امام عصر(عج) در چه مکانی اقامت دارند

یکی از سؤالاتی که در خصوص امام زمان(عج) مطرح می‌شود این است که در عصر غیبت کبرى حضرت مهدى(عج) در چه مکانى اقامت دارند؟ و چگونه زندگى مى‌کنند؟ خوراک، غذا، لباس و خوابگاه ایشان چگونه است و از کجا تهیه مىشود؟ آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی در کتاب «پاسخ به ده پرسش» این گونه پاسخ می‌دهند:

اصولاً باید توجه داشت که اگر در موضوع غیبت این گونه نقاط مکتوم بماند، ایجاد شک و شبهه‌اى نمى‌کند؛ چنان که روشن شدن آن نیز در ثبوت و اثبات اصل غیبت مداخله‌اى ندارد و وقتى غیبت شخص امام(عج) و مخفى بودن ایشان معقول و منطقى باشد، چنانکه هست و به آن ایمان داریم مخفى بودن این خصوصیات به طریق اولى معقول و منطقى خواهد بود و جهل به این گونه امور، دلیل بر هیچ مطلبى نخواهد شد.

این پرسش‌ها، با پرسش از اینکه امام هم اکنون در چه نقطه‌اى است؟ یا با ما چند متر یا چند هزار کیلومتر فاصله دارد؟ یا امروز چه غذایى میل فرموده است؟ یا چند ساعت استراحت کرده و چه مقدار راهپیمایى کرده فرقى ندارد و بى‌اطلاعى ما از آن به جایى ضرر نمى‌زند، و عقیده‌اى را متزلزل نمى‌سازد، خدایى که به حکمت بالغه و قوه قاهره و مصلحت تامه خود، امام را در پرده غیبت قرار داده است، قادر است این خصوصیات را نیز طبق مصلحت از مردم پنهان سازد.

مع ذلک براى اینکه به این پرسش، پاسخ مختصرى داده شود، عرض مى‌کنیم بر حسب آنچه از بعضى احادیث و حکایات معتبر استفاده مى‌شود، امام روحى له الفدا در غیبت کبرى در مکان خاصى و در شهر معینى استقرار دائم ندارند که از آن مکان و آن شهر خارج نگردند و به محل دیگر تشریف نبرند، بلکه براى انجام وظایف و تکالیفى به مسافرت و سیر و حرکت، انتقال از مکانى به مکان دیگر، مىپردازند و در اماکن مختلف بر حسب بعضى از حکایات زیارت شده‌اند.

از جمله شهرهایى که مسلم به مقدم مبارکشان مزین شده است، مدینه طیبه؛ مکه معظمه، نجف اشرف، کوفه، کربلا، کاظمین، سامرا، مشهد، قم و بغداد است و مقامات و اماکنى که آن حضرت در آن اماکن تشریف فرما شده‌اند، متعدد است؛ مانند مسجد جمکران قم، مسجد کوفه، مسجد سهله، مقام حضرت صاحب‌الامر در وادى‌السلام نجف و در حلّه، بعید نیست که اقامتگاه اصلى ایشان، یا اماکنى که بیشتر آمد و شدشان در آنجاها است، مکه معظمه و مدینه طیبه و عتبات مقدسه باشد.

اگر پرسش شود: پس حضرت امام زمان(عج) با کوه رضوى و ذى طوى چه ارتباطى دارند که در دعاى ندبه است: «لَیْتَ شِعْری أَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّوى، بَلْ أَیُّ أَرْض تُقِلُّکَ أَوْ ثَرى أَبِرَضْوى أَوْ غَیْرِها أَمْ ذی طُوى».

خطبه مشهور امام سجاد (ع) در مجلس یزید: من فرزند مكه و منايم، من فرزند زمزم و صفايم

حضرت على بن الحسين عليه السلام از يزيد درخواست نمود كه در روز جمعه به او اجازه دهد در مسجد خطبه بخواند، يزيد رخصت داد؛ چون روز جمعه فرا رسيد يزيد يكى از خطباى مزدور خود را به منبر فرستاد و دستور داد هر چه تواند به على و حسين عليهما السلام اهانت نمايد و در ستايش شيخين و يزيد سخن براند، و آن خطيب چنين كرد.

خطبه مشهور امام سجاد (ع) در مجلس یزید: من فرزند مكه و منايم، من فرزند زمزم و صفايم

 

 

امام سجاد عليه السلام از يزيد خواست تا به وعده خود وفا نموده و به او رخصت دهد تا خطبه بخواند، يزيد از وعده‏اى كه به امام عليه السلام داده بود پشيمان شد و قبول نكرد .

معاويه پسر يزيد به پدرش گفت: خطبه اين مرد چه تأثيرى دارد؟ بگذار تا هر چه مى‏خواهد، بگويد.

يزيد گفت: شما قابليتهاى اين خاندان را نمى‏دانيد، آنان علم و فصاحت را از هم به ارث مى‏برند، از آن مى‏ترسم كه خطبه او در شهر فتنه بر انگيزد و وبال آن گريبانگير ما گردد (1) .

به همين جهت يزيد از قبول اين پيشنهاد سرباز زد و مردم از يزيد مصرانه خواستند تا امام سجاد عليه السلام نيز به منبر رود.

يزيد گفت: اگر او به منبر رود، فرود نخواهد آمد مگر اينكه من و خاندان ابوسفيان را رسوا كرده باشد!

به يزيد گفته شد: اين نوجوان چه تواند كرد؟ !

يزيد گفت: او از خاندانى است كه در كودكى كامشان را با علم برداشته‏اند.

بالاخره در اثر پافشارى شاميان، يزيد موافقت كرد كه امام به منبر رود.

 

آنگاه حضرت سجاد عليه السلام به منبر رفته و پس از حمد و ثناى الهى خطبه‏اى ايراد كرد كه همه مردم گريستند و بيقرار شدند.فرمود:

 

ايها الناس! اعطينا ستا و فضلنا بسبع: اعطينا العلم و الحلم و السماحة والفصاحة و الشجاعة و المحبة في قلوب المؤمنين، و فضلنا بان منا النبي المختار محمدا و منا الصديق و منا الطيار و منا اسد الله و اسد رسوله و منا سبطا هذه الامة.من عرفني فقد عرفني و من لم يعرفني انبأته بحسبي و نسبي.

 

ايها الناس! انا ابن مكة و منى، انا ابن زمزم و الصفا، انا ابن من حمل الركن باطراف الردا، انا ابن خير من ائتزر و ارتدى، انا ابن خير من انتعل و احتفى، انا ابن خير من طاف وسعى، انا ابن خير من حج ولبى، انا ابن خير من حمل على البراق في الهواء، انا ابن من اسري به من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى، انا ابن من بلغ به جبرئيل الى سدرة المنتهى، انا ابن من دنا فتدلى فكان قاب قوسين او ادنى، انا ابن من صلى بملائكة السماء، انا ابن من اوحى اليه الجليل ما اوحى، انا ابن محمد المصطفى، انا ابن علي المرتضى، انا ابن من ضرب خراطيم الخلق حتى قالوا: لا اله الا الله.

موشک موعود؛ پروژه بزرگی که شهید طهرانی‌مقدم وعده داده بود به ثمر نشست

ه گزارش گروه "رسانه‌ها" خبرگزاری تسنیم، ایران هرگز این روز را فراموش نخواهد کرد؛ 18 آبان 1393. روزی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از یک موفقیت بی‌نظیر خبر داد. یک جهش بی‌سابقه علمی در حوزه فناوری موشکی. دانش موشکی ایران به مدار ژئو رسید. یعنی به 36 هزارکیلومتری زمین. این یک دستاورد و افتخار بزرگ ملی است. پروژه‌ای که به قیمت خون حسن طهرانی‌مقدم، دانشمند شهید ایرانی تمام شد اما شاگردان او 3 سال بعد مجاهدت‌های این دانشمند گمنام را به ثمر نشاندند. 

شهید تهرانی مقدم

به گزارش «وطن امروز»، روز گذشته سردار رمضان شریف، مسؤول روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این خبر را اعلام کرد. سردار رمضان شریف صبح دیروز یکشنبه در نشست خبری برنامه سالگرد شهادت شهید طهرانی‌مقدم از به سرانجام رسیدن پروژه این دانشمند شهید خبر داد و گفت: «خدا را شاکریم که در آستانه گرامیداشت سومین سالگرد شهادت شهید طهرانی‌مقدم شاهد به ثمر نشستن پروژه‌ای هستیم که آن شهید ارجمند در روند تست و آزمایش فرآیند آن جان خود را اهدا کرد. این دستاورد حائز اهمیت، بی‌تردید در عرصه اقتدار دفاعی و ارتقای بازدارندگی جایگاه تعیین‌کننده‌ای خواهد داشت».

مسؤول روابط عمومی سپاه افزود: «قدرت بازدارندگی موشکی امروز ایران اسلامی مرهون مجاهدت و تلاش‌های خستگی‌ناپذیر شهید طهرانی‌مقدم و یاران حماسه‌ساز آن شهید گرانقدر است. شهید طهرانی‌مقدم، دشمن فرامنطقه‌ای را در منطقه‌ای محدود و در برد موشکی سپاه قرار داد و دشمن دوردست ما امروز در دسترس رزمندگان اسلام قرار دارد».


پروژه چه بود؟


21 آبان سال 1390 ناگهان تهران لرزید. شدت این لرزش در مناطق غربی و شمالی تهران بسیار شدید بود. ابتدا تصور بر این بود که زلزله آمده است اما چند ساعت بعد اعلام شد تکان‌های شدید تهران مربوط به یک انفجار بود. مانند همیشه بازار شایعات داغ بود اما کمی بعد خبر منتشر شد. لرزش تهران به خاطر انفجاری بزرگ در بیدگنه ملارد در اطراف کرج بود. انفجار در پادگان امیرالمومنین‌(ع) رخ داده بود و طی آن حسن طهرانی‌مقدم و تعدادی از همرزمان وی به شهادت رسیدند. آن زمان کمتر کسی حسن طهرانی‌مقدم را می‌شناخت اما کمی پس از شهادت، تازه مردم ایران متوجه شدند طهرانی‌مقدم کیست. او فرمانده جهاد خودکفایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پدر موشکی ایران بود. احساسات غرورآمیز مردم ایران پس از آزمایش‌های موفق موشک‌های چند هزارکیلومتری همه مرهون و نتیجه خدمات این دانشمند گمنام بود اما ماجرای انفجار ملارد چه بود و شهید طهرانی‌مقدم چرا به شهادت رسید؟ کمی بعد مشخص شد حسن طهرانی‌مقدم، هنگام تست یک پروژه بزرگ موشکی به شهادت رسید اما چه پروژه‌ای که با آنکه گفته می‌شد انفجار در چند صد کیلومتری زیر زمین رخ داده بود اما شدت آن را همه مردم تهران متوجه شدند؟ همه از یک پروژه بزرگ می‌گفتند اما کسی جزئیات آن را نمی‌دانست تا آنکه برادر شهید طهرانی‌مقدم گفت که پروژه معروف، تست موشک «قاره‌پیما» بوده است.

سردار محمد طهرانی‌مقدم گفت: «این پروژه در حال تست نهایی بود. پروژه هم مربوط به موشک بالستیک قاره‌پیما بود و در مراحل نهایی‌ قرار داشت. این پروسه کاملاً های‌تک و محرمانه بود». یک سال بعد یعنی آبان‌ماه 1391 سردار سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جزئیات بیشتری از این پروژه بزرگ را اعلام کرد.

چرا قصه کوفه با ظهور امام عصر(ع) دوباره زنده می شود؟

شهر کوفه کجاست؟ که منتظر حکومت آخرین امام است. گویی باید مساله شهر کوفه در جهان حل شود تا مساله ظهور حل شود. اگر مساله نخبگان مدعی و خودخواهی که از ولایت سر باز می زنند حل شد، امام ظهور می کنند. اگر خواص، تحمیل گری نداشته باشند امام ظهور می کنند.

چرا قصه کوفه با ظهور امام عصر(ع) دوباره زنده می شود؟ 

روند تاریخی تحولات اجتماعی صدر اسلام در دوره ی امیر المؤمنین(ع) نشان می دهد که "کوفه" به عنوان پایگاه مهم اسلامی تا جنگ جمل و بروز اختلافات عقیدتی و سیاسی حین این جنگ، به عنوان پایگاه مدافع حکومت علوی، رویکردی نسبتاً مناسب داشت؛ چنان که حضرت توانست در این جنگ بر منافقان و ناکثان پیروز شود. اما سپس آن روند تنزلی و ریزش از جبهه ی حق در میان کوفیان به طور جدی آغاز می شود، آنجا که در جنگ صفین جلوه های روشنی از آن نمودار می شود. بخش مهمی از شکوه های حضرت در نهج البلاغه، به تبیین چهره حقیقی کوفیان و روان شناسی اجتماعی و علل ریزش آنان مربوط می شود. از این رو بر آن شدیم تا تحلیل حجت الاسلام علیرضا پناهیان در مورد کوفه؛ مقر حکومت امام عصر(ع) را منتشر کنیم:

"وقتی از فرج امام زمان(ع) صحبت می کنیم از همه دین حرف می زنیم، اگر از هر کجای اسلام حرف بزنیم از قطعه ای از حکومت حضرت مهدی(ع)، انقلاب مهدوی و جامعه مهدوی و دگرگونی عالم در فرج حضرت سخن گفته ایم، از هر قطعه ای از تاریخ اسلام سخن بگوییم، از قطعه ای از تاریخ پر نور آینده که منتظرش هستیم، حرف زده ایم. از هر قطعه ای از زندگی امام زمان(ع) در دروان حکومتشان، اصحابشان و جامعه که درست می کنند حرف بزنیم در واقع از قطعه ای از تاریخ گذشته دین حرف زده ایم، اینها کاملا به هم مرتبط هستند.

ما باید در این زمینه تمرین کافی داشته باشیم، وقتی از عاشورای امام حسین(ع) حرف می زنیم بدانیم که با ظهور حضرت ولی عصر(ع) ارتباط دارد و ارتباطشان را خوب درک کنیم.

در روز عید غدیر وقتی پیامبر(ص) امام علی (ع) را به عنوان جانشین خود معرفی کردند در همان خطبه از امام زمان(ع) و آخرین امام مفصل سخن گفتند، روز غدیر خم روز امام زمان(ع) است، لذا در هر قسمتی از دین که حرف بزنیم، باید ربط آن را با ظهور امام زمان(ع)، با فرج حضرت و چگونگی شکل گیری حکومت ایشان بدانیم.

حتی اگر از اخلاقیات و اجتماعیات حرف می زنیم، باید ربط میان حرف هایمان را با آنچه در حکومت حضرت خواهد گذشت، بدانیم. اگر در جامعه بحث از حجاب می شود باید ببینیم که حجاب در زمان حضرت چگونه است، در مورد مسائل مالی باید بدانیم که نظام اقتصادی در زمان حضرت چگونه خواهد شد.

بدین ترتیب تمام مباحث و معارف دینی ما به نوعی ارتباط با معارف مهدوی دارد، نباید معارف مهدوی را به چند روایت خاص محدود کرد که مربوط به زندگی و غیبت حضرت است.

در دعای ندبه بعد از بیان خصوصیات و اوصاف حضرت ولی عصر(ع) بخش عمده ای از دعا، ناله ها و ندبه های دعا کنندگان درباره غربت امام علی(ع) است، چرا در دعای ندبه این همه از امام علی(ع) از فضایل ایشان و از غریبی او سخن به میان آمده است؟

بعد از شهادت امام حسین(ع) در کربلا چه گذشت

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، بعد از شهادت امام حسین علیه‌السلام و یاران باوفای ایشان در عصر عاشورا، مشکلات و مصیبت‌های خاندان امام، صد چندان شد. ماجراهایی اتفاق افتاد که قلم از نوشتن آن و زبان از گفتنش شرم دارد. چنان سوزناک است که اشک هر انسان آزاده‌ای را سرازیر و هر جوانمردی را بی‌تاب می‌کند. در کتاب «عاشورا ریشه‌‏ها، انگیزه‌‏ها، رویدادها، پیامد‌ها» که زیر نظر حضرت آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی نوشته شده مطالب ارزنده‌ای در این‌باره نقل شده است.



* آمدن ذوالجناح به خیام‏

پس از شهادت امام، اسب آن حضرت شیهه‏‌زنان و ناله‌‏کنان در حالى که پیشانى خود را به خون امام علیه‌السلام آغشته کرده بود، به جانب خیمه‏‌ها شتافت.

از امام باقر علیه‌السلام نقل شده است که اسب آن حضرت در شیهه‌‏اش مى‏‌گفت: «الظَّلیمَةَ الظَّلیمَةَ مِنْ أُمَّةٍ قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّها؛ امان از ظلم و ستمِ امتى که فرزند دختر پیامبرشان را کشتند».

زنان و خواهران و دختران امام علیه‌السلام با دیدن مرکب بى‏‌سوار ناله‏‌ها سر دادند و زار زار گریستند.

«فَوَضَعَتْ أُمُّ کُلْثُومٍ یَدَها عَلى‏ امِّ رَأْسِها وَنادَتْ: وامُحَمَّداه! وَاجَدَّاه! وانَبِیَّاه! وا أَبَاالْقاسِماه! واعَلِیَّاه! واجَعْفَراه! واحَمْزَتاه! واحَسَناه! هذا حُسَیْنٌ بِالْعَراءِ، صَریعٌ بِکَرْبَلاءَ، مَجْزُورُ الْرِأْسِ مِنَ الْقَفاءِ، مَسْلُوبُ الْعِمامَةِ وَالرِّداءِ، ثُمَّ غُشِیَ عَلَیْها»

ام کلثوم، دستها را روى سر نهاد و فریاد زد: وامحمداه! واجدّاه، وانبیاه، وا ابالقاسماه، واعلیّاه، واجعفراه، واحمزتاه، واحسناه، این حسین است که در خاک کربلا روى زمین افتاده، سرش را از پشت سر جدا کردند، عبا و عمامه‌‏اش را به غارت بردند، این بگفت و بیهوش بر زمین افتاد».

* غارت سلاح و لباس‌هاى امام علیه‌السلام‏

سپاه غارتگر ابن سعد، پس از شهادت امام علیه‌السلام براى غارت لباس‌ها و سلاح امام علیه‌السلام هجوم آوردند. حتى برخى آنقدر رذالت و پستى به خرج دادند که پیش از شهادت امام علیه‌السلام به این کار اقدام نمودند. در این بخش از تاریخ کربلا شگفتى‌‏هایى در کتب مقاتل نقل شده است که هر یک از دیگرى عبرت‏‌انگیزتر است و ما بخشى از آن را در اینجا مى‌‏آوریم از جمله: «مالک بن بشیر کندى» کلاه آن حضرت را که با ارزش بود به‏ یغما برد و چون آن را به خانه‏‌اش برد، همسرش به وى گفت: «اموال پسر پیغمبر را غارت مى‏‌کنى و آن را به خانه مى‌‏آورى؟! از نزد من خارج شو که خدا قبرت را از آتش پر کند» این مرد تا زنده بود با فقر و تنگدستى دست و پنجه نرم کرد و دستهایش خشک شد و در زمستان خون و چرک از آن جارى بود.

«بحر بن کعب» جامه آن حضرت را گرفت و پوشید و به نقل سید بن طاووس پاهاى او خشک شد و زمین گیر گشت.

«اسحاق بن حویّة» پیراهن حضرت را که یکصد و هفده سوراخ از آثار نیزه و شمشیر و تیر در آن بود، گرفت و پوشید و به برص گرفتار شد.

عمامه آن بزرگوار را «اخنَس بن مَرثَد» گرفت و به سر نهاد و دیوانه شد!

زره مخصوص آن حضرت را که فقط جلو را مى‌‏پوشاند و پشت نداشت «عمر بن سعد» گرفت و زره دیگر آن امام شهید را «مالک بن نمیر» گرفت و پوشید و بنا به روایتى مجنون شد.

«قیس بن اشعث» حوله مخصوص حضرت را گرفت و پس از آن به «قیس قطیفه» مشهور شد و بنا به نقل خوارزمى، به مرض جذام گرفتار شد و افراد خانواده‏‌اش از او کناره گرفتند.

«اسود بن خالد» کفش‏‌هاى حضرت را برداشت.  ......

آب هم شرمنده عباس شد
یکشنبه یازدهم آبان 1393 | زمان ظهور(رضا)

آب هم شرمنده عباس شد

یا کاشف کرب عن وجه الحسین 

اکشف کربی بحق اخیک الحسین




وقتى عطش در كربلا غوغا بپا كرد


سقّا نگاهى شرمگين بر خيمه‏ ها كرد


برداشت مشكى را كه لبريز از وفا بود


مشكى كه خود از تشنگان كربلا بود


شاهين عشق آماده پرواز مى‏شد


لبهاى مشك از شوق دريا باز مى‏شد


بر كشتگان بدر روز انتقام است


مهريه زهرا(س) به فرزندش حرام است


وقت است تا شيرين شود كام ابوالفضل


وقت است از خون پُر شود جام ابوالفضل


برخاست عزم آب در دشت بلا كرد


قلب سياه كفر بند از بند وا كرد


عباس يعنى تشنه در دريا نشستن


عباس يعنى بغض مولا را شكستن


عباس يعنى نفس را هم بنده كردن


عباس يعنى آب را شرمنده كردن


عباس يعنى تا قيامت مَرد بودن


عباس يعنى با خدا همدرد بودن ...


به به چه نيكو آمد اين اقبال عباس


آمد هزاران تير استقبال عباس


وقتى كه روى ماه از آئينه برگشت


آواى «أدرِك يا اخا» پيچيد در دشت


زلف شقايق در كمند ياس افتاد


سالار دين بر پيكر عباس افتاد


وقتى كه پيكان مشك را بر حلق او دوخت


حتى گلوى آب هم از تشنگى سوخت


اينك فراتى مانده لبريز از ندامت


شرمنده از عباس تا روز قيامت ...


(محمدزمان گلدسته)

لینک ثابت
اشک مقدس عاشورایی
پنجشنبه هشتم آبان 1393 | زمان ظهور(رضا)

اشک مقدس عاشورایی، لبیکی به "حسینِ" زمانه

اشک

 

یکی از روش های یاری حضرت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اقامه عزای امام حسین(علیه السلام) و شهدای کربلا است. سوگواری برای مصیبت سالار شهیدان به این معناست که شیعیان در انتظار منتقم خون حسین(علیه السلام) هستند و از دیدگاه شیعه واقعه کربلا هنوز به تمامی سپری نشده است.

در این عصر صاحب این مصیبت عظیم کسی جز وجود مبارک حضرت صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیست و حضور در مجلس عزای ایشان و همراهی با او در گریه و حزن نوعی یاری نمودن ایشان است.

در این باره روایت شده است که حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) در کربلا به اصحاب خود فرمودند:

«جدّ بزرگوارم(صلوات الله علیه و آله) به من خبر دادند که فرزندم حسین در زمین کربلا در حالی که بی کس و تنها و تشنه باشد شهید خواهد شد، هر کس او را یاری کند مرا یاری کرده است و فرزند او حضرت قائم(علیه السلام) را یاری کرده است.» [1]

 

ادای حق آل الله با گریه بر مظلوم کربلا

برپایی مجالس گریه برای امام حسین(علیه السلام) در عصر ما تنها روش برای بزرگداشت شهدای مظلوم کربلاست چرا که نصرت و یاری مظلوم به سه طریق است:

اول: مقاتله و جنگ با دشمن او تا آن که دشمن مخذول شده و رفع شر ظلم از او شود.

دوم: تقاص حق او و خونخواهی از دشمن او بعد از کشته شدنش.

سوم: عزاداری و گریه بر او، که این برپا داشتن مراسم عزاداری، برای هر کسی بعد از مردن یا کشته شدنش، تعظیم اوست و بزرگداشت و عزاداری برای او نصرت و یاری محسوب می شود.

اکنون که برای دوستان حضرت ابا عبدالله(علیه السلام) نصرت و یاری آن حضرت به دو روش اول ممکن نیست، باید با اقامه مجالس عزا برای آن مظلوم که باعث تعظیم مقام رفیع ایشان است، آن حضرت را یاری کنیم و بدین وسیله به یاری امام عصر(علیه السلام) نیز نائل شویم.

مطابق این دیدگاه در کامل الزیارت از حضرت صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمودند:

هیچ گریه کننده ای نیست که بر امام حسین(علیه السلام) گریه نماید، مگر آن که به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) تقرب جسته است و ایشان را با گریه اش یاری کرده است و نیز به حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) تقرب پیدا کرده و حق همه ما را ادا کرده است.[2]

بر این اساس محبت نسبت به امام حسین(علیه السلام) به منزله محبت به همه اهل بیت(علیهم السلام) است و گریه بر ایشان، گریه بر همه معصومین(علیهم السلام) و ادای حق ایشان، ادای حق همه و نصرت و یاری ایشان نصرت همه اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) است.


تمامی حقوق مادی و معنوی " زمان ظهور " برای " زمان ظهور(رضا) " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم