اشک مقدس عاشورایی
پنجشنبه هشتم آبان 1393 | زمان ظهور(رضا)

اشک مقدس عاشورایی، لبیکی به "حسینِ" زمانه

اشک

 

یکی از روش های یاری حضرت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اقامه عزای امام حسین(علیه السلام) و شهدای کربلا است. سوگواری برای مصیبت سالار شهیدان به این معناست که شیعیان در انتظار منتقم خون حسین(علیه السلام) هستند و از دیدگاه شیعه واقعه کربلا هنوز به تمامی سپری نشده است.

در این عصر صاحب این مصیبت عظیم کسی جز وجود مبارک حضرت صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیست و حضور در مجلس عزای ایشان و همراهی با او در گریه و حزن نوعی یاری نمودن ایشان است.

در این باره روایت شده است که حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) در کربلا به اصحاب خود فرمودند:

«جدّ بزرگوارم(صلوات الله علیه و آله) به من خبر دادند که فرزندم حسین در زمین کربلا در حالی که بی کس و تنها و تشنه باشد شهید خواهد شد، هر کس او را یاری کند مرا یاری کرده است و فرزند او حضرت قائم(علیه السلام) را یاری کرده است.» [1]

 

ادای حق آل الله با گریه بر مظلوم کربلا

برپایی مجالس گریه برای امام حسین(علیه السلام) در عصر ما تنها روش برای بزرگداشت شهدای مظلوم کربلاست چرا که نصرت و یاری مظلوم به سه طریق است:

اول: مقاتله و جنگ با دشمن او تا آن که دشمن مخذول شده و رفع شر ظلم از او شود.

دوم: تقاص حق او و خونخواهی از دشمن او بعد از کشته شدنش.

سوم: عزاداری و گریه بر او، که این برپا داشتن مراسم عزاداری، برای هر کسی بعد از مردن یا کشته شدنش، تعظیم اوست و بزرگداشت و عزاداری برای او نصرت و یاری محسوب می شود.

اکنون که برای دوستان حضرت ابا عبدالله(علیه السلام) نصرت و یاری آن حضرت به دو روش اول ممکن نیست، باید با اقامه مجالس عزا برای آن مظلوم که باعث تعظیم مقام رفیع ایشان است، آن حضرت را یاری کنیم و بدین وسیله به یاری امام عصر(علیه السلام) نیز نائل شویم.

مطابق این دیدگاه در کامل الزیارت از حضرت صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمودند:

هیچ گریه کننده ای نیست که بر امام حسین(علیه السلام) گریه نماید، مگر آن که به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) تقرب جسته است و ایشان را با گریه اش یاری کرده است و نیز به حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) تقرب پیدا کرده و حق همه ما را ادا کرده است.[2]

بر این اساس محبت نسبت به امام حسین(علیه السلام) به منزله محبت به همه اهل بیت(علیهم السلام) است و گریه بر ایشان، گریه بر همه معصومین(علیهم السلام) و ادای حق ایشان، ادای حق همه و نصرت و یاری ایشان نصرت همه اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) است.

بیان عجیب حضرت امام در مقام علی اکبر (ع)

در فضائل علی اکبر علیه‌السلام 

گفته‏اند: "الفضل ما شهدت به الاعداء" فخر آن است که دشمن بگوید، حالا اگر بخواهی اولین فرزند امام حسین علیه‏السلام را بهتر بشناسی کافی است از زبان معاویه علیه الهاویه بشنوی که در وصف او سخن‌سرایی می‏کند.
 
ابوالفرج اصفهانی از مغیره روایت كرد: روزی معاویه بن ابی سفیان به اطرافیان و هم نشینان خود گفت: به نظر شما سزاوارترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافت كیست؟ اطرافیان گفتند: جز تو كسی را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم! معاویه گفت: این چنین نیست. "اولی الناس بهذاالامرعلی بن الحسین بن علی جده رسول الله و ضیه شجاعه بنی هاشم و سخاه بنی امیه ورهو ثقیف" شایسته ترین افراد برای امر حکومت علی اکبر فرزند امام حسین  علیه‏السلام  است که جدش رسول خدا(ص) است و در شجاعت بنی هاشم سخاوت بنی امیه و زیبایی قبیله ثقیف را در خود جمع کرده است.. (الارشاد، ص 458)
 
حضرت علی اکبر  علیه‏السلام  در کلام امام خمینی (ره)
 
حضرت امام خمينی (قدس سره) در درس اخلاقشان فرمودند: امام مدايح و گفتار اهل بيت (عليهم السلام) خصوصاً حضرت اباعبدالله (عليه السلام) در مورد حضرت علی اکبر (عليه السلام) حاکی از اين است که اگر علی اکبر (عليه السلام) در کربلا به شهادت نمی‏رسيد، خود، امام « مفترض الطاعه » می‏بود.( يعنی امامی که اطاعت او واجب است). در اين مختصر بهتر است به يک نمونه از کرامات ايشان بپردازيم:
 
فردی به نام حاج عبدعون، برادرش را که به مرض سختی دچار شده بود نزد حافظ الصحه، يکی از سه پزشک معروف کربلا مي برد. پس از چند ماه معالجه سودی نمی کند و هر روز حال او بدتر می‌شود عبدعون نزد پزشک می رود و سخنان زشتی به او می گويد و خطاب می کند که اسمت خيلی بزرگ است ولی از معالجه تو سودی نديديم. بعد بدون خداحافظی می‌رود. ولی بر خلاف انتظار از آن روز به بعد حال برادرش بهتر می‌شود و يک دفعه شفا می يابد. نزد حافظ الصحه می‌رود و عذر خواهی می‌کند.
 
طبيب می گويد: بنشين تا برايت بگويم. من بعد از سخنان تو خيلی دل شکسته شدم. ظهر، هنگام ادای نماز به حضرت علی اکبر (عليه السلام) متوسل شدم و عرض کردم ای نور چشم حسين(عليه السلام) تو را به حق پدرت قسم می‏دهم که شفای اين مريض را از خدا بخواه. ديدی چگونه به من توهين کرد؟ بسيار گريه کردم. همان شب در خواب خدمت آقا علی اکبر (عليه السلام) شرف ياب شدم عرض ادب کردم و همان مطلب را تکرار کردم. فرمودند: من شفای آن مريض را از خدا خواستم و از هاتفی شنيدم که « اين مريض مردنی است و تا نه روز ديگر ميميرد ولی به برکت دعا و شفاعت شما خدا با شفای او سی سال به عمرش افزوده است و از همين ساعت او را شفا داديم.» آن مرد سی سال ديگر عمر کرد و در هفتاد سالگی در گذشت. وصيت کرد پيکرش را پايين پای حضرت علی اکبر (عليه السلام) دفن کنند.
نینوا معبر انتظار
یکشنبه چهارم آبان 1393 | زمان ظهور(رضا)

نینوا معبر انتظار

فرهنگ عاشورا» ، پیوندی عمیق و ارتباطی ناگسستنی با «فرهنگ انتظار» دارد. واقعه عاشورا، زمینه ساز و مقدمه ظهور امام عصر (عج) است و معارف و حکمت های جاودان آن، در «ظهور مهدی موعود» متجلی است. با بررسی و دقت، در حدیث قدسی «زیارت عاشورا» و «زیارات مربوط به امام زمان (عج)، در می یابیم که «نینوا» ، معبر «انتظاراست » ; یعنی، برای رسیدن به ظهور مهدی موعود، باید از گذرگاه کربلا عبور کنیم. زیارت عاشورا نیز در واقع، تحلیلی برای معبر بودن نینوا برای انتظار است. درس ها و پیام های عاشورا، چراغ های فرا راه شیعیان است تا با دیدی روشن و بصیرتی افزون، منتظر «ظهور» باشند و آماده قیام و مبارزه شوند. «السلام علیک یا ثار الله و ابن ثاره و الوتر الموتور; (1) سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خونش، وای تنهای رها شده » حسین علیه السلام، خون خدا است که در «عاشورا» به جوشش در آمد و به شریان تاریخ انسان و اسلام، حرکت و حیات بخشید. این خون خدا از دشت گلگون نینوا، قلب های مؤمنان و عاشقان را به تپش درآورد و چنان آتش و شرری به جان ها زد که هرگز سردی و خاموشی نخواهد داشت:

عین مثل عشق، مثل عاشورا (ویژه نامه)

«ان لقتل الحسین حرارة فی قلوب المؤمنین لاتبرد ابدا» (2) .

این رود جاری خون خدا، از آن دشت خونبار، برای همیشه قلب تاریخ را سیراب، زنده و متحرک خواهد ساخت و هرگز نخواهد گذاشت جهل و نادانی ها - هر چند مدرن - و حیرت در ضلالت و گمراهی، بندگان خدا را نابود سازد; بلکه سرور شهیدان تاریخ، جان خویش را در راه خدا بذل و بخشش کرد; تا بندگان او را از تمامی جهالت ها و سرگردانی ها رهایی بخشد:

«و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة » (3) .

و این شور آفرینی آن اسوه عشق و آزادگی، هیچ خاموشی ندارد و این حرارت حسینی، سرد یا منحرف نمی شود. دشمنان او، بارگاه نورانی اش را تخریب کردند و قبر مطهرش را به آب بستند; زائرانش را شهید کردند و دست و پای آنان را بریدند ... ولی نتوانستند این «گرمی و عشق » و «شور و شعور» را از بین ببرند.

این شعله عشق و مشعل رهنمای تاریخ، جریان خود را در نهضت ها و انقلاب های دینی - به خصوص در انقلاب اسلامی ایران به خوبی نشان داده است و می رود تا حسینیان با فریادهای

«این الطالب بدم المقتول بکربلا»

ندای امام حسین علیه السلام را پاسخ دهند و به جهانیان بنمایانند که دیگر سیدالشهدا علیه السلام تنها نیست.

«سلام بر تو و بر ارواحی که به آستان تو فرود آمده، و با تو دفن شدند; سلام و درود خدا از جانب من بر همه شما باد; سلامی پیوسته و همیشه تا زمانی که باقی هستم و تا زمانی که شب و روز باقی است. سلامی به فراخنای هستی و پهنای تاریخ » .

آیا یاران اصلى امام زمان(عج) عصاره تاریخ هستند

به گزارش خبرگزاری فارس، آیا یاران اصلى امام زمان(عج) عصاره تاریخ هستند و از میان این همه انسان‏‌هاى صالح و اولیاى الهى انتخاب آنان چگونه صورت مى‏‌گیرد، یعنى آنها چه ویژگى‏‌هاى دارند که به این مقام برگزیده شده‏‌اند؟! مرکز تخصصی مهدویت پاسخ می‌گوید:

خبرگزاری فارس: آیا یاران اصلى امام زمان(عج) عصاره تاریخ هستند

انقلابى بزرگ و جهانى نیازمند رهبران و مدیرانى لایق، کارکشته، وارسته و پرتوان است که هم پیروزى‏‌اش تأمین شود و هم اهداف و برنامه‏‌هاى فراگیر آن تحقق یابد، بستر زمان و تاریخ، دروازه ورودى انسان‏‌ها به دانشگاه مهدوى است؛ دانشگاهى که در آن ملیت و قومیت، مذهب، نژاد، مقطع زمانى و... مطرح نیست؛ بلکه فراملى، قومى، نژادى و انسانى است. براین اساس قیام مهدوى به حدى گسترده و فراگیر است که در قلمرو آن، همه ملیت‏‌ها و گروه‏‌ها - از گذشته تا حال و آینده - حضور دارند و حتى ملائکه الهى نیز در آن به ایفاى نقش مى‏‌پردازند.

پس از آنجایى که در میان یاران حضرت، پیامبران و اولیاى الهى(چون عیسى، یوشع، خضر، اصحاب کهف و...) و هم از اصحاب پیامبر اسلام(ص) و امیرمؤمنان(ع)(چون سلمان و مالک، ابوذر و...) حضور دارند، مى‏‌توان گفت آنان عصاره تاریخ خواهند بود. علاوه بر آن که خود حضرت مهدى(عج) ادامه دهنده راه همه پیامبران و اوصیا و دارنده همه سنن و مواریث آنان است؛ به طور طبیعى یارانش نیز دارنده این میراث گرانبها خواهند بود.

البته در مجامع روایى بر 313 یار خاص آن حضرت تأکیدات ویژه‏‌اى شده و اوصاف و خصلت‏‌هایى براى آنان شمارش شده است که نشان مى‏‌دهد واقعاً آنان انسان‏‌هاى برتر، شایسته و برگزیده هستند و توان انجام این مأموریت بزرگ الهى را دارند.

*اوصاف یاران در قرآن‏

در قرآن آیاتى وجود دارد که ویژگى‏‌هاى برشمرده آن‌ها را مى‏‌توان بر یاران خاص حضرت مهدى(عج) تطبیق داد و در بعضى از روایات نیز بیان شده که این آیات در مورد مهدى(عج) و اصحابش باشد؛ از جمله مى‏‌فرماید: «‏یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ»(1)؛

براساس این آیه خداوند در آینده جمعیتى را براى حمایت دین بر مى‏‌انگیزد و اوصاف کسانى را که باید این رسالت بزرگ را انجام دهند، چنین شرح مى‏‌دهد:

1-  آنان عاشق خدا بوده و جز به خشنودى او نمى‏‌اندیشند، هم خدا آن‌ها را دوست دارد و هم آنان خدا را دوست دارند.

 

نگاهی به تبعیض سیستماتیک آل سعود علیه شیعیان در عربستان

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، صدور حکم دادگاه عربستان درباره حکم اعدام آیت الله نمر باقر النمر روحانی برجسته شیعه این کشور بار دیگر نشان داد که رژیم آل سعود همچنان بر مواضع خود در تبعیض علیه شیعیان این کشور مُصر است و نشانه‌ای از تغییر رفتار رژیم در قبال مطالبات مردم شیعه در شرق عربستان ایجاد نشده است.

خبرگزاری فارس: نگاهی به تبعیض سیستماتیک آل سعود علیه شیعیان در عربستان

دلیل اهمیت شیعیان عربستان

مطالعه درباره شیعیان عربستان دارای اهمیت فراوان است، اولاً شیعیان استان شرقی در حیاتی‌ترین منطقه این پادشاهی زندگی می‌کنند؛ منطقه‌ای که بیشترین میدان‌های نفتی از جمله میدان نفتی «غوار»_بزرگترین حوزه نفتی جهان_ در آن حضور دارد.

ثانیاً شیعیان عربستان در ساحل جنوبی خلیج فارس حضور دارند، منطقه‌ای که از نقطه نظر ثبات و امنیت منطقه و بین المللی دارای اهمیت فراوان است.

در وهله سوم شیعیان عربستان در منطقه‌ای میان سه کشور ایران، عراق و بحرین حضور دارند که اکثریت جمعیت این سه کشور شیعه است.

 وچهارمین دلیل اهمیت شیعیان شرق عربستان را می‌توان اینگونه برشمرد که آنها به دلیل جایگاه فرهنگی، تاریخی و بین المللی که دارند مهمترین مخالفان رژیم حاکم بر عربستان هستند و آل‌سعود به همین دلیل از هرگونه تحرک در این منطقه وحشت دارد.

دولت عربستان سعودی عملاً از ارائه آمار رسمی در مورد شیعیان در این کشور خودداری می‌کند و برآورد دقیق شمار شیعیان امری ناممکن است اما تخمین زده می‌شود 15 تا 20 درصد از جمعیت کل عربستان شیعه باشند که شیعیان اثنی‌عشری در شرق و شیعیان اسماعیلی در جنوب این کشور حضور دارند.

 

اگر امام علی(ع) خلیفۀ بلافصل بود...

اگر امیرالمؤمنین(ع) بلافاصله بعد از رسول خدا(ص) به حکومت می‌رسید، همه چیز در جای خود قرار داشت. نعمت و رحمت از آسمان و زمین بر مردم می‌بارید و دین اسلام طبق بشارت تمام انبیاء با عدالت وافر در جهان گسترش می‌یافت. در نهایت امیرالمؤمنین بعد از صد یا دویست سال، به اجل خود از این دنیا می‌رفت و حکومت را به امام حسن(ع) می‌سپرد و سپس امام حسین(ع) به خلافت می‌رسید. لهذا نه امام حسن(ع) با معاویه صلح می‌کرد و نه امام حسین(ع) و امامان دیگر شهید می‌شدند و نه حضرت صاحب الزمان(عج) غایب می‌گشت.

اگر امام علی(ع) خلیفۀ بلافصل بود...

آیا تا به حال تفکر کرده‌اید که اگر حضرت علی(ع) جانشین بلافصل رسول خدا(ص) می‌شد چه اتفاقی می‌افتاد؟ این سؤال مهم، می‌تواند کلید درب بسیاری از علوم و معارف اسلامی باشد. ما در این مقال قصد داریم در این خصوص اندکی تأمل کنیم.

********

به فرمان خدای تعالی، پیامبر اکرم(ص) در غدیر خم حضرت علی(ع) را به عنوان وصیّ خود معرفی فرمود و او را امیرالمؤمنین (رهبر مؤمنان) خواند و سپس فرمان داد تا حاضران، با علی بیعت کنند و آنها چنین کردند. اما هفتاد روز بعد وقتی که رسول خدا(ص) از این جهان رفت، فرصتی به دست برخی از شیوخ افتاد تا به آرزوهای خود برسند و سفارش اکید خدا و رسول را زیر پا بگذارند.

«وصیّ»، کسی است که شخص متوفّی، اختیار اموال و امور ناتمام خود و از جمله کار تدفین خود را به او می‌سپارد. حتی اگر کسی پیام روز غدیر را نشنیده باشد از وقایعی که بعد از رحلت رسول خدا(ص) رخ داد می‌توانست وصیّ او را بشناسد. علی بن ابیطالب در خانه مشغول شست‌وشو و تدفین پیامبر(ص) بود و شیوخ بر سر جانشینی پیامبر(ص) نزاع می‌کردند. مگر رسول خدا بجز علی به کسی دیگر وصیت کرده بود؟! مگر آن حضرت طبق ثبت شیعه و سنی، نفرموده بود که جانشینان من تا آخر دنیا فقط دوازده نفرند؟

مولا اگر نبود...
یکشنبه بیستم مهر 1393 | زمان ظهور(رضا)
عید سعید غدیر خم و جشن ولایت امام علی (ع) بر اقا بقیه الله (عج) و همه شیعیان مولا امیرالمومنین علی (ع) مبارک باد ....

 

مولا اگر نبود...

عید غدیر

مولا اگر نبود،ولایت نداشتیم

روز حساب، باب شفاعت نداشتیم

عاشق نمی شدیم اگر مرتضی نبود

نسبت به اهل بیت ارادت نداشتیم

عشق علی كه قسمت هركس نمی شود

سلمان اگر نبود، سعادت نداشتیم

مولا اگر نبود، عجم سرشكسته بود

ما غیراز او امید حمایت نداشتیم

اسلام ما نتیجه ی لبخند مرتضی است

با زور تیغ ، میل ِ هدایت نداشتیم

مولا اگر نبود، ری از دست رفته بود

تاریخ هشت سال رشادت نداشتیم

این انقلاب بی مددش پا نمی گرفت

شور ِ قیام و شوق ِ شهادت نداشتیم

ما از دعای ِ خیرِ علی رزق می خوریم

این طور اگر نبود، روایت نداشتیم

رونق نداشت حجره ی انصاف هایمان

بركت به كاروكسب تجارت نداشتیم

شبهای جمعه گریه مان ارث مرتضی است

ما بی كمیل حال عبادت نداشتیم

محشر كه دست ِ مردم  سرگشته خالی است

بیچاره می شدیم ؛ ولایت نداشتیم

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " زمان ظهور " برای " زمان ظهور(رضا) " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم