پایان تقیه، شورش شیعه
یکشنبه شانزدهم آذر 1393 | زمان ظهور(رضا)

 

پایان تقیه، شورش شیعه
 
پایان تقیه، شورش شیعهمحمد حسین حیدری
  

هرچه می گردم، سندش را پیدا نمی کنم، همینقدر می دانم که پای منبرها زیاد شنیده ایم این روایت را که جبرئیل یا براق یا یکی دیگر از عواملِ خدا روز اول محرم، پیراهن خونی حسین (ع) را از آسمان هفتم برداشته، در آسمان اول نصب می کند. باد که می وزد، بوی پیراهن خونی حسین (ع)، زمین را بر می دارد و زمین پس از آنکه پر از ظلم و جور شده، به یک باره می شود عرصه رستاخیز روضه و نوحه و موکب. تکرار «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» در کتیبه های هیئات فقط به زیبایی های شعری این معجزه محتشم کاشانی بر نمی گردد. محرک این رستاخیز محل پرسش افکار عمومی است. هر که دهه محرم را می بیند، می پرسد. این پرسش محتشم را شاید پاسخ همین باشد که فاصله منشاء رایحه حسین (ع) با زمین کم شده است؛ که خدا و فرشتگانش مرحمت فرموده، برای 10 روز، دوری 6 طبقه ای این پیراهن را تحمل می کنند. سخت است. ما همینطور کیلویی می گوییم سخت است و دم خدا و فرشتگانش گرم! اما چه کسی تاکنون فاصله طبقات آسمان را متر کرده؟ می گویند دنیا در برابر برزخ، همچون حلقه انگشتری است در بیابان. اگر آسمان اول نیز در برابر سپهر دوم همچون قایقی باشد در اقیانوس و همینطور الی آخر، می توان فهمید هزینه این لطف الهی به اهالی زمین، چقدر گزاف است. مرامی گذاشته اند برایمان که نگو و نپرس.

امروز، 13 صفر است. یعنی که 33 روز پیش، پیراهن ثارالله (ع) به آسمان هفتم عودت داده شده؛ که دوباره فاصله منشاء رایحه حسین (ع) با اهل زمین، حداکثری شده است. اگر چنین است که هست، پس باز این چه شورش است که عراق عرب را برداشته؟ ویکی پدیا بزرگترین اجتماعات تاریخ بشر را این چنین فهرست کرده است:
اجتماع ۲۰ میلیون نفری شیعیان در کربلا در دسامبر ۲۰۱۳ در روز اربعین (۱۴۳۵ قمری).
 اجتماع ۱۵ تا ۱۸ میلیون نفری شیعیان در کربلا در ژانویه ۲۰۱۳ در روز اربعین (۱۴۳۴ قمری).
 اجتماع ۱۵ تا ۱۸ میلیون نفری شیعیان در کربلا در سال ۲۰۱۲ در روز اربعین.
 اجتماع ۱۵ میلیون نفری شیعیان در کربلا در سال ۲۰۱۱ در روز اربعین.
 اجتماع ۱۴ میلیون نفری هندی‌ها در تامیل نادو، هند در سال ۱۹۶۹ در تشییع جنازه آنا.
 اجتماع ۱۰ تا ۱۴ میلیون نفر در کربلا در سال ۲۰۱۰ در روز اربعین.
 اجتماع ۱۰ تا ۱۴ میلیون نفر در کربلا در سال ۲۰۰۹ در روز اربعین.

مقامات عراقی می گویند امسال در انتظار جمعیت 25 میلیون نفری زائران اربعین نشسته اند. در کجا؟ در کربلایی که اسم شهر را یدک می کشد اما به اندازه دهی امکانات ندارد؛ در روزگاری که داعش 3 استان مهم عراق را تصرف کرده و لِنگ ابن مرجانه ها تا زانو در خون شیعه فرو رفته است. فرزندان زنان بیابانگرد در سوریه و شامات در همین 3-4 سال اخیر بیش از 70 هزار شیعه را کشته اند. یاد نوری المالکی، نخست وزیر قلب ها بخیر، این حیدر العبادی که از شیوه سرکار آمدنش معلوم است، چقدر لق است، می گوید فرزندان زنان بدکاره تا دروازه های بغداد هم آمده بودند و کار تمام شده بود اگر ایرانی ها سر نمی رسیدند. با این همه شیعیان در شورش اند. بزرگترین راهپیمایی از صدر خلقت تا کنون را راه انداخته اند. حوثی ها از یمن می آیند و فاطمیون از مصر؛ علوی ها از سوریه و حزب اللهی ها از ضاحیه و صور و صیدا و بنت جبیل. مردان و زنان شیخ عیسی قاسم و شیعیان قطیف و یاران نمر باقر النمر هم به هر ضرب و زوری خودشان را می رسانند و اضافه می شوند به شیعیان شبه قاره که از پاکستان، افغانستان و هند می آیند. ایرانی ها هم قرار است با اقتدار، مانع شل بازی و ناکارآمدی سازمان حج و زیارت و مسئولان دولتی را له کنند و گوششان بدهکار توصیه های ایمنی صدا و سیما نباشد، اگر نمی توان به کربلا رسید، تا مهران و شلمچه که می توان رفت و سلام داد؟

راهپیمایی اربعین؛ رزمایشی برای ظهور

"خیبرآنلاین" - آنچنان جمعیت گسترده است که روایتگران در تخمین عدد و رقم آن، عنان تشخیص از دست داده اند؛ برخی می کوشند تا عدد را کاهش داده و نزدیک به 17 میلیون نفر برآورد کنند، عده ای دیگر تلاش می کنند رقم را بالا کشیده و تا 25 میلیون نفر اعلام نمایند.

راهپیمایی اربعین؛ رزمایشی برای ظهور

در عصری که کتاب گینس، هر روز مشغول ثبت رکوردهای عجیب و غریبی است، یک پدیده تکرارنشده و بی سابقه با ابعاد باورنکردنی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی چندسالی است که چشم جهانیان را مسحور خود کرده و عنوان بزرگترین راهیپمایی انسانی دنیا را به خود اختصاص داده است.

چند سالی است که از چهل روز مانده تا روز اربعین حسینی(ع)، در بلاد مسلمین جنبشی عجیب به راه می افتد و گویی همه به سمت مغناطیسی بزرگ، کشانده می شوند. مغناطیسی که مرزهای رنگ، نژاد، ملیت و حتی دین و مذهب را درنوردیده و برای همگان، دعوت عام صادر نموده است.

اگر روزگاری گفته می شد موعود آخرالزمان(عج) که بیاید، ابتدای امر، بدون کمترین خونریزی و جنگی، عالمیان فوج فوج برای بیعت با حضرتش رهسپار خواهند شد، شاید برای عده ای مبهم و نامفهوم بود اما اینک، مشاهده راهپیمایی دهها میلیونی اربعین، این معما را حل کرده است.

راهپیمایی اربعین، تنها یک راه رفتن نیست، رزمایشی است برای عاشقان و منتظران مهدی زهرا(س). همه می آیند، از شیعه تا سنی، از مسلمان تا مسیحی، از عجم تا عرب، از آسیایی تا آفریقایی و آمریکایی و اروپایی، از سفید تا سیاه. همه به سمت یک نقطه خاص می خروشند و در یک لحظه خاص، با هر زبان و لهجه ای که دارند، فقط یک عبارت را فریاد می زنند: لبیک یاحسین.

بگذار دشمن، به جای 140 شبکه ماهواره ای، 1400 شبکه به راه بیندازد، بگذار دلارهای نفتی سعودی وهابی خرج توپ و تانک تروریسم شود، بگذار دیکتاتورها برای جلوگیری از موج بیداری اسلامی به "زر و زور و تزویر" متوسل شوند، بگذار جهت آرام کردن انقلاب اسلامی به عنوان راس و هدایت کننده این بیداری، مذاکره پشت مذاکره به راه بیندازند و بگذار تحریممان کنند تا عده ای را سرگرم چگونه ترک برداشتن دیوارهای تحریم نمایند، اما امت ما، محرم و صفر، عاشورا و اربعین دارد.

امت می داند که چه می خواهد و دلیل اصلی دشمنی ها چیست. پس، با حضور بی سابقه در رزمایش اربعین، "هل من مبارز" سر می دهد. امت، دست پرورده خمینی کبیر است که فرمود اگر محاصره اقتصادی شویم فرزند رمضانیم و اگر علیه ما جنگ به پا کنند، فرزند عاشورا.

بگذار عده ای در داخل، مدام قدرت دشمن را بیش از آنچه که هست، جلوه دهند و از روی ویلچرهای ترس و ضعف، در گوش مردم زمزمه کنند که فقط یک بمب آمریکا می تواند همه تاسیسات نظامی ما را بر باد فنا دهد! و اندکی بعد، امنیت کشور را مرهون مذاکرات خود بدانند!!

ليسا نبايد خطر امام دوازدهم شيعيان را ناديده بگيرد

من به عنوان يك متخصص در مهدويت و يك مسيحي محافظه كار لوتري، تمايلات آخرالزماني مسلمانان -از مراكش گرفته تا مالزي- را به صورتي انكارناپذير و غيرقابل بازگشت و در حال رشد مي بينم. حجت الاسلام زهیر دهقانی، مدیر گروه غرب و مهدویت مرکز تخصصی مهدویت در یادداشتی به تحلیل سخنان تیموتی فرنیش، متخصص مهدی گرایی و تاریخ اسلام در مقدمه ای که بر کتاب "اسلام ردای ضد مسیح" نوشته، پرداخته است.

 ليسا نبايد خطر امام دوازدهم شيعيان را ناديده بگيرد

حجت الاسلام زهیر دهقانی، مدیر گروه غرب و مهدویت مرکز تخصصی مهدویت در یادداشتی به تحلیل سخنان تیموتی فرنیش، متخصص مهدی گرایی و تاریخ اسلام در مقدمه ای که بر کتاب "اسلام ردای ضد مسیح" نوشته، پرداخته است.

"در پس روزگاري ديگر در جهان -وقتي هنوز برج هاي دوقلو برپا بودند، محمود احمدي نژاد تنها شهردار تهران (و نه رييس جمهور) بود و ما مي توانستيم وانمود كنيم كه تاريخ يا حداقل بخش اعظم ستيزه هاي جهاني با از هم پاشيدن اتحاد جماهير شوروي پايان يافته است- عقايد اسلامي در مورد پايان جهان تنها رشته علمي بخش بسيار كوچك (و حتي عجيب و نامانوس) از متخصصان دانشگاهي در مورد شيعه بود و تعداد كمي -وشايد به ندرت- مسيحياني نام المهدي يا امام دوازدهم را شنيده بودند. چقدر زمان زود مي گذرد.."

اينها جملاتي است كه دكتر تيموتي فرنيش، متخصص مهدي گرايي و تاريخ اسلام در مقدمه اي كه بر كتاب ضدمهدوي كشيش جك اسميت با نام "اسلام، رداي ضدمسيح" نگاشته، آورده است.

در ادامه اين پيشگفتار فرنيش چنين مي نويسد:

"امروز با استفاده از نظريات دم دستي فراوان (و متاسفانه غالبا ناشيانه اي) در مورد مباحث آخرالزماني اسلامي و مسيحي از ميان دهها وبسايت، هماوردان مسلمان شروع به جاگرفتن رقيبان اروپايي و كاتوليك خود در ميان پيشگويي هاي تفسيري پروتستاني نموده اند و حتي برخي دانشگاهيان سكولار از روي كينه و لج با اين امر هم عقيده شده اند كه مهدويت قدرتي در ميان اهل سنت است همانگونه كه در تاريخ اسلام شيعي ديده مي شود."

فرنيش كه به كشورهاي مختلف اسلامي همچون تركيه، ايران و ... سفر كرده است نويسنده كتاب معروف مقدسترين جنگ ها در مورد مهدي گرايان اسلامي است.

"من به عنوان يك متخصص در مهدويت و يك مسيحي محافظه كار لوتري، تمايلات آخرالزماني مسلمانان -از مراكش گرفته تا مالزي- را به صورتي انكارناپذير و غيرقابل بازگشت و در حال رشد مي بينم. من اميد -تاحدودي بيهوده- داشته ام كه ساكنان گوشه هاي دنج و آرام تلاش نمايند تا حركت هاي انقلابي و پتانسيل خشونت در مهدويت را كه ممكن است در آينده نزديك سربرآورد (علاوه بر بررسي صرف نمونه هاي گذشته) مورد بررسي و تعمق قرار دهند به همان صورتي كه برخي مسيحيان نااميدانه تلاش مي كنند نقشه هاي قديمي را موشكافي كنند تا پارادايم امپراطوري روم را چنانچه در كتاب "آخرين روزهاي سياره بزرگ زمين" آمده معنا كنند. تحليلگران سكولار به ندرت مي توانند حقيقت اسلام و منجي هدايت يافته آن (مهدي) را بشناسند و از طرف ديگر به نظر مي رسد بسياري معتقدان مسيحي فراموش كرده اند كه چقدر كتاب مقدس به دانستن و يادگرفتن توصيه نموده است."

"اينك زمان آن رسيده كه دانش آكادميك همچون ماري، قمري بي گناه مسيحيت را در بر بگيرد تا تهديدات بسيار واقعي در زمينه هاي ايدئولوژيكي، نظامي، سياسي، ديني و معنوي را كه اسلام به صورت عام و مهدويت به صورت خاص دارد، دريابد و به خواست الهي آنها را تلافي كند. برخي افراد كه در اين رقابت و ستيزه فعال بوده و نوشته هايي فراهم نموده اند، حداكثر زره اي ناقص در برابر دكترين آخرالزماني اسلام فراهم نموده اند و نه بيشتر ولي جك اسميت در كتاب "اسلام، رداي ضدمسيح" توانسته زره خداوند را عليه آموزه هاي مهديگرايانه اسلامي فراهم آورد. حال اينكه آيا مسيحيان اين زره به تن كنند يا نه، بحث ديگري است. شايد چنانجه يوحناي تعميد دهنده در صحرا گفته است، فقط تعدادي افراد گوش كرده و آنرا به تن كنند ولي ديگران نمي توانند بگويند كه ما نشيده ايم."

 

چرا حفظ دین در آخرالزمان سخت تر از دوران دیگر است؟!'

پيامبر گرامى اسلام به اصحابش فرمود: «به زودى گروهى بعد از شما مى آيند كه يك نفر از آنان اجر پنجاه نفر از شما (صحابه) را دارد»

 
 
 در روايت است كه دين دارى در آخر الزمان، مثل گرفتن آتش در دست است، چرا دين دارى در اين زمان، سخت تر از زمان هاى ديگر است؟ اصولاً در عصر نزديك به ظهور، مردم از دين فاصله مى گيرند يا اين كه به طرف دين بيشتر مى آيند؟این سؤالی است که بسیاری از کسانی که علاقه‌مند به مباحث مهدویت هستند، می‌پرسند،اما پاسخ به این سولات را می توانید در ادامه مطلب مطالعه بفرمائید.
 
در ابتدا با استفاده از برخى روايات، تصويرى از وضعيت دينى در آخرالزمان ارائه مى شود:
«اسلام و ايمان، غريب مى شود، همان طور كه در ابتدا غريب بود»،
«مساجد از نظر ظاهرى آباد، ولى از نظر هدايت خراب هستند»،
«انسان دين خود را مى فروشد، به گونه اى كه ممكن است صبح مؤمن باشد و عصر كافر شود يا عصر، مؤمن باشد و صبح كافر گردد»،
«جو عمومى و حاكم، جو كفر و بى دينى است ؛ به گونه اى كه حتى بعضى از مؤمنان را نيز متزلزل كرده و به كفر دعوت مى كند»،
«ملت هاى ديگر از اديان خود، گمراه مى شوند»،
«هر كس كه پرچم گمراهى بلند كند، هوادارانى خواهد يافت»،
«با عقايد اسلامى - حتى ايمان به خدا - به طور علنى برخورد مى شود»،
«شنيدن حقايق قرآن، بر مردم گران آيد ؛ اما شنيدن باطل آسان است»،
«مردم نسبت به وقت نماز، بى اعتنا مى شوند»،
«بدعت ها ظاهر و زياد شود»،
«حلال، حرام شود و حرام، حلال» و....
 
مجموع اين جملات نورانى، بيانگر وجود نوعى تحير، پس رفت اعتقادى، ظاهرسازى و رنگ باختن ديندارى در آخرالزمان است. چنان كه حضرت على (علیه السلام)  نيز به اين مطلب اشاره فرموده است:
«يكون حيره و غيبه تضل فيها اقوام و تهتدى فيها آخرون»  ؛ «غيبت و حيرتى پيش خواهد آمد كه گروه هايى گمراه مى شوند و دسته اى ديگر هدايت مى يابند».

امام عصر(عج) در چه مکانی اقامت دارند

یکی از سؤالاتی که در خصوص امام زمان(عج) مطرح می‌شود این است که در عصر غیبت کبرى حضرت مهدى(عج) در چه مکانى اقامت دارند؟ و چگونه زندگى مى‌کنند؟ خوراک، غذا، لباس و خوابگاه ایشان چگونه است و از کجا تهیه مىشود؟ آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی در کتاب «پاسخ به ده پرسش» این گونه پاسخ می‌دهند:

اصولاً باید توجه داشت که اگر در موضوع غیبت این گونه نقاط مکتوم بماند، ایجاد شک و شبهه‌اى نمى‌کند؛ چنان که روشن شدن آن نیز در ثبوت و اثبات اصل غیبت مداخله‌اى ندارد و وقتى غیبت شخص امام(عج) و مخفى بودن ایشان معقول و منطقى باشد، چنانکه هست و به آن ایمان داریم مخفى بودن این خصوصیات به طریق اولى معقول و منطقى خواهد بود و جهل به این گونه امور، دلیل بر هیچ مطلبى نخواهد شد.

این پرسش‌ها، با پرسش از اینکه امام هم اکنون در چه نقطه‌اى است؟ یا با ما چند متر یا چند هزار کیلومتر فاصله دارد؟ یا امروز چه غذایى میل فرموده است؟ یا چند ساعت استراحت کرده و چه مقدار راهپیمایى کرده فرقى ندارد و بى‌اطلاعى ما از آن به جایى ضرر نمى‌زند، و عقیده‌اى را متزلزل نمى‌سازد، خدایى که به حکمت بالغه و قوه قاهره و مصلحت تامه خود، امام را در پرده غیبت قرار داده است، قادر است این خصوصیات را نیز طبق مصلحت از مردم پنهان سازد.

مع ذلک براى اینکه به این پرسش، پاسخ مختصرى داده شود، عرض مى‌کنیم بر حسب آنچه از بعضى احادیث و حکایات معتبر استفاده مى‌شود، امام روحى له الفدا در غیبت کبرى در مکان خاصى و در شهر معینى استقرار دائم ندارند که از آن مکان و آن شهر خارج نگردند و به محل دیگر تشریف نبرند، بلکه براى انجام وظایف و تکالیفى به مسافرت و سیر و حرکت، انتقال از مکانى به مکان دیگر، مىپردازند و در اماکن مختلف بر حسب بعضى از حکایات زیارت شده‌اند.

از جمله شهرهایى که مسلم به مقدم مبارکشان مزین شده است، مدینه طیبه؛ مکه معظمه، نجف اشرف، کوفه، کربلا، کاظمین، سامرا، مشهد، قم و بغداد است و مقامات و اماکنى که آن حضرت در آن اماکن تشریف فرما شده‌اند، متعدد است؛ مانند مسجد جمکران قم، مسجد کوفه، مسجد سهله، مقام حضرت صاحب‌الامر در وادى‌السلام نجف و در حلّه، بعید نیست که اقامتگاه اصلى ایشان، یا اماکنى که بیشتر آمد و شدشان در آنجاها است، مکه معظمه و مدینه طیبه و عتبات مقدسه باشد.

اگر پرسش شود: پس حضرت امام زمان(عج) با کوه رضوى و ذى طوى چه ارتباطى دارند که در دعاى ندبه است: «لَیْتَ شِعْری أَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّوى، بَلْ أَیُّ أَرْض تُقِلُّکَ أَوْ ثَرى أَبِرَضْوى أَوْ غَیْرِها أَمْ ذی طُوى».

خطبه مشهور امام سجاد (ع) در مجلس یزید: من فرزند مكه و منايم، من فرزند زمزم و صفايم

حضرت على بن الحسين عليه السلام از يزيد درخواست نمود كه در روز جمعه به او اجازه دهد در مسجد خطبه بخواند، يزيد رخصت داد؛ چون روز جمعه فرا رسيد يزيد يكى از خطباى مزدور خود را به منبر فرستاد و دستور داد هر چه تواند به على و حسين عليهما السلام اهانت نمايد و در ستايش شيخين و يزيد سخن براند، و آن خطيب چنين كرد.

خطبه مشهور امام سجاد (ع) در مجلس یزید: من فرزند مكه و منايم، من فرزند زمزم و صفايم

 

 

امام سجاد عليه السلام از يزيد خواست تا به وعده خود وفا نموده و به او رخصت دهد تا خطبه بخواند، يزيد از وعده‏اى كه به امام عليه السلام داده بود پشيمان شد و قبول نكرد .

معاويه پسر يزيد به پدرش گفت: خطبه اين مرد چه تأثيرى دارد؟ بگذار تا هر چه مى‏خواهد، بگويد.

يزيد گفت: شما قابليتهاى اين خاندان را نمى‏دانيد، آنان علم و فصاحت را از هم به ارث مى‏برند، از آن مى‏ترسم كه خطبه او در شهر فتنه بر انگيزد و وبال آن گريبانگير ما گردد (1) .

به همين جهت يزيد از قبول اين پيشنهاد سرباز زد و مردم از يزيد مصرانه خواستند تا امام سجاد عليه السلام نيز به منبر رود.

يزيد گفت: اگر او به منبر رود، فرود نخواهد آمد مگر اينكه من و خاندان ابوسفيان را رسوا كرده باشد!

به يزيد گفته شد: اين نوجوان چه تواند كرد؟ !

يزيد گفت: او از خاندانى است كه در كودكى كامشان را با علم برداشته‏اند.

بالاخره در اثر پافشارى شاميان، يزيد موافقت كرد كه امام به منبر رود.

 

آنگاه حضرت سجاد عليه السلام به منبر رفته و پس از حمد و ثناى الهى خطبه‏اى ايراد كرد كه همه مردم گريستند و بيقرار شدند.فرمود:

 

ايها الناس! اعطينا ستا و فضلنا بسبع: اعطينا العلم و الحلم و السماحة والفصاحة و الشجاعة و المحبة في قلوب المؤمنين، و فضلنا بان منا النبي المختار محمدا و منا الصديق و منا الطيار و منا اسد الله و اسد رسوله و منا سبطا هذه الامة.من عرفني فقد عرفني و من لم يعرفني انبأته بحسبي و نسبي.

 

ايها الناس! انا ابن مكة و منى، انا ابن زمزم و الصفا، انا ابن من حمل الركن باطراف الردا، انا ابن خير من ائتزر و ارتدى، انا ابن خير من انتعل و احتفى، انا ابن خير من طاف وسعى، انا ابن خير من حج ولبى، انا ابن خير من حمل على البراق في الهواء، انا ابن من اسري به من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى، انا ابن من بلغ به جبرئيل الى سدرة المنتهى، انا ابن من دنا فتدلى فكان قاب قوسين او ادنى، انا ابن من صلى بملائكة السماء، انا ابن من اوحى اليه الجليل ما اوحى، انا ابن محمد المصطفى، انا ابن علي المرتضى، انا ابن من ضرب خراطيم الخلق حتى قالوا: لا اله الا الله.

موشک موعود؛ پروژه بزرگی که شهید طهرانی‌مقدم وعده داده بود به ثمر نشست

ه گزارش گروه "رسانه‌ها" خبرگزاری تسنیم، ایران هرگز این روز را فراموش نخواهد کرد؛ 18 آبان 1393. روزی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از یک موفقیت بی‌نظیر خبر داد. یک جهش بی‌سابقه علمی در حوزه فناوری موشکی. دانش موشکی ایران به مدار ژئو رسید. یعنی به 36 هزارکیلومتری زمین. این یک دستاورد و افتخار بزرگ ملی است. پروژه‌ای که به قیمت خون حسن طهرانی‌مقدم، دانشمند شهید ایرانی تمام شد اما شاگردان او 3 سال بعد مجاهدت‌های این دانشمند گمنام را به ثمر نشاندند. 

شهید تهرانی مقدم

به گزارش «وطن امروز»، روز گذشته سردار رمضان شریف، مسؤول روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این خبر را اعلام کرد. سردار رمضان شریف صبح دیروز یکشنبه در نشست خبری برنامه سالگرد شهادت شهید طهرانی‌مقدم از به سرانجام رسیدن پروژه این دانشمند شهید خبر داد و گفت: «خدا را شاکریم که در آستانه گرامیداشت سومین سالگرد شهادت شهید طهرانی‌مقدم شاهد به ثمر نشستن پروژه‌ای هستیم که آن شهید ارجمند در روند تست و آزمایش فرآیند آن جان خود را اهدا کرد. این دستاورد حائز اهمیت، بی‌تردید در عرصه اقتدار دفاعی و ارتقای بازدارندگی جایگاه تعیین‌کننده‌ای خواهد داشت».

مسؤول روابط عمومی سپاه افزود: «قدرت بازدارندگی موشکی امروز ایران اسلامی مرهون مجاهدت و تلاش‌های خستگی‌ناپذیر شهید طهرانی‌مقدم و یاران حماسه‌ساز آن شهید گرانقدر است. شهید طهرانی‌مقدم، دشمن فرامنطقه‌ای را در منطقه‌ای محدود و در برد موشکی سپاه قرار داد و دشمن دوردست ما امروز در دسترس رزمندگان اسلام قرار دارد».


پروژه چه بود؟


21 آبان سال 1390 ناگهان تهران لرزید. شدت این لرزش در مناطق غربی و شمالی تهران بسیار شدید بود. ابتدا تصور بر این بود که زلزله آمده است اما چند ساعت بعد اعلام شد تکان‌های شدید تهران مربوط به یک انفجار بود. مانند همیشه بازار شایعات داغ بود اما کمی بعد خبر منتشر شد. لرزش تهران به خاطر انفجاری بزرگ در بیدگنه ملارد در اطراف کرج بود. انفجار در پادگان امیرالمومنین‌(ع) رخ داده بود و طی آن حسن طهرانی‌مقدم و تعدادی از همرزمان وی به شهادت رسیدند. آن زمان کمتر کسی حسن طهرانی‌مقدم را می‌شناخت اما کمی پس از شهادت، تازه مردم ایران متوجه شدند طهرانی‌مقدم کیست. او فرمانده جهاد خودکفایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پدر موشکی ایران بود. احساسات غرورآمیز مردم ایران پس از آزمایش‌های موفق موشک‌های چند هزارکیلومتری همه مرهون و نتیجه خدمات این دانشمند گمنام بود اما ماجرای انفجار ملارد چه بود و شهید طهرانی‌مقدم چرا به شهادت رسید؟ کمی بعد مشخص شد حسن طهرانی‌مقدم، هنگام تست یک پروژه بزرگ موشکی به شهادت رسید اما چه پروژه‌ای که با آنکه گفته می‌شد انفجار در چند صد کیلومتری زیر زمین رخ داده بود اما شدت آن را همه مردم تهران متوجه شدند؟ همه از یک پروژه بزرگ می‌گفتند اما کسی جزئیات آن را نمی‌دانست تا آنکه برادر شهید طهرانی‌مقدم گفت که پروژه معروف، تست موشک «قاره‌پیما» بوده است.

سردار محمد طهرانی‌مقدم گفت: «این پروژه در حال تست نهایی بود. پروژه هم مربوط به موشک بالستیک قاره‌پیما بود و در مراحل نهایی‌ قرار داشت. این پروسه کاملاً های‌تک و محرمانه بود». یک سال بعد یعنی آبان‌ماه 1391 سردار سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جزئیات بیشتری از این پروژه بزرگ را اعلام کرد.


تمامی حقوق مادی و معنوی " زمان ظهور " برای " زمان ظهور(رضا) " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم