پیروزی انقلاب در یمن عزای بازندگان در ریاض

با سرعت گرفتن انقلاب یمن، بازندگان بیداری اسلامی برای چاره‌اندیشی، یک به یک خود را به ریاض می‌رسانند تا با پادشاه بیمار عربستان به رایزنی بپردازند!

خبرگزاری فارس: دیدار «عبد ربه منصور هادی» با سفیر آمریکا در یمن
پیروزی انقلابیون یمن، بار دیگر خواب را از چشم مرتجعین عرب و دشمنان محور مقاومت در منطقه ربوده، چرا که انقلابیون به دنبال حاکمیت ملت‌ها هستند و این چیزی نیست که برای پادشاهان و وابستگان آمریکا در منطقه مطلوب باشد. از این رو از همان روزهای نخست فاز دوم انقلاب یمن، شروع به دسیسه چینی کردند. در گام اول «عبدربه منصور هادی» رئیس جمهور وابسته یمن به همراه نخست وزیر این کشور با هدف تشدید فشارها بر جنبش انصارالله استعفا دادند. سپس موجی از تعطیلی سفارتخانه‌ها در یمن به راه افتاد و در این میان رئیس جمهور مستعفی با کمک حامیان خود از پایتخت یمن گریخت و به شهر جنوبی عدن رفت. تمام تلاش «منصورهادی» تبدیل عدن به دولتی کوچک و به اصطلاح پایتخت دوم یمن است. در این میان کشورهای عربی و غربی به کمک وی شتافته‌اند و با انتقال سفارتخانه‌های خود به عدن در حال دوپاره کردن کشور هستند. اما این توطئه چندان نمی‌تواند با واقعیت همخوانی داشته باشد چرا که جنبش‌های جنوب یمن با آن مخالف هستند و قدرت برتر در یمن اکنون جنبش انصارالله است. از سوی دیگر نخستین هواپیمای ایران دیروز پس از چندین دهه در فرودگاه صنعا به زمین نشست تا ضمن رساندن کمک‌های بشردوستانه، پیام خود را به گوش متحصنین برساند. اکنون آنها که در سه سال گذشته چیزی جز شکست از تحولات خاورمیانه کسب نکرده‌اند به فکر چاره اندیشی افتادند. چاره کار از نظر آنها تشکیل جبهه بندی جدید در منطقه است، لذا همگی برای کسب تکلیف به ریاض رفتند. البته با توجه به بیماری آلزایمر پادشاه عربستان، این کشور تنها نقش میزبان را بازی کرده و دستورات از اسرائیل و آمریکا صادر می‌شود. با مروری بر رفت و آمدهای انجام شده به ریاض در یک ماه اخیر به خوبی می‌توان این سردرگمی را میان بازندگان منطقه مشاهده کرد.
پس از آنکه در یک ماه گذشته پادشاه قطر، کویت، بحرین، اردن و ولیعهد ابوظبی از ریاض دیدن کردند، روزشنبه نیز «رجب طیب اردوغان» رئیس جمهور ترکیه و دیروز «عبدالفتاح سیسی» رئیس جمهور مصر وارد عربستان شدند تا با «ملک سلمان» پادشاه این کشور دیدار و گفت و گو کنند. در مورد اهداف این دیدارها بنابر سیاست‌های مرسوم، «تحکیم روابط و زمینه‌سازی برای همکاری‌های بیشتر» به عنوان هدف اصلی ذکر شده است اما، این همه دیدار در یک ماه گذشته بسیار تعجب برانگیز است، به ویژه اینکه قطر و ترکیه که در چند سال گذشته با عربستان در مورد اخوان المسلمین اختلافات اساسی داشتند اکنون با یکدیگر دیدار کرده‌اند. نکته قابل تامل دیگر در این میان، سفر همزمان «سیسی» و «اردوغان» به ریاض است که در مورد کودتای مصر با یکدیگر به شدت اختلاف دارند. هرچند که رئیس جمهور مصر همزمانی این سفر را «تصادفی» خوانده و رئیس جمهور ترکیه نیز پیش از سفر سه روزه خود اعلام کرده که هیچ برنامه‌ای برای دیدار با «سیسی» ندارد اما نمی‌توان به سادگی از کنار این دیدارها گذشت.
نکته مشترکی که در بین این کشور‌ها وجود دارد این است که تمامی آنها به نوعی «بازندگان بیداری اسلامی» و به صورت مشخص بازندگان «تحولات یمن» هستند. «اردوغان» اکنون احساس انزوای بیشتری می‌کند، زیرا بیشتر متحدان او که در تحولات بیداری اسلامی به آنان چشم امید دوخته بود، با ناکامی و شکست بزرگی روبه رو شدند، به این ترتیب که متحدان «اردوغان» در مصر و تونس و بخشی از لیبی قدرت خود را از دست دادند. در سوریه نیز کسانی که رئیس جمهور ترکیه به آنان چشم امید داشت، درجا می‌زنند، زیرا آرزوهایشان مبنی بر سرنگونی نظام «بشار اسد» نقش بر آب شده است.
عربستان نیز روزهای سختی را سپری می‌کند و با خطرات زیادی دست به گریبان است زیرا انصارالله در یمن که حیاط خلوت ریاض به شمار می‌رفت، در حال قدرت گرفتن هستند از سوی دیگر عربستان «قمار سوریه» را به صورت کامل باخته و چهره منفوری از خود در میان مردم منطقه بر جای گذاشته است. کشورهای دیگر مانند قطر و اردن نیز در مورد سوریه تلاش زیادی برای تجهیز تروریست‌ها انجام دادند که شکست خوردند و در مورد یمن نیز تاکنون، بازنده و به اصطلاح تماشاگری بیش نبودند. ژنرال سیسی پیش از سفر به ریاض گفته بود «در مورد یمن دیر عمل کردیم» تا بدین ترتیب مهر تأییدی زده باشد بر پیروزی انقلاب اسلامی در یمن.
اکنون ریاض به محفلی برای جمع بازنده‌ها تبدیل شده تا توطئه‌ای  دیگر طراحی کنند و علیه قدرت‌ها و جریان‌های برتر منطقه اقدام کنند. اگرچه از جزئیات این دیدارهای منظم و هماهنگ خبری منتشر نشده است اما قطعا در راستای تلاش جدیدی برای جبهه بندی‌های تازه در منطقه است که به زودی جزئیات آن رسانه‌ای خواهد شد.
در این بین اما، می‌توان بدون تردید ادعا کرد، یمن و انقلاب اسلامی این کشور محور این دیدارها و گفت‌وگوها بوده است.
 
منبع:کیهان
لینک ثابت
ایام فاطمیه چه روزهایی است
دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ | زمان ظهور(رضا)

ایام فاطمیه چه روزهایی است

ایام فاطمیه را با توجه به روز رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در نظر می‌گیرند، چون بنا به روایات رسیده حضرت فاطمه(سلام الله علیها) 75 یا 95 روز بعد از رحلت پدرشان به لقاءالله پیوستند و محبان فاطمی این روزها سیاه‌پوش می‌شوند. 

ایام فاطمیه چه روزهایی است


پبه گزارش  موعود ، بار دیگری صدای «وا امّاه» حسنین(علیه السلام) از خانه‌ای در شهر مدینه به گوش می‌رسد که در فراق دردانه رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)، ریحانه خاندان نبوت و ام‌ابیها حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به سوگ نشسته‌‌اند، مصیبتی که تنها بعد از گذشت چند روز از رحلت پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله و سلم) به وقوع پیوست و مادر امامت دعوت حق را لبیک گفت و با کوله‌باری از غم و اندوه به نزد پدرش شتافت، به همین منظور دوستداران و شیعیان بانوی عالمیان در این ایام به عزاداری می‌پردازند که به ایام فاطمیه منسوب است.

درباره چرایی ایام فاطمیه باید گفت، این احتمال وجود دارد که ماه‌های قمری از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تا شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 29 روز بوده باشد، حال آنکه در صورت کامل بودن ماه‌های قبل، روز شهادت سیزدهم جمادی‌الاول و یا سوم جمادی‌الثانی خواهد بود، زیرا طبق تقویم، حداکثر سه ماه قمری 29 روزه و حداکثر چهار ماه قمری 30 روزه می‌توانند پشت سر هم قرار گیرند.

از آنجایی که در منابع روایی شهادت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را 75 روز یا 95 روز بعد از رحلت پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بیان کرده‌‌اند و به رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در بیست و هشتم صفر است، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، روزهای سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل ایام فاطمیه اوّل و بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) را روزهای سوم تا پنجم جمادی‌الثانی ایام فاطمیه دوم در نظر گرفته می‌شود.

با این وجود در عرف از دهم تا بیستم جمادی‌الاول بنابر قول 75 روز دهه فاطمیه اول و از یکم تا دهم جمادی‌الثانی طبق قول 95 روز دهه فاطمیه دوم گفته می‌شود، بنابراین اصل ایام فاطمیه جمعاً شش روز، سه روز در ماه جمادی الاول (13 تا 15 اسفند ماه جاری) و سه روز در ماه جمادی الثانی(4 تا 6 فروردین ماه آتی) می‌شود.

انتهای پیام/ ص . خ

منبع: خبرگزاری فارس

لینک ثابت
در سفر معراج
یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ | زمان ظهور(رضا)

در سفر معراج

در ادامه راه، به بهشت رسیدم که دم درب بهشت نهری بود به نام کوثر و جویباری به نام رحمت، که از آب کوثر نوشیدم و با آب رحمت غسل کردم. سپس وارد بهشت شدم. در اطراف بهشت، خانه من و اهل بیت من ساخته شده بود. خاک بهشت مانند مُشک خوشبو بود. انواع غذاها و نوشیدنی‌ها و میوه‌ها در آنجا موجود بود؛ از جمله در بهشت، درختی بود که اگر پرنده تیز پروازی می‌خواست تنه درخت را دور بزند، در مدّت هفتصد سال نمی‌توانست.

در سفر معراج

 

بیان معراج پیامبر اکرم(ص) از زبان آن حضرت و اهل بیت(ع)
خداوند در «قرآن کریم» می‌فرماید: «پاک و منزّه است خدایی که بنده‌اش را در یک شب از «مسجدالحرام» به سوی «مسجد‌الأقصی، که گرداگردش را پر برکت ساخته‌ایم، بُرد تا برخی از نشانه‌های عظمت خود را به او نشان دهیم. همانا او شنوا و بیناست.»1
مرحوم علّامه مجلسی، در کتاب «بحارالانوار» جلد 18 صفحه 319 به نقل از تفسیر مرحوم قمی از امام صادق(ع) نقل می‌نماید که:
«جبرئیل و میکائیل و اسرافیل با بُراق (براق چیست؟ پیامبر(ص) فرمودند: «براق حیوانی بهشتی است که صورتش مانند انسان، دست و پایش مانند اسب، دمش مانند دم گاو، از استر کوچکتر و از درازگوش بزرگتر، زینش از یاقوت قرمز، رکابش از درّ سفید، به هفتاد هزار لجام طلایی، لگام زده شده. دو بال دارد که به درّ و یاقوت و زبرجد زینت شده است و بین دو چشمش جمله «لا اله‌ الا الله وحده لاشریک له، محمّد رسول الله(ص)» نوشته شده است. اگر خدا به او اجازه دهد، در مدّت کوتاهی، تمام دنیا را سیر می‌کند. دارای بهترین رنگ است و کلام انسان را متوجّه می‌شود.»2) محضر رسول خدا(ص) آمدند. یکی افسار براق را به دست گرفت و دیگری رکاب را آماده کرد و سومی زین را مهیّا نمود. هنگام سوار شدن، براق، چموشی کرد. جبرئیل به او نهیب زد که آرام باش؛ زیرا هیچ پیامبری به عظمت او بر پشت تو سوار نشده است. براق آرام شد و رسول خدا(ص) سوار بر آن شد. از زمین برخاست و بالا رفت (از اینجا جریان معراج توسط خود پیامبر(ص) بیان گردیده است). پیامبر(ص) می‌فرمایند:
«هنگام حرکت، صدایی از سمت راست من بلند شد و مرا صدا زد؛ ولی من به او جواب ندادم و توجّهی به آن نکردم. سپس از طرف چپم ندایی برخاست. به آن هم پاسخی ندادم و التفات ننمودم. ناگهان مقابل من زنی نمایان شدکه زیورآلات فراوان داشت. به من گفت: یا محمّد! به من نگاه کن و با من سخن بگو؛ ولی به او نگاه نکردم و توجّه ننمودم. سپس ناگهان صدای مهیبی برخاست که من زیاد ترسیدم. به راهمان ادامه دادیم تا اینکه به مکانی رسیدیم. جبرئیل گفت: «فرود بیاییم و نماز بخوانیم.» پس نماز خواندیم. جبرئیل گفت: «می‌دانی در چه مکانی نماز خواندی؟» گفتم: «خیر.» گفت: «اینجا (مدینه) است که به زودی به سوی آن هجرت خواهی کرد.» سپس مقداری راه پیمودیم. گفت: «فرود بیا.» فرود آمدیم و نماز خواندیم. گفت: «می‌دانی در کجا نماز خواندی؟» گفتم: «خیر». گفت: «اینجا (طور سینا) است که موسی با خدا صحبت می‌کرد.»
دوباره مقداری راه رفتیم. پیاده شدیم و نماز خواندیم. جبرئیل گفت: «اینجا (بیت اللّحم) است. محلّ ولادت عیسی‌ بن مریم.» سپس حرکت کردیم تا اینکه به «بیت‌المقدّس» رسیدیم. داخل مسجد شدم؛ در حالی‌که جبرئیل در کنارم بود. درون مسجد، حضرت ابراهیم و موسی و عیسی و جمع زیادی از انبیاء جمع بودند. اذان و اقامه برای نماز گفته شد. زمانی که صف‌ها آماده شد، جبرئیل بازوی مرا گرفت و امام جماعت قرار داد و نماز جماعت خوانده شد.
سپس سه جام که یکی شیر و دیگری آب و دیگری شراب بود، آماده شد. در همین حال شنیدم گوینده‌ای می‌گوید: اگر آب را بگیری، امّتت غرق می‌شوند و اگر شراب را انتخاب کنی، خودت و امّتت گمراه می‌گردید و اگر شیر را برگزینی، تو و امّتت هدایت خواهید شد. بنابراین من شیر را گرفتم و نوشیدم. جبرئیل به من گفت: «تو و امّت تو رستگار شدید.» سپس گفت: «در مسیر راه چه دیدی و چه شنیدی؟» گفتم: از طرف راست صدایی شنیدم؛ ولی به آن توجّهی نکردم. گفت: «اگر جواب می‌دادی و التفات می‌کردی، تمام امّتت یهودی می‌شدند. دیگر چه شنیدی؟» گفتم: صدایی از طرف چپم شنیدم. گفت: «اگر پاسخ داده بودی، همه پیروانت مسیحی می‌شدند.» جبرئیل گفت: «چه چیزی مقابلت ظاهر شد؟» گفتم: زنی که زیورآلات فراوان داشت؛ ولی با او صحبت نکردم و توجّه ننمودم. جبرئیل گفت: «اگر تکلّم می‌کردی، امّت تو دنیا را بر آخرت مقدّم می‌کردند.»

ایران و یمن زمینه سازان ظهور
سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ | زمان ظهور(رضا)

ایران و یمن زمینه سازان ظهور

تظاهرات میلیونی در یمن در چهارمین سالگرد انقلاب 11 فوریه همزمان با  سالگرد انقلاب اسلامی ایران به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، کمیته انقلابی انقلاب 21 سپتامبر 2014 یمن، عموم مردم یمن را برای برگزاری تظاهرات باشکوه در میدان «التغییر» صنعا در روز چهارشنبه مصادف با سالگرد انقلاب 11 فوریه 2011 این کشور، دعوت کرد. انقلاب 21 سپتامبر 2014 مردم یمن را بسیاری از کارشناسان و تحلیل‌گران امور سیاسی یمن، مکمل انقلاب فوریه 2011 در این کشور می‌دانند.

خبرگزاری فارس: تظاهرات میلیونی در یمن در چهارمین سالگرد انقلاب 11 فوریه

اسلام، ميان دو امپراتوري پر قدرت متولّد شد. ايران ساساني كه وسعتي از درياي مديترانه تا مرزهاي چين و از ارمنستان تا يمن داشت و روميان.

 

شرايط سياسي ـ اجتماعي آشفتة عصر ساساني، نظام طبقاتي حاكم بر اين عصر، تحريف آموزه‌هاي دين زردشت و تباهي دستگاه مذهبي موبدان، از هر سو ايران عصر ساساني را مستعدّ تحوّلي بزرگ ساخته بود.

 

نامة پيامبر اكرم(ص) سرآغاز ماجرا بود. نامه توسط پيك مخصوص (عبدالله بن خدافه سهمي قريشي) به دربار خسرو پرويز متكبر رسيد.

 

از محمّد(ص)، فرستادة خدا به بزرگ زمامداران
درود به آن كسي كه حقيقت را بجويد و هدايت را پيرو باشد و به خداوند و رسولش ايمان آورد و گواهي دهد كه محمّد بنده و فرستادة اوست. من تو را به سوي خدا مي‌خوانم. فرستادة خداوند بر همگان هستم تا آنان را بيم دهم و حجّت را بر كافران تمام كنم، اسلام بياور تا در امان باشي و اگر از اسلام روي‌گردان شدي، گناه مردم مجوس بر گردن توست.

 

خطاب پيامبر بسيار زيبا بود، ايرانيان را به اكرام ياد كرده بود و آنان را چون مستضعفاني مستحقّ رهايي خوانده بودند، چنان‌كه اشاره فرمودند: «اگر از اسلام روي‌گردان شوي، گناه مردم مجوس بر گردن توست». مخاطب امام مردم نيست. بلكه متوجّه خسرو پرويز عيّاشي بود كه در حرم‌سراي خود سه هزار كنيز داشت.

 

خسرو نامة پيامبر را پاره كرد، در حالي كه نمي‌دانست در حقيقت با اين عمل خود را مي‌درد و نه نامة رسول خداوند را. قاصد رسول خدا به مدينه بازگشت. خسروپرويز به حاكم دست نشاندة خود، (باذان بن ساسان) كه در يمن حاكم بود، نامه نوشت كه اين مدّعي پيامبري را دستگير كرده به دربار ساساني بفرست.

 

باذان دو پيك را به همراه نامه به آستان پيامبر مي‌فرستد. پيامبر به پيك باذان بن ساسان مي‌فرمايد براي گرفتن جواب فردا بياييد. فردا وقتي دو پيك برمي‌گردند، پيامبر خبر پاره شدن شكم خسروپرويز توسط پسرش شيرويه را به قاصدان مي‌دهند و با تحفه و نامه‌اي آنها را به سوي يمن و درگاه باذان بن ساسان مي‌فرستند.

 

پيامبر به باذان اعلام كرده بودند، چنانچه اسلام بياورد، مي‌تواند كماكان حاكم يمن بماند.

 

باذان به اتفاق ساير ايرانيان اسلام مي‌آورند و ايرانيان در يمن، اوّلين پايگاه اسلامي را ايجاد مي‌كنند. القاب ابناء و احرار يعني «فرزندان آزادگان» مخصوص ايرانيان مي‌شود. همين القاب امروز هم در ميان جماعت بزرگي از يمني‌ها هست.

 

پس از باذان بن ساسان، فرزندش «شهر بن باذان» با حكم پيامبر به جاي پدر حاكم يمن مي‌شود. در سال يازدهم از هجرت، پس از حجّة الوداع، «اسود عنسي» در يمن شورش كرد و با ادّعاي پيامبري جماعتي را به گرد خود آورد و مناطقي را متصرّف شد. «شهر بن باذان» ايراني با هفتصد سوار در پي او روانه شد و با او به جنگ مشغول شد و به درجة شهادت رسيد. او اوّلين شهيد ايراني صدر اسلام است. ابناء و احرار ايراني در يمن ماندند و پس از پيامبر جمعيت شيعيان يمن را تشكيل دادند و نسل در نسل پايگاهي مهم پيرامون جزيرة العرب را حفاظت كردند، تا در آستانة ظهور حضرت وليّ عصر(ع)، با رشادت و مبارزة خود حجاز را تصرّف و آن را تسليم حضرت نمايند. سيّد يماني، با پرچم سفيد، بر حق‌ترين پرچمي است كه در آستانة ظهور خروج مي‌كند، دشمنان اموي اهل بيت(ع) را مي‌راند و بيعت خود را با امام راست مي‌كند.

بي‌شك آنچه ارادة خداوندي آن را حمايت كند، شكست‌ناپذير است. از هزار و اندي سال، تقدير الهي سرنوشتي را رقم زده كه روز به روز به آن نزديك‌تر مي‌شويم. جان و خون شيعيان آل علي(ع) از ابتدا از سوي ايرانيان در يمن جاري شد و اينك نماد و سمبل مبارزان ايراني به آنان ياري مي‌دهد تا در نقطه‌اي، باعث برپايي در خروج عظيم شود، خروج سيّد يماني از يمن و سيّد خراساني از ايران «ولو كره المشركون»

استاد شفيعي سروستاني.  

 

لینک ثابت

اردن از جنوب، ترکیه از شمال؛ اسد باز هم باید بجنگد

دولت بهار: «معاذ الکساسبه» در شرایطی در قفسی آهنی زنده زنده سوزانده شد، با گذشت 3 سال از بحران سوریه، بشار اسد و دولت این کشور در بهترین شرایط امنیتی و نظامی طی این مدت قرار داشته اند. بهبودی شرایط امنیتی – نظامی دولت سوریه تا بدانجا محقق شده بود که بر اساس برخی از شنیده ها، ارتش عربی سوریه و حزب الله لبنان حداکثر به 6 ماه وقت برای پاکسازی کامل خاک سوریه از لوث تروریست های داعش نیاز دارند. با این وجود به نظر می رسد بشار اسد باید خود را برای شرایطی سخت تر که همان مداخله زمینی نیروهای ائتلاف، بویژه ترکیه و اردن آماده کند.

طرح مداخله زمینی در سوریه روی میز دیکتاتور اردن
یک مقام بلندپایه دولتی در اردن فاش کرده است که طرح مبارزه زمینی با داعش (در سوریه)، روی میز دیکتاتور اردن قرار گرفته است.

این طرح برای اجرا شدن نیارمند ورود به خاک سوریه است. اردن در شمال خود، با سوریه مرز مشترک دارد.

این مقام دولتی به وبگاه خبری «العرب الیوم» اردن گفت: ایده ورود به درگیری مشخص با داعش روی میز تصمیم‌ گیرندگان است و «عبدالله دوم» این مسئله را با مسئولان عالی‌رتبه امنیتی کشور بحث خواهد کرد.

این مقام که هویت وی فاش نشد، همچنین گفت: ایده حمله فوری به داعش در انتقام خون خلبان شهید «معاذ الکساسبه»، سپس ایجاد راهبرد جدید در داخل ائتلاف (صد داعش) به ریاست آمریکا برای نابود کردن داعش و پایان دادن به وجود آن در کوتاه‌ترین زمان ممکن است، چیزی است که دولت (اردن) در حال حاضر به آن می‌اندیشد.

ارتش اردن اعلام کرد: عملیاتی که نیروی هوایی این کشور علیه مواضع داعش انجام داد، سرآغاز سلسله عملیات های گسترده علیه این تروریست هاست.

منابع نظامی اردن اعلام کردند: در چند مرحله انبار مهمات و تسلیحات داعش را در سوریه هدف قرار دادند.

قول صحیح در ملک بنی فلان و موت خلیفه (عبد الله) در حجاز و عربستان

موت عبد الله در حجاز

در روایتی از امام صادق عليه السلام نقل شده است که حاکم حجاز قبل از خروج سفیانی، به هلاکت می رسد و بعد از او، حکومت حجاز دچار اختلاف بر سر قدرت و ملک دنیوی می باشد.

ابو بصیر از امام صادق علیه السلام، چنین نقل می کند:

مَنْ يَضْمَنْ لِي مَوْتَ عَبْدِ اللَّهِ أَضْمَنْ لَهُ الْقَائِمَ ثُمَّ قَالَ إِذَا مَاتَ عَبْدُ اللَّهِ لَمْ يَجْتَمِعِ النَّاسُ بَعْدَهُ عَلَى أَحَدٍ وَ لَمْ يَتَنَاهَ هَذَا الْأَمْرُ دُونَ صَاحِبِكُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ يَذْهَبُ مُلْكُ سِنِينَ وَ يَصِيرُ مُلْكَ الشُّهُورِ وَ الْأَيَّامِ فَقُلْتُ يَطُولُ ذَلِكَ قَالَ كَلا.[1]

هر كس مرگ عبد اللَّه را براى من ضمانت كند من هم آمدن قائم را براى او ضمانت مي‌کنم. بعد از آنكه عبد اللَّه مرد ديگر مردمبر سر كسى اجتماع نمي‌كنند و اين امر (ظهور دولت حق) بخواست خدا به صاحب شما (حضرت قائم مهدی موعود علیه السلام) منتهى مي‌گردد و بعد از آن (مرگ عبد الله) سلطنت سالها از بين مي‌رود و به سلطنت ماه‏ها و روزها تبديل مى‏شود عرض كردم: آيا این دوران طول ميكشد؟ فرمود: نه‏.

شرح اجمالي روايت:

حدیث صراحتا قید می کند که عبد الله، آخرین پادشاه مقتدر خواهد بود و بعد از وی، حکومت متزلزل و سست خواهد شد و بر سر جانشین عبد الله، مثل قبل، اجماعی نخواهد شد و بین بنی فلان، اختلاف رخ خواهد داد. و این امر، زیاد طول نخواهد کشید و سلطنت های چند ماه و چند روزه (کنایه از تزلزل قدرت) تشکیل خواهد شد و البته این تزلزل قدرت هم طولانی نخواهد شد، تا امر به حضرت صاحب، امام مهدی علیه السلام می رسد.

حکومت به صورت سلطنتی و پادشاه ایی است. زیرا در روایت تعبیر به "ملک" شده است. حتی در روایات دیگر که (در ادامه ذکر خواهد شد)، از موت خلیفه و اختلاف بنی فلان بعد از او، خبر می دهند که نشان دهنده این است که سلطنت و ملک به صورت خانوادگی در خاندان آل فلان اداره می شود.

با دقت در روایت، و به کار بردن کلمه "یضمن" توسط امام معصوم در متن حدیث، متوجه می شویم که شایعات در موت عبد الله، آنچنان در بین مردم، شایع می شود که امام معصوم، ضمانت قطعی موت عبد الله را طلب می کند، تا در مقابل ضمانت و بشارت ظهور قائم را بدهند.

بعد از مرگ عبد الله، نه اینکه سلطنت از بین می رود. خیر، اینگونه نیست؛ بلکه حکومت رو به زوال و سستی می گراید و حکومت های چند ماه و چند روزه تشکیل خواهد شد که کنایه از عدم اقتدار و تزلزل قدرت می باشد. و این امر یعنی زوال قدرت و آشکار شدن اختلافات، تدریجی است و نه ناگهانی. دقت کنید.

و همان اجماع ایی که بر سر آخرین پادشاه مقتدر یعنی عبد الله بوده و سالها حکومت کرده بود، بر سر جانشین و یا جانشینان عبد الله نخواهد بود و اختلاف آشکار خواهد شد.

سوال: آیا این روایت مروبط به گذشته نیست؟ شاید این روایت در گذشته و در تاریخ اسلام رخ داده است؟

جواب:

اولا، این روایات، جزو روایت موثق است.

ثانيا، همچنان که برخی پنداشته اند مربوط به گذشته و دوران حکومت بنی عباس نمی باشد و قابل تطبیق بر خلیفه عباسی نیست، بلکه مربوط به آینده و زمان ظهور می باشد. زیرا در متن روایت، ضمانت ظهور قائم[2] ذکر شده است و طبق روایت، امر به "صاحبکم" یعنی امام مهدی علیه السلام می رسد. و پایان حدیث به مکان ایی که امام در پایان غیبت از آنجا (کشور حجاز) قیام می فرمایند، اشاره می کند. زیرا عبارت "لم یتناه هذ الامر دون صاحبکم"، یعنی امر جانشینی عبد الله بین مردم آن منطقه به ظهور امام ختم می شود. و همانطور که می دانیم، حضرت از مکه مکرمه و کشور حجاز، قیام خواهند فرمود.

شواهد و قراین برای اثبات موت عبد الله در کشور حجاز

هر چند به این مساله به صراحت اشاره نمی شود که موت خلیفه در کدام منطقه اتفاق می افتد و آل بنی فلان، در کجا و در کدام سرزمین حکومت می کنند، اما از مجموع روایات بنی فلان چنین استفاده می شود که بنی فلان، در حجاز به قدرت می رسند. چرا که روایات از اختلاف هنگام موت خلیفه ایی در سرزمینی گزارش می دهند که بعد از آن، حضرت مهدی علیه السلام از مدینه به مکه پناه می برد تا منتظر خسف بیداء لشکر اعزامی سفیانی به مدینه شود. بنابراین با این قرینه، مشخص می شود موت عبد الله در حجاز رخ می دهد و خاندان بنی فلان بر کشور حجاز، حکومت می کنند.

از ام سلمه از قول رسول الله ص نقل می کند:

يَكُونُ اخْتِلَافٌ‏ عِنْدَ مَوْتِ‏ خَلِيفَةٍ فَيَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ هَارِباً إِلَى مَكَّةَ فَيَأْتِيهِ نَاسٌ مِنْ أَهْلِ مَكَّةَ فَيُخْرِجُونَهُ وَ هُوَ كَارِهٌ فَيُبَايِعُونَهُ بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ وَ يُبْعَثُ إِلَيْهِ بَعْثُ الشَّامِ فَتُخْسَفُ بِهِمُ الْبَيْدَاءُ بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَة ... .[3]

بعد از مرگ خلیفه، اختلاف پیش می آید، آنگاه مردی از مدینه (حضرت مهدی علیه السلام) از مدینه به سمت مکه حرکت می کند، مردم برای بیعت به حضرت مراجعه می کنند، پس با حضرت در بین رکن و مقام، بیعت می کنند. در این حین سفیانی لشکری را از شام، به سمت حجاز، می فرستد. اما در منطقه بیداء، بین مکه و مدینه در زمین فرو می روند و خسف می شوند ... .

ضربه اول حزب‌الله صورت رژیم صهیونیستی را سرخ کرد

خبرگزاری فارس: هاآرتص: عملیات حزب‌الله حساب‌شده بود/باید امیدوار بود این ضربه دردناک، پایان کار باشد

گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس - رژیم صهیونیستی که با حمله بیست و هشتم دی ماه به جنوب سوریه گروهی از اعضای مقاومت را به شهادت رسانده بود، چندان برای دریافت پاسخ منتظر نماند و البته به نظر نمی‌رسد کار به همین جا پایان یابد. پایه‌ای که رژیم صهیونیستی برای بر هم زدن مناسبات منطقه‌ای گذاشت، به یقین بی‌پاسخ نمی‌ماند و این امر را حتی خود صهیونیست‌ها نیز می‌دانستند. بالگرد این رژیم با نقض حاکمیت سرزمینی سوریه، بیست و هشتم دی‌ماه شماری از اعضای حزب‌الله را هدف موشک قرار داد. این، در حالی بود که سه روز پیش از آن «سیدحسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله لبنان، هشدار داده بود هر حمله‌ای ضد محور مقاومت حتی در سوریه با واکنش این محور روبرو خواهد شد. مهاجران یهودی به سرزمین اشغالی 10 روز گذشته را در میانه‌ای از بیم و نگرانی گذرانده و آب و خوراک به پناهگاه‌ها برده بودند. گرچه برخی مقام‌های صهیونیستی برای حفظ چهره خود می‌گفتند جای هیچ ترسی نیست و حتی شماری از تحلیلگران با اشاره به درگیری‌های سوریه و عراق واکنش سریع حزب‌الله را دور از ذهن می‌دانستند، با این همه گردان «شهدای القنیطره» با هدف قرار دادن یک کاروان از نیروهای نظامی صهیونیستی در شمال سرزمین اشغالی و کشتن شماری از آنان (بر پایه خبر رسانه‌های لبنانی 15 تا 17 نفر) و انهدام دستکم 9 خودرو پاسخی دندان‌شکن به این رژیم داد. البته از روز سه شنبه مرزهای شمالی و شرقی فلسطین اشغالی ناآرام بود و شلیک‌هایی از سوی سوریه و بخش‌های اشغال شده فلسطین صورت گرفته بود. پس از حمله ظهر چهارشنبه حزب‌‌الله به تیپ «گولانی» نیز اطراف «کفرشوبا» و «المجیدیه» در جنوب لبنان با گلوله‌های توپ هدف قرار گرفت که طی آن به نوشته تارنمای «النشره» لبنان، 2 صلحبان سازمان ملل متحد مستقر در آن منطقه (یونیفل) زخمی شدند. بنابراین به نظر می‌رسد آینده منطقه در نقطه‌ای تعیین‌کننده قرار دارد. 


تمامی حقوق مادی و معنوی " زمان ظهور " برای " زمان ظهور(رضا) " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم