستكاري تصاوير مذكور از سوي جنبش سبز، نشان دادن تصاوير save شده، نمي تواند كساني را كه به اين دستكاري ها شك دارند، اقناع كند (آن هم با وجود برنامه هايي مثل فتوشاپ!!!)، بر آن شدم تا از كل صفحه ي اينترنتي مذكور با تمام جزئياتش، يك كپي و يك سند تهيه نمايم.

4 –  با استفاده از برنامه ي نرم افزاري Cute Pdf Writer كه قادر است از هر فرمت و هر صفحه اي يك Pdf بسازد، از دو صفحه ي مذكور، يك كپي به فرمت Pdf تهيه نمودم. جالب اينكه تمام جزئيات صفحات مذكور، تاريخ انتشار تصاوير، بقيه ي اخبار مربوط به جنبش سبز، عكس ندا آقا سلطان و ... نيز در اين صفحه همانند صفحه ي اصلي به چشم مي خورند.

بعد از تهيه ي كپي مذكور، باخبر شديم كه سران جنايتكار جنبش سبز، در طرح هاي مذكور، نماد هاي ماسوني را حذف كردند و شعار « كي بود، كي بود، من نبودم » سر داده اند. اين حركت آنان گرچه خباثت هاي آنان را بيش از پيش نشان مي دهد، اما عقب نشيني آن ها نشان مي دهد كه مقاومت جوانان مومن در جنگ نرم موثر بوده و اين عزيزان را پيروز اين جنگ نموده است.

بعد از اطلاع از اين حركت موذيانه ي سران جنبش سبز ماسوني، بر آن شديم تا دست آن ها را رو كرده و ان شاء الله پيروزي ديگري را در اين جبهه رقم بزنيم...

لینک عکس ها و توضیحات کامل ...

سایت وعده صادق 

http://www.alvadossadegh.com/fa/article/42-freemasonry/1090-1388-10-16-21-01-09.html

دوستان عزیز خواهشمندم حتما مسائل رو با جدیت دنبال کنند و لینک هایی رو که داده شده رو حتما بخونند....

با تشکر از استاد ارجمند خادم الامام (عج):

زنگ تاریخ جدید و قوم نشان شده (ایران)(

رد پای فراماسون ها در کشور + عکس

ريشه مسائل اخير را بايد در محافل صهيونيستي و فراماسونري جست وجو كرد

شهید آیت، میرحسین موسوی و فراماسونری

مقاله ایی جامع پیرامون ماهیت تشکلات مخوف فراماسونری- نویسنده: خادم الامام(عج)

دجال آخرالزمان (فراماسونری جهانی), کدام مهره خود را در آمریکا به قدرت میرساند؟ نویسنده: خادم الامام(عج)

+ مبارزه سخت احمدی نژاد با شاه سلطان حسین یا عضوی از فراماسونها(دجال آخرالزمان)؟!

هراس گمراه کنندگان آخرالزمان، از مطرح شدن نام مقدس امام زمان (عج) توسط رییس جمهور

 سران جنبش سبز، از نمادهاي ماسوني در تبليغات ماه محرم بهره برده اند، اما بعد از مواجهه با بيداري و آگاهي جوانان برومند و آگاه جمهوري اسلامي ايران، در تبليغات مذكور دستكاري نموده و نماد هاي ماسوني را پاك كرده اند. به نحوي كه در حال حاضر، علامت هرم و چشم در سايت جرس و در طرح هاي ذكر شده وجود ندارد. از اين مسئله، مي توان دريافت كه قطعاً در گنجاندن طرح هرم و چشم يا مثلث و چشم در تبليغات محرم توطئه و دسيسه اي  وجود داشته است. چرا كه اگر اينگونه نبود، سران جنبش سبز ماسوني، از اين طرح ها عقب نشيني نمي كردند. به قول ضرب المثل معروف: « آن را كه حساب پاك است، از محاسبه چه باك است ». حال اگر طراحان طرح هاي مذكور ، قصد بدي از گنجاندن نماد مشكوك و ماسوني در تبليغات مذكور نداشتند، چرا از مواضع خود عقب نشيني كردند؟ دست اندركاران اين جنبش شيطاني كه همواره بر مواضع فاسد خود پافشاري مي كردند، چرا طرح هاي مذكور را تغيير دادند؟ پاسخ اين است كه خود بهتر از هركسي مي دانند كه طرح هاي ماسوني مذكور به قدري واضحند كه جاي توجيه ندارند.

البته ما اين را مي دانيم كه آن كساني كه چشم و گوششان بسته شده و بر قلب هايشان مهر خورده است، باز اين سند را نيز رد مي كنند. اما به اين اميد كه تعدادي از افرادي كه هنوز گوش شنوا دارند، اين مقاله را مي خوانند، آن را منتشر نموده ايم.

حال اي عزيزان خواننده. از شما درخواست مي شود كه با جديت تمام و البته رعايت امانت، اين توطئه ي سران جنبش شيطاني سبز را به سمع و نظر بقيه ي برادران و خواهران برسانيد تا ديگران نيز از اين مسئله آگاه شوند. همچنين از شما عزيزان درخواست مي گردد كه به زحمات دوستانمان در وبسايت وعده ي صادق ارج نهاده و در هنگام اطلاع رساني، امانت را رعايت فرموده و منبع خبر را نيز ذكر نماييد.

ان شاء الله خداوند متعال به همه ي مسلمين بصيرت و ايمان عطا فرمايد و شر دجال آخرالزمان را از سر مسلمانان رفع نمايد.

 

 خادم الامام (عج) – وعده ي صادق   http://www.alvadossadegh.com

 

 

سيد خراساني و شعيب بن صالح

با سلام خدمت دوستان عزيز ...

در اين پست  روايات مربوط به  سيد خراساني  و شعيب بن صالح رو بررسي خواهيم كرد ...  در مورد مصاديق اين شخصيت ها و ساير اشخاص زمان ظهور ... حتما خيلي هاتون اشخاصي رو مطابقت مي ديد البته ما هم با انتشار اسناد  و مدارك مصاديق ظهور توسط محققين و اساتيد بزرگوار ...  در اين وبلاگ اين مقالات رو  منتشر خواهيم كرد ولي فعلا به بررسي روايات  ائمه در باره اين دو شخصيت  مي پردازيم ...

لازمه بگم كه استاد بزرگوار خادم الامام(عج)  محقق و استاد در زمينه مصاديق و علائم ظهور ..  مقالاتشون در مورد مصاديق ظهور اماده ست ولي فعلا منتشر نكردندو  ما هم منتظريم تا ايشون اين مقالات رو  منتشر كنند ...

خلاصه مطالب :  ( مطالب كامل در ادامه مطلب)

سيد خراساني :

در روايات ظهور، به نهضت و حركت شخصي به نام خراساني برمي‌خوريم كه از ناحية شرق به ياري امام زمان(ع) برمي‌خيزد و سپاه وي فرمانده‌اي دارد. حال پرسش اين است كه پرچمدار و فرماندة سپاه خراساني كيست؛ در پاسخ  بايد بگوييم كه خروج سفياني در برخي روايات، از نشانه‌هاي ظهور خوانده شده است؛ در همان سالي كه سفياني قيام مي‌كند، سيّد خراساني از سمت مشرق قيام كرده، به سمت كوفه مي‌رود. در روايات، اين شخص به خوبي معرفي نشده؛ ولي ظاهراً پرچمدار حق است كه براي مبارزه با ظلم قيام مي‌كند.

 نويسندة كتاب «عصر ظهور» در اين رابطه مي‌نويسند: «اندكي پيش از ظهور حضرت مهدي(ع) در ميان ايرانيان شخصي با عنوان سيّد خراساني ظاهر شده كه رهبري سياسي مردم را به عهده مي‌گيرد. شعيب بن صالح نيز پرچمداري را عهده‌دار مي‌شود. ايرانيان تحت رهبري اين دو تن، نقش مهمّي را در حركت ظهور آن حضرت ايفا مي‌كنند. سيّد خراساني و شعيب، جنگ را در مرزهاي ايران، تركيه و عراق هدايت مي‌كنند و نيروهاي مستقر در شام، خود را به پيش رانده و در همان زمان، از دو جناح عراق و شام آمادة پيشروي بزرگ به سوي فلسطين و قدس مي‌شوند».1

 روایات مربوط به خراسانی كه از طریق اهل سنت و همچنین در منابع متأخر شیعه وارد شده است به روشنی دلالت دارد بر این كه آن شخصیت از ذریه امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ یا امام حسین ـ علیه السلام ـ است و از او به عنوان هاشمی خراسانی یاد شده است و صفات جسمی وی را كه دارای صورت نورانی است و خال برگونه راست و یا دست راست دارد بیان كرده اند.[10] نویسنده از روایات وارده در منابع متقدم شیعه نتیجه متفاوت می گیرد.[11]

شعيب بن صالح:

 شعيب بن صالح جواني است گندمگون، لاغر، با ريش كم‌پشت، صاحب بصيرت و يقين از اهالي ري كه اندكي پيش از ظهور حضرت در ميان ايرانيان، ظاهر شده و نقش رهبر نظامي را در حركت ظهور آن حضرت، ايفا مي‌كند. او مردي است شكست‌ناپذير، اگر كوه در مقابلش بايستد آن را منهدم كرده و عبور مي‌كند.

 وي به همراه سيّد خراساني كه رهبري سياسي ايرانيان را به عهده دارد، پرچم اسلام را به حضرت مهدي(ع) مي‌سپارند و با نيروهاي خود در نهضت آن حضرت شركت مي‌كنند. خراساني و شعيب در زمره ياران خاصّ آن حضرت قرار مي‌گيرند و شعيب بن صالح به فرماندهي كلّ نيروهاي حضرت مهدي(ع) منصوب مي‌گردد.

البتّه احتمال دارد كه جهت حفظ و ايمني، نام او مستعار باشد تا وعدة الهي محقّق شود. همچنين امكان دارد كه نام او و نام پدرش مشابه شعيب و صالح يا به معناي اين دو باشد.

 

برخي روايات وي را اهل سمرقند ـ كه هم‌اكنون در اشغال شوروي است ـ مي‌داند، امّا بيشتر روايات مي‌گويد كه او اهل ري است و با قبيلة بني‌تميم نسبتي دارد و اينكه از يكي از بخش‌هاي بني‌تميم ـ به نام محروم ـ مي‌باشد و اينكه وي غلامي از بني‌تميم است.6 روايتي كه مي‌گويد فاصلة ميان خروج شعيب و سپردن زمام امور را به مهدي(ع) 72 ماه است را مي‌توان حكم به صحّت آن نمود كه در اين صورت، ظاهر شدن خراساني و شعيب، شش سال قبل از ظهور حضرت مهدي(ع) خواهد بود.7

دوستان منابع هم در ادامه مطالب............

ادامه نوشته

شباهت فراماسونری  و دجال در روایات اسلامی

شباهت فراماسونری  و دجال در روایات اسلامی (5):

با سلام  در اين پست  قسمتي از مقالات استاد عزيز خادم الامام (عج)  كه در مورد دجال و خر دجال كه  در روايات ائمه اشاره شده  ..بررسي ميشه ... دوستان عزيز براي مطالعه تمامي مقالات به صورت كامل به سايت وعده صادق يا سايت  موعود  مراجعه كنيد ...(+منابع) :

 

1-در روایات اسلامی، احادیث فراوانی در مورد دجال  و  خر  دجال  گفته  شده است و معصومین (ع)، فتنه ای که توسط دجال برپا می شود را سخت ترین فتنه ی  تاریخ  دانسته اند.(146)  معصومین (ع)  همواره  درباره ی  دجال به  مسلمانان  هشدار داده اند و مسلمین را از  فریب  خوردن  توسط  دجال  برحذر  داشته اند.

 2- از توصیفاتی که در احادیث و روایات در باب دجال وارد  شده  است،  می توان  نتیجه گرفت که دجال یک شخص واحد نیست، بلکه یک جریان  و  یک  تفکر  است.  بیشتر توصیف ها در مورد دجال به صورت نمادین است و ویژگی هایی که برای دجال  گفته شده است، عموماً مربوط به انسان  نمی شود.

 3- یک چشم بودن دجال و وجود چشم مذکور در وسط پیشانی:

حضرت علی (ع)  در پاسخ به سوال یکی از یارانشان درباره ی  دجال، می فرمایند:

« ... چشم راست ندارد و چشم دیگر در پیشانی اوست و مانند ستاره ی صبح می درخشد. چیزی در چشم اوست که گویی آمیخته به خون است ... »

 اما نکته ی شگفت انگیز این که یکی از معروفترین و مهمترین نماد های فراماسونری، علامت یک چشمی « هرم و چشم جهان بین » است که این نماد، دقیقاً مشابه توصیفات معصومین (ع) درباره ی دجال است.

 

 نماد بسیار معروف « هرم و چشم جهان بین »  فراماسونری،  یک چشم  است  که در وسط رأس هرم قرار گرفته است؛ از سوی دیگر،  معنای  دیگر  رأس  در  عربی، « سر » می باشد. همانند توصیف  روایات که می گویند: « ... او أعور (یک چشم) است ... » و « ... چشم راست ندارد و چشم دیگر در پیشانی اوست ... »،  نماد « هرم و چشم جهان بین » فراماسونری نیز یک چشم دارد که این چشم  در  وسط  قسمت  انتهائی  هرم (قسمت رأسی : سری) قرار گرفته است.  بنابراین  این  علامت  معروف  فراماسونری،  با توصیف روایات درباره ی دجال، مطابقت کامل دارد.

 

4– در وسط چشم دجال، نوشته شده است: کافر به خدا و رسول خدا.

این توصیف روایات درباره ی دجال، با فراماسونری مطابقت زیادی دارد؛ زیرا همانند توصیف روایات  که  چشم دجال  را  حاوی  نماد کفر  دانسته اند،  نماد « چشم جهان بین » فراماسونری نیز یک نماد کفرآمیز منسوب به الهه ی خورشید مصری است(157) که به صورت  یک « چشم » بر روی بناها،  لباس ها، کتاب ها، پیشبند ها و ... متعلق به این گروه، خودنمایی می کند.

 

5-  پشت سر دجال چیزی است که مردم آن را نان می بینند ...

 6-دجال از مادری یهودی زاده می شود.

 در روایات ذکر شده در مورد دجال، بیان شده است که وی از مادری یهودی زاده شده و اصلیتی یهودی دارد.(172)  این مطلب نیز انطباق دجال را بر  فراماسونری نشان می دهد.

 همان گونه که در ابتدای مقاله اشاره کردیم، شالوده ی فراماسونری بر پایه ی تعالیم  یهودی  کابالا بنا نهاده شده است و قوم بنی اسراییل، اولین قومی بودند که تعالیم کابالا را گسترش دادند. در واقع می توان گفت که رابطه ی یهود و فراماسونری، همیشگی بوده است...

 –7 زنا زادگان،  شراب خواران،  آواز خوانان،  شیطان ها  و  یهودیها  از  پیروان  دجال هستند.(173)

 به نظر نمی رسد که این مطلب نیاز به توضیح داشته باشد! زیرا که در قسمت های مختلف مقاله به این مطلب اشاره شده است که فراماسونری، مهمترین و قویترین حامی گروه های شیطان پرست، فاسد و ... و قویترین پشتیبان یهودیان صهیونیست است. گروه های مذکور نیز متقابلاً از فراماسونری حمایت کرده و سربازان خط مقدم آن به شمار می روند. از این مسأله نتیجه می شود که توصیف فوق درباره ی دجال، با ویژگی های فراماسونری مطابقت دارد.

12 – دجال یک مرد است ...

پیامبر (ص) در توصیف دجال فرمودند:

« دجال مرد چاقى است، چشم راستش معيوب است ... »

واقعیت این است که بیش از 90 درصد از افراد شرکت کننده در گروه های مخفی و ماسونی، مرد هستند. در واقع اجتماعات مخفی و ماسونی عمدتاً  اجتماعاتی مردانه هستند.(191)  این مطلب تا بدان جا رایج است که در اکثر گروه هایی  که  نام  Freemasonry  و  Masonry  را یدک می کشند، هیچ زنی حق عضویت ندارد و جمعیت مردان در این گروه ها  100  درصد می باشد.(192) البته لژ های بسیار کمی در جهان، زنان را نیز به عضویت می پذیرند.(193)

 

و..............................  بررسي كامل  روايات و مقايسه ان با فراماسونري همراه با اسناد .....در ادامه مطالب......

 حتما ادامه مطلب رو بخونید .... با تشکر ـ زمان ظهور

ادامه نوشته

انتظار باستاني_ ایرانیان اقوام برگزیده

من ایرانی‌ام؛ از ماد تا پارس، تا کوروش ذوالقرنین تا ...

من ایرانی‌ام و اکنون مسلمان و منتظر! راستش انصاف نیست که موعود را فقط مطلوب تاریخی خود و قوم متمدّن و باستانی‌ام معرفی کنم، زيرا قامت او فراتر از هر قوم و تمدّنی است؛ گرچه از هر قوم و تمدّنی در او ارث و اثری است. امّا می‌خواهم ادّعا کنم سهم من در انتظار او بیشتر است؛ سهم ایران، پارس، کشور شیران! زرتشتی که بودم! در متون مقدّسم از جمله مي‌خواندم: «... در آن هنگام که مردگان باز برخیزند و زندگان را بی‌مرگی آید او [یعنی سوشیانت] بیاید و جهان را به خواست خویش نو کند».1 در متون زرتشتی از سه نجات دهنده سخن بود: اوّلی «هوشیدر»، دومی «هوشیدر ماه» و سومی «سوشیانت» که او منجی اصلی است.

 

دربارة نقش قومم در ظهور او مي‌خواندم: «پس باشد که از آنانی باشیم که جهان را نورانی کنیم ای مزدا! و شما ای آهوره‌های دیگر که حمایت و راستی را بیاوریم وقتی که‌اندیشه‌ها آنجا یکی شوند.2 روز شکست یزدگرد از خلیفة غاصب! در جنگ قادسیه پس از درگذشت «رستم فرخزاد» سردار نامی ایران، هنگامی که شکست نیروهای ایرانی حتمی شد و یزدگرد با کسان خود آمادة فرار مي‌شد، به هنگام خروج از کاخ پرشکوه خود در مداین ایوان مجلل آن را مورد خطاب قرار داد و گفت: «هان ای ایوان! درود من بر تو باد. من هم اکنون از تو روی برمی‌تابم تا آنگاه که با یکی از فرزندان خود که هنوز زمان ظهور او فرا نرسیده است به سوی تو برگردم». برایم معمّا شد! یزدگرد کسی بود که منتظر منجی برای براندازی‌اش بودم تا تعالیم زرتشت را درست اجرا کند و امت او را از ظلم و بیداد نجات دهد؛ امّا او خود از خلیفة عرب پناه به منجی مي‌برد! مسلمان که شدم! از رئیس مذهب حق پاسخم را یافتم. سلیمان دیلمی مي‌گفت: هنگامی که به خدمت امام صادق(ع) رسیده، قضـیه را تعریف کرده است و گفته مقصود یزدگرد از جملة «یکی از فرزندان خـود» کیست؟ امام فرموده: «او مهدی موعود(ع) و قائم آل محمد(ص) است که به فرمان خـداوند در آخـرالزّمان ظـهور مي‌کند و ششمین فرزند من و فرزند دختر یزدگرد است، پس یزدگرد نیز پدر اوست».3 مشخّص بود یزدگرد از بزرگان دینش ردّ او را گرفته بود. آن روز با موعودی که روحش آسمانی است و بی‌هیچ نژادی امّا همة پاکان در جسم و خونش نشانی دارند آشنا شدم. روح او محمّدی است امّا جسمی که این روح عرشی را زمینی کرد هم از شرق در خود دارد و هم از غرب، هم از ایران و هم از روم.

اسلام را خلیفة غاصب به قوم من عرضه کرد امّا قوم من زود سرچشمة اسلام اصیل را از قرائت عربی آن شناخت. امیرمؤمنان(ع) در روز جمعه‌ای بر منبر خطبه‌اي خواند که اشعث بن قیس کندی منافق، از ما ایرانیان گله کرد، از جلو افتادن ما در تبعیت از علی(ع). امام در حالی که خشمگین شده بود، فرمود: «امروز نشان خواهم داد که عرب چه کاره است؟! آن شکم گنده‌ها خودشان روزها در بستر نرم استراحت مي‌کنند لکن ایرانیان روزهای گرم به خاطر خدا فعالیت مي‌کنند و آنگاه از من مي‌خواهند که آنها را از خود دور کنم تا از ستمکاران باشم. قسم به خدايي که دانه را شکافت و گیاه را رویاند و آدمی را آفرید، از رسول خدا شنیدم که فرمود: «همچنان که در ابتدا شما (اعراب) ایرانیان را به خاطر اسلام با شمشیر خواهید زد در آینده ایرانیان شما را با شمشیر به خاطر اسلام خواهند زد.4

بی‌علت نبود که در شمال کشورم، علی(ع) و حسن و حسین‌اش را «رشت» یعنی «فرزانه و دانشمند» مي‌خواندند و نام شهر و دیار خود را آن نهادند و در جنوب کشورم ... من تأویل سومين آیة جمعه بودم؛ «و آخرین منهم لمّا یلحقوا بهم؛ گروه دیگری که هنوز به مسلمانان صدر اسلام ملحق نشده‌اند». چون وقتی از پیامبر سؤال کردند اینها کیانند؟ او در پاسخ دست مبارک را بر شانة سلمان فارسی گذاشت و قوم مرا معرفی کرد.5

من تأویل آیات 198 و 199 سورة شعرا بودم. این آیات به من فهماند چرا آن پیامبر یگانه در قوم من برگزیده نشد و در عرب جاهلی مبعوث گردید: «اگر ما آن قرآن را بر بعضی از عجم نازل مي‌کردیم و او آن را برای اعراب مي‌خواند به آن ایمان نمی‌آوردند». امام صادق(ع) فرمود: «اگر قرآن بر عجم و غیرعرب نازل مي‌شد عرب به آن ایمان نمی آورد ولی قرآن بر عرب نازل شد و ایرانیان به آن ایمان آوردند و این ارزش و فضیلتی برای آنان است».5

وقتی علیه اسلام اموی شوریدم! وقتی امویان اسلام پاک پیامبر پاکی ها را آلودة جاهلیت عربی کردند و نظام طبقاتی عرب ـ عجم را گستراندند در بین همة اقوام تازه مسلمان، فقط قوم من بود که بر آنها شورید. مي‌دانی با چه عنوانی بیعت کردیم؟ «الرضا من آل محمد(ص)» یعنی خلیفه‌ای که مورد رضایت اهل بیت پیامبر باشد.اینگونه تأویل آیة 132 سورة نساء شدم که: «ای مردم اگر خدا بخواهد شما را از میان مي‌برد و افراد دیگری را به جای شما مي‌آورد». اینجا هم پیامبر دست بر شانه‌های سلمان زد و فرمود: «آن دیگران قوم و هموطنان سلمان هستند».6

باور کن تأویل آیة 89 سورة انعام هم من بودم: «آنها کسانی هستند که کتاب و حکم و نبوت به آنان دادیم و اگر نسبت به آن کفر ورزند کسان دیگری را نگاهبان آن مي‌سازیم که نسبت به آن کافر نیستند». امام باقر(ع) و امام صادق(ع) تأویل آیة 47 سورة محمد را هم قوم من معرفی کردند: «هرگاه سرپیچی کنید، خداوند گروه دیگری را به جای شما مي‌آورد. پس آنها مانند شما نخواهند بود».7 اگر هوس زرتشتی‌گری و باستانی‌گرایی بود فرصت خوبی بود که با براندازی اموی‌ها صیغه را به نام ایران باستان بخوانم امّا قوم من مهر اهل بیت(ع) را از صمیم جان مي‌داشت از اين رو حتی شورش‌های پراکندة ارتدادی (مثل حرم دین و المقنع و استایس و ...) را خود سرکوب مي‌کرد.8 حمزه پسر آذرک وقتی علیه عباسیان خروج کرد، خارجی‌اش نامیدند اما چه پرشکوه است وقتی مي‌بینیم از 26 فرقة خوارج فقط فرقة اوست که حبّ علی(ع) دارد. ... امّا حیف که قیام علیه اموی با نام خلیفة مورد رضایت اهل بیت(ع) را عباسیان غاصب به تاراج بردند و قرائتی دیگر از اسلام غیر اصیل را گستراندند. امّا تأسفم را این اخبار و پیش‌گویی‌ها التیام مي‌داد: «مردمی از مشرق زمین (ایران) نهضتی به پا می‌دارند که با آن نهضت زمینة برپایی حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) را به وجود مي‌آورند».9 پرچم‌های سیاهی از خراسان بیرون مي‌آید که هیچ چیز نمی‌تواند جلو آنها را بگیرد تا اینکه در بیت‌المقدس نصب مي‌شود.

با پرچم انتظار او، علیه مغولان شوریدم! وقتی مغولان وحشی کشورم را پاره پاره کردند پرچم انتظار امام غایب بود که آن را نگاهبانی کرد نه درفش کاویانی و ... نهضت سربداران از اسلام و ایران و فرهنگم پاسبانی کرد و ... آنچه سربدارم مي‌کرد وعده‌هایی مبارک بود که بر قومم داده بودند و اینکه یاران او از این سرزمین چنین‌اند. دو نمونه را برایت مي‌خوانم: «شبی که مرا در معراج به آسمان‌ها بردند نگاهم به جایگاهی از زمین جبل (ایران) افتاد که سرخ رنگ و زمین آن از زعفران نیکوتر و بوی آن از مشک خوشبوتر بود. از جبرئیل پرسیدم که این چه سرزمینی است؟ جواب داد: این جایگاه شیعیان تو و شیعیان پسرعمت علی بن ابیطالب است و به صورت شهری است که آن را قم مي‌نامند».10 برای او ـ قائم آل محمد(ص) ـ در «طالقان» گنج هایی ذخیره است که نه طلاست و نه نقره بلکه گروهی هستند از سواران شجاع و نیرومند که به ساز و برگ کامل جنگی مجهزند و مردانی هستند نشانه دار با اسم و رسم معروف و مشهور و نام آور».11

ایرانی‌ام در آستانه ظهور! گرد و غباری برپا شده، گویی سواری مي‌رسد. امروز جهان در آستانة ظهور اوست و قوم من تحقق وعده‌های الهی را بیشتر دربارة خود مي‌بیند. امام صادق(ع) وعده داده بود، روزی شهر قم بر سایر شهرها حجت مي‌شود و اهل آن حجت بر همه خلایق مي‌شوند. فرموده بود، این وعده در زمان غیبت امام غائب انجام شده، تا ظهور او باقی خواهد بود. علم دین از این شهر به مشرق و مغرب عالم پراکنده مي‌شود.12امام کاظم(ع) فرمود: «از این شهر مردی قیام مي‌کند که مردم را به حق دعوت مي‌کند. پس جوانمردانی شجاع چون پاره‌های آهن دعوت او را پاسخ مي‌دهند و اطاعتش مي‌کنند. تهدیدها و تندبادها متزلزلشان نمی‌کند و ترس به دل راه نمی‌دهند و از ستیز خسته نمی‌شوند و در میدان‌های جنگ ترس و گریز ندارند. بر خدا توکل مي‌کنند و سعادت و رستگاری و عاقبت از آن پرهیزکاران است». ـ اصلاً قم را به این خاطر قم نامیدند چون اهلش قیام کننده برای حضرت حجت و حامیان اویند.13 و ...

گفتم سهم من بیشتر است. تصحیح مي‌کنم: منّتش بر من بیشتر است.

محسن قنبريان
ماهنامه موعود شماره 106

منابع در ادامه مطالب .....

ادامه نوشته

مستی یزیدیان سبز و رسیدن به پایان چاه هلاکت

پایگاه خبری مذهبی تحلیلی رهوا :

سر را که برید هلهله برپا کردند. شمر –همو که همرزم حسین(ع) بود در سپاه علی(ع)- مستانه لبخند می‌زد و خود را آماده می‌کرد برای جشن پیروزی و غنیمت‌ها! تبلیغات‌چی‌های حزب اموی چاپلوسانه هر یک سعی می‌کردند خبر را با آب و تاب بیشتر به گوش یزید برسانند تا صله بگیرند! آن هنگام که خیمه‌ها آتش می‌زدند و النگو از دست کودکان بیرون می‌کشیدند، دنیای خود را آباد می‌دیدند و مهیا برای کامرانی! و «زَینَ لَهُمُ الشَّیطَانُ أَعْمَالَهُمْ»؛

وقتی مفتخرانه سایت‌های خودشان را پر کردند از تصاویر و فیلم‌های فتوحات روز عاشورایشان، خوش خیال بودند که چه کار مهمی کرده‌اند! هر کدام سعی می‌کردند برای چاپلوسی بزرگتر عکس‌ها و فیلم‌های بیشتری از شیشه‌شکستن‌ها، سطل آشغال آتش زدن‌ها، بانک آتش‌زدن‌ها، ماشین و موتورسیکلت آتش‌زدن‌ها، کتک زدن ماموران پلیس و سربازان وظیفه و ... منتشر کنند. تبلیغات‌چی‌هایشان هم هر یک سعی در ربودن گوی از دیگری داشتن در وخیم نشان دادن اوضاع. شاید که اربابان را بیشتر خوش آید و صله‌های دلاری ببارد! و ناچار شده‌اند در این رقابت تا می‌توانند فلکه دروغ را بگشایند و قرص‌های اکس مصرف کنند و خود بگویند و خود بخندند! و کار به جایی برسد که هاآرتص را توهم زلزله بردارد! و «زَینَ لَهُمُ الشَّیطَانُ أَعْمَالَهُمْ»؛

راستش در ابتدا تعجب می‌کردم از این که چرا این همه فیلم و عکس از وحشیگری و اغتشاش‌طلبی خود را با افتخار منتشر می‌کنند؟ بخشی‌اش بر می‌گردد به ساده‌لوحی و زودباوری و توهم ذهن کم عمقشان که آنان را به این تحلیل عجیب رساند که دیگر کار جمهوری اسلامی تمام است! پیش به سوی ایران آمریکایی و سکولار!! اما در کنار آن نکته‌ای دیگر هم بود. وقتی تصویر و فیلمی نداشته باشند که بتواند جمعیت‌شان را زیاد نشان دهد (حتی با حربه‌ی فتوشاپی که اعتماد به کار برد!) چه کنند؟ اندک تصویری هم ندارند تا جمعیتشان را ملیونی! و حتی هزاران نفری بنامند! مشکل امروزشان هم نبود. از روز قدس سقوط با شیب تند شروع شد و در 13 آبان به حالت افتضاحی کشیده شد. و فجیع‌تر آنکه اصلی‌ترین امیدشان برای ساقط کردن نظام، یعنی 16، 17 و 18 آذر بزرگترین لکه‌ی ننگ تاریخ‌شان شد!

در نبود عامل امیدبخش جمعیت و منفی‌شدن شدید رویکرد مردم به گروهک سبز، ناچار اندک باقی‌مانده‌ها "مجبور" به کارهایی دیگر شدند. کارها و شعارهای هیجانی، رادیکال، ساختارشکنانه و خشونت‌طلبانه، تنها راه برای حفظ همین شرذمه قلیله بود. روندی که اتفاقا در روز قدس با "نه غزه نه لبنان" شروع، با "جمهوری ایرانی" و با پاره کردن و آتش زدن عکس امام و رهبر انقلاب ادامه یافت و به کف و سوت و هیاهو در روز عاشورا، سنگ‌پرانی به هیئات، کتک‌زدن مردم و خشونت شدید خیابانی انجامید. ماجرایی که اتفاقی بسیار تلخ و البته با عواقب سنگین خواهد بود.

ماجرایی که نمونه‌ی تاریخی‌اش رادیکال شدن و خشونت شدید خاندان اموی بود. اگر روزی معاویه و منافقین با آمیختن حق و باطل و فریب، تهدید و تطمیع خواص، نیات شوم و شهوات خود را تامین می‌کرد، اما یزید که از فقدان زیرکی و نفوذ پدر رنج می‌برد، چاره‌ای نداشت جز توسل به آن ددمنشی و وحشی‌گری بی‌سابقه. خبطی که نه تنها تاج و تخت، دنیا و آخرت یزید و هم‌پیمانانش را یکسره در هم پیچید و به زباله‌دان فرستاد. که فراتر خاندان اموی را به خاک مذلت نشاند و آثارشان را در تاریخ پاک کرد. حتی عظیم‌تر آنکه تمام یزیدیان و امویان تاریخ را به نابودی فراخواند. و چون قلبی تپنده و داغی تازه شیعه را در برابر ظلم مقاوم و مبارز کرد. انگیزه‌ای که هیچ مستکبر و ستمگری را در طول تاریخ راحت نگذاشته و نخواهد گذاشت.

روند و عاقبت نحس یزید و امویان گریبان گروهک سبز و فتنه‌ی اخیر را هم گرفت. اگر یزید با اکثریت بودن حامیانش هم نتوانست کاری کند، اینها با این اقلیت آشوبگر هم نخواهند توانست! اگر حمایت کاخ سفید و اسرائیل و غارتگران غربی در عاشورای 57 از شاه، نتوانست سلطنت پهلوی را نگاه دارد. حمایت کاخ سفید و وزیر جنگ اسرائیل و وزیر انگلیسی و رسانه‌های غربی و عربی هم نمی‌تواند اغتشاشگران اموی را باقی نگاه دارد.

حوادث عاشورای 88 به برکت خون حسین‌بن‌علی(ع) و یارانش در کربلای 61 ه.ق. تا کربلای جنگ تحمیلی ما و لبنان و غزه، بساط نفاق و خیانت‌های پس از انتخابات را برخواهد چید. و حتی فراتر، سقوط آمریکا، دنیای استکبار و مخالفان اسلام را تسریع خواهد کرد. و ان شاء الله اولین اثرش تعجیل در فرج مولایمان حضرت بقیة الله (عج) خواهد بود.

اللهم عجل لولیک الفرج........

 

حوادث اخیر ایران زمینه ساز قیام نهایی ایرانیان برای ظهور امام زمان و پیشگویی های منجم مصری

قران : سوره ی نجم ایه ی 57

انچه باید نزدیک شود ! نزدیک شده است .

 

سوره ی نجم ایه ی 59

ایا از این سخن تعجب میکنید !

 

سوره ی نجم ایه ی 61

و پیوسته در غفلت و هوسرانی به سر میبرید !

 با سلام خدمت دوستان عزيز ...

امیدوارم عزاداري هممون مورد قبول اقا امام حسين (ع) قرار بگيره ....

 ديروز عاشورا بگونه اي ديگر بود .. حوادثي  كه ديروز اتفاق افتاد در تاريخ  بي مانند بود... اهانت به مقدسات اسلام در عاشورا در تاريخ تشيع بي‌سابقه است ..  اهانت به بزرگ‌ترين هويت شيعه يعني عاشورا و تاسوعا نشان از نقشه شوم تمام عيار دشمن نسبت به انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن است.  حوادثي كه در عاشورا روي داد، مثلثي از منافقان و دنياپرستان از يك سو و دشمن زبون آمريكا، از سوي ديگر، در يك ترفند جديد به دنبال مقاصد شوم خود يعني براندازي نظام مقدس اسلامي و دينداران بوده‌اند. به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری برنا، تعدادی از حامیان فرقه موسوی که به دعوت سران فتنه منتظر تظاهرات میلیونی این فرقه در روز عاشورا بودند؛ وقتی تعدادشان به بیش از 500نفر نرسید، به سمت نیروهای انتظامی که مسئولیت تامین نظم شهر برای برگزاری هرچه بهتر مراسم های عزاداری را برعهده دارند، یورش بردند و تعدادی از آن ها را زخمی کردند.

این افراد در ادامه، شیشه های مغازه های اطراف را شکستند و همچنین با کف و سوت، غذاهای نذری عزاداران حسینی را بر زمین ریختند.

 واقعا جاي تاسف داره  ... افرادي  جرئت مي كنند كه ادعا بكنند  عزادار امام حسين  هستند ... و اون رفتار هاي ناشايست ...  حوادث و اهانت هاي  ديروز ..  نشون داد كه  دجال اخرالزمان و فراماسونري  و پيروانشون در ايران اخرين تلاش هاشون رو مي كنند و شكست و نابوديشون انشاالله نزديك است ...

دشمنان اسلام و تشيع و ايران عزيز ..  هنوز نمي دونند كه با چه كساني  طرف هستند ... اينجا ايران  اسلامي است .. كشوري كه  خداوند اراده كرده كه از ابتدا تا اخرالزمان در برابر ظلم وستم  استكبار جهاني بايسته  ... خدا اراده كرده كه  مردم با ايمان و مستحكم و با اراده ايران  ... كشور و مردم زمينه ساز ظهور امام زمان (عج)   تنها منجي  جهان باشند و  امريكا يا اسراييل يا فراماسونري و طرفدارانشون  هم قادر نخواهند بود در برابر اراده و خواست خداي مهربان و  اراده شكست ناپذير مردم مسلمان و با ايمان ايران  بايستند  و سرا نجام اين  جريانات هم طبق روايات ائمه عزيزمون مشخصه و در ادامه بررسي ميشه...

 ايرانيان و آغاز زمينه سازى براى ظهور حضرت مهدى (ع):

 كليه منابع روايى شيعه و سنی سخن از این دارند که ايرانیان زمينه ساز حكومت آن حضرت و آماده كننده مقدمات فرمانروائى وى مى باشند.

 مراحل قیام ایرانیان بدین قرار است:

 مرحله اول: از آغاز نهضت آن توسط مردى از قم تا ورودشان در جنگ .

 مرحله دوم: داخل شدن در جنگى طولانى، تا اينكه خواسته هاى خويش را بر دشمن تحميل مي كنند.

 مرحله سوم: قانع نشدن خواسته هاى نخستين خود كه اعلام كرده بودند و بپا شدن قيام همه جانبه آنان.

 مرحله چهارم: سپردن پرچم اسلام بدست تواناى حضرت مهدى عليه السلام و شركت جستن آنها در نهضت مقدس آن حضرت.(1)

 ایران اکنون در مرحله سوم است، آیا قیام عمومی مردم ایران اکنون با دفاع از حریم ولایت فقیه و سرکوب یزیدیان به مرحله اکمال خود رسیده است؟

 استاد نويسندة محقّق حجّت‌السلام والمسلمين شيخ علي كوراني، از جمله صاحب‌نظران معدودي هستند كه در حوزة سرزمين‌هاي درگير در عصر ظهور داراي اثر مي‌باشند. خوانندگان گرامي پيش از اين نيز گفت‌وگوهايي در همين موضوع را با اين شخصيّت علمي و محقّق در مجلّه خوانده‌اند.(منبع سايت موعود)

با توجه به روايات متعددي که نقل فرموديد، شرايط سياسي ايران در آستانة ظهور چگونه خواهد بود؟

مي‌توان با همان حديث امام باقر(ع) که عرض کردم، اين پرسش را پاسخ داد. الان به ذکر دو نکته بسنده مي‌کنم؛ اوّل اينکه ما در هيچ روايتي سخن از ورود ارتش وسپاه خارجي به ايران نداريم. با توجه به متن روايت يادشده، خارجي‌ها از ايراني‌ها مي‌ترسند نه اينکه به ايران حملة خارجي بشود. به نظر بنده نه آمريکا و نه هيچ کشور ديگري نمي تواند به داخل ايران لشکر کشي کند. نکتة بعدي موجود در اين روايت بحث آشوب داخلي ايران است که ايران درگير مشکلات داخلي خواهد بود. قراين متعددي در اين رابطه وجود دارد. عبارت «فلا يعطونه إلّا ...» بيانگر آن است که دربارة رساندن و تحويل دادن پرچم به امام عصر(ع) اختلاف وجود خواهد داشت. همچنين روايت با اين عبارت شروع مي‌شود که «کأنّي بقومٍ قد خرجوا...» سپس در ادامه آمده «...حتّي يقوموا..» که نشانگر قيام پس از آن انقلاب اوّلي است.

 

اين مرحله را بايد يک امتحان بدانيم که افرادي صادقانه ادّعاي نيابت حضرت مهدي(ع) را دارند. در اين مقطع، ايران دو دسته مي‌شود: دسته‌اي مي‌گويند بايد پرچم را به دست حضرت(ع) بدهيم و دسته‌اي که با عقايد ناسيوناليستي، اعتقادي به اين امر ندارند و با آن مخالفت مي‌کنند. بين اين دو درگيري سياسي و احتمالاً درگيري نظامي محدودي رخ مي‌دهد که در نهايت، با پيروزي دستة اوّل و سپاه سيّد خراساني و شعيب بن صالح خاتمه مي‌يايد. پس از اين پيروزي، شعيب بن صالح و خراساني با امام(ع) ملاقات خواهند داشت و در حدود ده ماهة پيش از آن، اين اختلافات و درگيري‌ها وجود خواهد داشت. خراساني حاکم وقت ايران است نه اينکه الزاماً از منطقة خراسان باشد و نام شعيب بن صالح را امام(ع) كه در آن مقطع در عراق به سر مي‌برند براي او انتخاب مي‌کند و با توجه به اينکه پس از بيعت، فرماندة کلّ قواي امام عصر(ع) مي‌شود و خراساني حاکم ايران باقي مي‌ماند بايد مقام او را بالاتر از سيد خراساني بدانيم.

 در مطالب بالا از روايات كاملا روشن است كه پيروزي نهايي  براي دوست داران اسلام و امام زمان (عج) خواهد بود و انشالله دشمنان اسلام وتشيع و فرقه سبز كه در وا قع طبق حديث امام علي (ع)  يروان دجال هستند  شكست و نابود خواهند شد ...  پس منتظر قيام نهايي مردم با ايمان و مسلمان  ايران باشيد ...

 

انشاالله سال جديد قمري يا ميلادي  سال مهمي همرا با تحولات مهمي خواهد بود كه  زمينه هاي  ظهور امام زمان (عج) رو فراهم بكنه ...  انشالله تو اين سال شاهد پيروزي شيعيان يمن و كشته شدن ملك عبدالله  پادشاه عربستان و پيروزي نهايي ايران در پرونده هسته اي و پيروزي هاي حماس وشروع  شكست هاي اسرائيل  باشيم .... البته در ادامه مطالب پيشگويي هاي  منجم معروف مصري در مورد حوادث سال 2010  بررسي ميشه كه انشا الله همه اين پيشگويي ها كه به نوعي با روايات ائمه(ع) مطابقت هايي  داره به حقيقت بپيونده ................

 اللهم عجل لوليك الفرج .....

پيشگويي منجم معروف مصري دکتر "سید محمدعلی المعروف " درباره وقايع سال 2010  ..... در ادامه مطالب

 

    زمان ظهور_ عاشوراي 88    
ادامه نوشته

تسیلت تاسوعا وعاشورا

 با سلام خدمت دوستان عزیزم.........

فرا رسیدن  تاسوعا و عاشورای حسینی  رو به امام زمان (عج) و   همه دوستان عزیز و همه شیعیان  جهان تسلیت عرض می کنم ....

با اشعاری در خدمتتون هستم...

در رثای حضرت علی اصغر ـ طفل شش ماهه اباعبدالله الحسین (ع) ـ علیه السلام

) بهار است هر سو ...

اگرچه گلستان تو پرپر است

جهان از نگاه تو زیباتر است

جهان از نگاه تو صبحی زلال

که پاشیده از حنجر اصغر است

بهار است هرسو نظر میکنی

بهاری که از زخم بارآور است

پس از تو نگارینه حُسن را

شکوه د گر شوکت د یگر است

مرامت همه ظاهر و باطن است

کلامت همه اول وآخر است

ولای تو در این شب سوت وکور

همان آتش زیر خاکستر است

ولایی که فردا چنان آفتاب

بر امواج دلها جهان گستر است

بگو که یک شبه مردی شدی برای خودت

و ایستادی امروز روی پای خودت

نشان بده به همه چه قیامتی هستی

و باز در پی اثبات ادّعای خودت

از آسمانی گهواره روی خاک بیفت

بیفت مثل همه مردها به پای خودت

پدر قنوت گرفته ترا برای خدا

ولی هنوز تو مشغول ربنای خودت

که شاید آخر سیر تکامل حلقت

سه جرعه تیر بریزی درون نای خودت

یکی به جای عمویت که از تو تشنه تر است

یکی به جای رباب و یکی به جای خودت

بده تمام خودت را به نیزه ها و بگیر

برای عمه کمی سایه در ازای خودت

و بعد همسفر کاروان برو بالا

برو به قصد رسیدن به انتهای خودت

و در نهایت معراج خویش می بینی

که تازه آخر عرش است ابتدای خودت

سه روز بعد، در افلاک دفن خواهی شد

درون قلب پدر خاک کربلای خودت

هادی جانفدا ..

 

) برای حضرت علی اکبر(ع)
کسی که عاشق چشمان مست دریا شد

پرید سمت خدا سمت عشق زیبا شد

چه سرنوشت غریبی /طلوع کن خورشید

خدا نوشته تورا تا که آب رسوا شد

شبیه حضرت خورشید آسمانی بود

که رود تشنه شد و غرق در معما شد

غروب تلخ علی اکبر (ع)آسمان پژمرد

شکست پشت پدر درد عشق معنا شد

پرید روح پیمبر زمین ترک برداشت

دوباره مثل خدا کربلا چه تنها شد.........

التماس دعا...

 

 

 

 

ارتباط حضرت مهدى با امام حسین علیه السلام


ارتباط حضرت مهدى با امام حسین علیه السلام :

سلام بر حسين و ياران با وفايش .... وسلام برشما دوستان عزيز...

بدون تردید پیوستگى و ارتباط امام حسین علیه السلام با آخرین حجت الهى حضرت بقیة‏اللّه‏ عجل الله فرجه بسیار بارز و در خور تعمّق است؛ چرا كه با بررسى ابعاد مختلف پیوند این دو حجّت الهى به‏خوبى چگونگى فراهم شدن بستر حاكمیّت احكام و ارزشهاى الهى در سرتا سر عالم مشخص مى‏شود. این نوشته در پى آن است كه برخى از پیوستگیهاى حضرت سیدالشهداءعلیه السلام با موعود بزرگ جهانى حضرت مهدى علیه السلام را روشن سازد.

 

طبق روایات بسیارى كه از حضرات معصومین علیهم السلام نقل شده است در بسیارى از مسائل جزئى نیز امام مهدى علیه السلام با امام حسین علیه السلام پیوستگیها و ارتباطات قابل توجهى دارند كه از آن جمله است:

 1. روز ظهور امام مهدى علیه السلام مقارن با روز عاشورا است. از امام باقر علیه السلام روایت شده است:

 قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله در روز شنبه كه مصادف با روز عاشورا؛ یعنى همان روزى كه حضرت اباعبداللّه علیه السلام به شهادت رسیدند قیام خواهد كرد.19

2. از مجموعه روایات به خوبى روشن مى‏شود همانگونه كه امام حسین علیه السلام نهضت خود را از مكه آغاز كردند؛ یعنى پس از خارج شدن از مدینه به مكه آمدند و از كنار بیت‏اللّه‏ قیام خود را به مردم خبر دادند و به سمت كوفه حركت كردند، حضرت مهدى علیه السلام نیز از كنار بیت اللّه جهانیان را به بیعت با خود فرا خواهد خواند و آن گاه حركتهاى اصلاحى را تداوم خواهد بخشید و در نهایت مقرّ حكومتى خویش را در كوفه قرار خواهد داد.

 3. حتى طنین صداى امام مهدى علیه السلام همان طنین صداى امام‏حسین علیه السلام است. پیام مهدى علیه السلام همان پیام حسین علیه السلام است كه فریاد مى‏زند:

 اى مردم مگر نمى‏بینید به حقّ عمل نمى‏شود و از باطل خوددارى نمى‏گردد... امر به معروف و نهى از منكر كنار گذاشته شده است و احكام الهى و سنن پیامبر صلی الله علیه و آله آشكار هتك مى‏شود و...

 این پیام و هشدار در لحظه ظهور با همان صدا به مردم جهان اعلام خواهد شد كه امام حسین علیه السلام در روز عاشورا با همان لحن و آهنگ مردم را به تبعیت از حقّ و اعراض از بدیها فرا خواندند:

 إنّ صوت القائم یشبه بصوت الحسین علیه السلام.

 صداى [گیرا و دلنواز] قائم شبیه [طنین خوش] صداى اباعبداللّه علیه السلام است.

 4. برخى از یاران حسین علیه السلام پس از رجعت در ركاب امام مهدى علیه السلام به یارى آن حضرت خواهند پرداخت و حتى برخى از فرشتگانى كه جزء اصحاب امام‏حسین علیه السلام بوده‏اند در خدمت قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله خواهند بود و... .

 خلاصه مقاله و در ادامه مطالب  بررسي كامل موارد زير ..........

 الف) امام مهدى عجل الله فرجه از تبار امام حسین علیه السلام

در مجموعه روایات منقول از پیامبراكرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهارعلیه السلام بارها تصریح شده است كه منجى عالم بشریت حضرت مهدى علیه السلام از نسل امام حسین علیه السلام است. از جمله روایت شده است كه پیامبراكرم صلی الله علیه و آله در یكى از روزهاى آخر عمر مباركشان در حالى كه دست‏شان را به شانه امام حسین علیه السلام گذاشته بودند خطاب به دختر بزرگوارشان حضرت زهرا علیه السلام فرمودند:

 مهدى این امت از نسل این فرزندم است. دنیا به پایان نخواهد رسید مگر این‏كه مردى از اولاد حسین علیه السلام قیام كرده جهان را باعدل و داد پر سازد...1

 ب) تحقق اهداف عاشورا با قیام مهدى علیه السلام

علاوه بر مشترك بودن اهداف نهضت عاشورا با قیام امام مهدى علیه السلام در زمان حكومت جهانى حضرت ولى عصر علیه السلام بذرها و نهالهاى غرس شده در جریان قیام كربلا به بار خواهد نشست و به بركت آن، جهان پر از عدل و داد خواهد شد و تمام اهداف انبیاى الهى از آدم تا خاتم تحقق خواهد یافت و بشر طعم واقعى صلح و امنیّت و سعادت را خواهد چشید.

 ج) مهدى علیه السلام منتقم خون امام حسین علیه السلام

یكى از القاب حضرت مهدى علیه السلام منتقم است. در توضیح علّت برگزیده شدن این لقب بر آن حضرت مطالب زیادى در سخنان اهل بیت علیهم السلام وارد شده است. از جمله در روایتى كه از امام محمّدباقر علیه السلام نقل شده، وقتى از آن حضرت سؤال مى‏كنند كه چرا فقط به آخرین حجّت الهى قائم گفته مى‏شود؟ آن حضرت در پاسخ مى‏فرمایند:

 چون در آن ساعتى كه دشمنان، جدّم امام حسین علیه السلام را به قتل رساندند فرشتگان با ناراحتى در حالى كه ناله سرداده بودند عرض كردند پروردگارا! آیا از كسانى كه برگزیده و فرزند برگزیده تو را ناجوانمردانه شهید كردند در مى‏گذرى؟ در جواب آنها خداوند به آنان وحى فرستاد كه: اى فرشتگان من! سوگند به عزّت و جلالم از آنان انتقام خواهم گرفت هر چند بعد از مدّت زمان زیادى. آن گاه خداوند متعال نور و شبح فرزندان امام‏حسین علیه السلام را به آنان نشان داد و پس از اشاره به یكى از آنان كه در حال قیام بود فرمود: با این قائم از دشمنان حسین علیه السلام انتقام خواهم گرفت.12

در دعاى ندبه نیز به این حقیقت با این تعبیر تصریح شده است:

 أینَ الطالِبُ بِدَمِ المَقتولِ بِكَربَلا.

 كجاست آن عزیزى كه پس از ظهورش خون شهید مظلوم كربلا را از دشمنان باز پس خواهد گرفت...16

 د) مهدى همیشه به یاد حسین

 از آنجا كه امام حسین علیه السلام با تمام وجود همه توانمندیها و سرمایه‏هاى خود را ایثار كرد تا اسلام را از خطر اساسى برهاند؛ آخرین حجت الهى نیز تصریح دارند كه همواره به یاد ایثارگرى و فداكاریهاى آن حضرت هستند و شب و روز با یادآورى مصیبتهایى كه بر ایشان روا داشته شد خون گریه مى‏كنند.

 در بخشى از زیارت «ناحیه مقدسه» در این باره مى‏خوانیم:

 ...اگر روزگار وقت زندگى مرا از تو [اى حسین] به تأخیر انداخت و یارى و نصرت تو در كربلا در روز عاشورا نصیب من نشد، اینك من هر آینه صبح و شام به یاد مصیبتهاى تو ندبه مى‏كنم و به جاى اشك بر تو خون گریه مى‏كنم...

 «أللّهمّ نرغب إلیك دولة كریمة تعزّبها الإسلام و أهله و تُذِّلُ بها النفاق و أهله...»

 براي مطالعه  مقاله كامل و منابع به ادامه مطالب مراجعه كنيد.............

ادامه نوشته