زینب(س) دو بار به اسارت گرفته نخواهد شد!
حتماً دیده اید تصاویر نبش قبر حجر بن عدی از یاران پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی (ع) را که البته می گویند سالم توسط سلفی های آدم کش از قبر بیرون آورده شد ! و ای کاش این بدن سالم نشانه ای می شد برای تدبر آنها در گمراهیشان ! اکنون آنها جسارت را به آنجا رساندند که هدف بعدی خود را نبش قبر عمه سادات حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) دانستند .
و چقدر بدبخت و درمانده اند که با نبش قبر اجساد بی جان، اما پاک و مطهر عقده گشایی می کنند .
اما …
قتل عام واقعه عظیم کربلا انگار ادامه دارد …
و الآن زمان آن فرا رسیده زمانی که با خود می گفتیم : حسین جان ! کاش ما بودیم و به یاری ات می شتافتیم . انگار واقعه کربلا آمده است تا ما را بیازماید. و به ما بگوید درست است شما نمی توانستید برگردید به گذشته، اما من آمدم تا شما را بیازمایم . دلمان کمی خوش بود به ارتش سوریه… و البته امیدمان به گردان حضرت ابوالفضل (ع) است.
همان گردان متشکل از شیعیان لبنانی و عراقی و سوری که آمدند برای حفاظت از حرم عمه سادات . گروهی که شعار “زینب دو بار به اسارت گرفته نخواهد شد” از جمله شعارهای آنان است .
اما ما را ببینید !
جوان شیعه ایرانی !
ما همچنان در اینجا نشسته ایم تا آخرش اسممان را چه بگذاریم ؟ توابین ؟ غافلین ؟ بی خیالین ؟
اینقدر زندگی دنیایی ما را سرگرم خود کرده است که یادمان رفته که نوامیس امام مظلوممان حسین (ع) محاصره شده اند .
و ما همچنان با تجمع ! محکومیت ! تعطیلی این حوزه و آن حوزه ! عزاهای عمومی! نفرین و لعنت دل خوش کرده ایم !
بخوانید حرف یکی از اعضای وهابی گروه موسوم به ارتش آزاد سوریه (بعد از نبش قبر حجر بن عدی ) که در صفحه فیس بوک خود قرار داد:
«ببین فرزندان خمینی و ایرانی ها الآن چه حالی دارند وقتی می بینند که چه بلایی بر سر قبور روافض(شیعیان) آورده ایم اما نمی دانند که بزودی همین کار را با بقیه قبور آنان هم خواهیم کرد و بزودی سراغ قبر سیده زینب و رقیه هم می رویم و پیکر آنان را هم از خاک بیرون می کشیم و سرهای بت های آنان را خرد می کنیم و از بین می بریم.»
وااای بر ما …
ما شیعه باشیم و سکوت کنیم ؟این همه موشک و تانک و سلاح به چه درد ما می خورد ؟ جز همین مواقع ؟
آیا جز این است که به شرف و ناموس ما می خواهد حمله شود ؟
آیا این سلاح و موشک و هواپیماهای جدید را برای مرزهای جغرافیایی می خواهیم یا مرز ایمان و اعتقاد و شرف ؟
خون شما هم باید به جوش آمده باشد . پس فرمان بده به ما !
فرمان بده فرمانده،ای سید خراسانی، فرمان جهاد با یزیدیان زمان، تا با چکمه های خود روی اجساد دشمنان تکفیری و سلفی، راه برویم و قدرت اسلام واقعی را به آنان بچشانیم .
لشکر ایران و عراق و یمن و لبنان را روانه کن . بگذار جنگ جهانی سوم شود !
آقا جان ما منتظریم … رمز یا زینب (س) را زمزمه کن …
اللهم عجل لولیک الفرج.
ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی
اسماعیل شفیعی سروستانی
در ازدحام گفتوگو از عید و نوروز؛در غوغای ارز و دلار و تنگی و گشادی معیشت و زندگی؛در فراز و فرود بانگ و فریاد مدّعیان ریاست و کیاست، آنچه در جهان پیرامونمان میگذرد، به تندباد نسیان و غفلت سپرده شده است. غافل از آنکه، هماره بزرگترین وقایع و اوقات، در اوج غفلت و بیخبری آدمی بر او فرود میآید.
چنان درها را بر خود بستهایم که هیچ صدایی، فریادی و خروشی به گوشمان نمیرسد.
چنان پردهها را کشیده و گاه چون کبکی سر به زیر برف فرو بردهایم که هیچ دستی، قامت شکستهای و طوفانی که همة دشتهای شرق اسلامی را در مینوردد، نمیبینیم.
ـ در هیچ عصری این چنین، نفسهای شرق اسلامی به شماره نیافتاده بود. گویی از منجنیق فلک، سنگ فتنه بر سر و روی جملة ساکنان این زمین خوب خدا باریدن گرفته و ما، در غفلت تمام، در حصاری آبگینهای، خود را در امان تام شناختهایم.
طوفانی که از کرانههای «مدیترانه» آغازیدن گرفته، منزل به منزل پیش میآید، همة دشتها و بلاد را درمینوردد تا از منتها الیه شرق بزرگ خارج شود.
طوفان مرزی نمیشناسد، از هیچ مانع و رادع و سیم خارداری نمیهراسد، پیر و جوان، عالم و عابد نمیبیند، همه را در هم پیچیده، چون خاشاک به هر سوی میپراکند.
ـ در هیچ عصری این چنین همة قوای دشمنان انسان و ادیان، دست در دست هم، عزم ریشهکنی مستضعفان و مؤمنان نداشتهاند. این اتّفاق عرب و کرد و فارس نمیشناسد. آنان در سیمای همة محرومان و افتادگان این خطّه از زمین خدا، «مرگ خویش» را میبینند که چنین در حملهای پیشدستانه هجمه آوردهاند.
ـ در هیچ عصری این چنین، همة قوای مستضعفان و مؤمنان، متفرّق، متشتّت و آشفته احوال نبوده است و این همه خصم کینجو را نوید داده است که فصل، فصل خوردن ساکنان این خطّه از زمین و تباه ساختن روز و روزگار آنان است؛ چنانکه هیچ گاه مجال خیزش و بر پای ایستادن پیدا نکنند.
ـ در هیچ عصری این چنین، ابلیس، قوای آشکار و نهان خود را برای خشکاندن ریشة درخت انسان و ادیان در کار وارد نساخته است. در ازدحام عید و نوروز، در غوغای دلار و ارز و در فراز و فرود بانگ مدّعیان ریاست و کیاست، کسی را یارای شنیدن نفسهای به شماره افتاده، دیدار اتّفاق و اتّحاد جملة دشمنان ادیان و انسان و تفرّق هولناک عارض شده بر خرد و کلان و عالم و عامّی ساکنان شرق اسلامی نیست و هجمهای که ابلیس و جنودش آغاز کردهاند.
دیدار این همه شکل نیست، از پنجرههایی که بر بهار گشودهاید، بنگرید. بر صفحات رسانههایی که طول و عرضی چون دشت وسیع خدا یافتهاند، بخوانید. از همین جا خواهید دید. دشت لالههای خونین «سوریه»، «عراق»، «پاکستان» و «بحرین» را. از همین جا خواهید شنید. خروش و غلغله، رنج دیدگان، مجروحان و بر زمین افتادگان را و آغوش باز مرگ و نیستی را که نه برای نوازش، بلکه برای نابود ساختن مؤمنترین مردم روی زمین، برادران و خواهران! یتیمان آل محمّد(ص) در «قطیف»، «دمشق»، «بغداد»، «منامه»، «میانمار»، «بلستان» و «چلاس» گشوده شده است.
این آدمیخواران دیو سیرت، مرزها را در نوردیده پیش میآیند، چون طوفان و سونامی از «مدیترانه» آغاز کرده و تا شرق دور گذر میکنند. تا آنجا که مؤمنی نماند و انسانی که وجدانهای خفته را صلای بیداری زند.
در هیچ دوره و زمانی، چون عصر ما ازمصادیق گوناگون از نشانههای تلخ و ناگوار معرفی شده دربارة سالهای سخت قبل از ظهور کبرای حضرت صاحب الزّمان(عج) رخ ننموده است.
ای کاش، همچنان که در منتها الیه خیزش و یورش زمستان، از زیر آوار سرما و یخبندان، جوانهای سر بر میکند و بانگ برمیآورد که «من هستم»، جوانة امید از شاخسار زندگی تیره و تار مؤمنان سر بر کند و جملة افتادگان را صلای رسیدن پیک رهایی و بهار دهد.
مجالی برای نگارش شاعرانهها نمانده و سرودن در وصف گل و مُل؛
کاش شاعران! قصیدهها بسرایند در اندوه قامت شکستة مردان مرد و ناموسهای بر باد رفته و اندام مثله شدة مؤمنان و مستضعفان شمال پاکستان، سوریه، بحرین، عراق، یمن و حجاز.
کاش شاعران، غزلوارهها بسرایند در توصیف چشمهای اشکبار، دستهای تمنّا و پاهای از رمق افتادة طفلان بیپناه و جویندة دستگیری «دمشق»، «منامه» و «بغداد».
کجایند آن مردان مرد که خروش رعدآسایشان، لرزه بر اندام هر دیو سیرتی میانداخت.
گویا در جزیرهای امن و مصون از هر گزند، بیتوته کردهایم که چنین از سوختن و ویرانی جملة سرزمینهای پیرامونی و قتل عام بینوایان آل محمّد(ص) در غفلت افتادهایم.
کجاست آن نبیّ رحمت(ص) که میفرمود:
«مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنَادِي يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِم؛1
کسی که بشنود فریاد «یا للمسلمین» مردی را و به یاریاش نشتابد، مسلمان نیست.»
دسته دسته، ناموس آل محمّد(ص)، به مسلخ آل خلیفه و آل امیّه کشیده میشوند.
دسته دسته از ناموس شیعیان، هتک حرمت میشود و شاخههای گل محمّدی، جوانان آل محمّد(ص) در خاک و خون خود میغلطند و ...
ـ این همه، در سیاست خارجی دولتهای اسلامی چه جایگاهی دارد؟ و در استراتژی خرد و کلانی که از آن تعریف یا آن را تدوین میکنند؟
ـ این همه در کجای حیات فردی و اجتماعی مسلمانان، همة آنان که فریاد مظلومیّتها و دادخواهیها را میشنوند، تعریف میشود؟
ـ اینان از کدامین غفلت ما و کدامین روزنهها بهره جسته و تسمه بر گردة مستضعفان شرق اسلامی کشیدند؟ این روزنهها کدامند؟
ـ چگونه ما را به خود مشغول داشتهاند که تمامی ابزارهای بازدارندگی و مصونیّتبخشی
و محافظتکننده از کیان فرهنگی و سرزمینی شیعیان و مستضعفان از دستمان ربوده شده است؟
ـ حکایت، حکایت دریده شدن جملة گاوان سرخ و سفید و حنایی تمثیل مولای متّقیان است.
دیر یا زود، به سراغ گزیدهترین و فربهترین سرزمین هم خواهند آمد، آنگاه که از سوریه، عراق، پاکستان هیچ نماند.
آیا از آن همه چیزی مانده است؟
در هیچ دوره و زمانی، ساکنان زمین، تا این حد اضطرار و اضطراب را به تجربه ننشسته بودند، گویا آسمان و آسمانیان، در پرده صلا میدهند:
ای مؤمنان و مستضعفان! در بیپناهی تمام، در اضطرار تمام، دست به آسمان بلند کنید و از ژرفای جان بخواهید:
«أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوء»
در هیچ دوره و زمانی تا این اندازه، گوش آسمان در انتظار دعا برای فرج مصلح کل و منجی عالم نبوده است.
از ژرفای جان ظهور امامتان را طلب کنید. شاید که پاسخ بشنوید. انشاءالله
پینوشت:
1. الکافی، ج 2، باب اهتمام به امور مسلمین، ص 164.
اسماعيل شفيعي سروستاني
قیام نهایی ایرانیان زمینه ساز ظهور امام زمان
قران : سوره ی نجم ایه ی 57
انچه باید نزدیک شود ! نزدیک شده است .
سوره ی نجم ایه ی 59
ایا از این سخن تعجب میکنید !
سوره ی نجم ایه ی 61
و پیوسته در غفلت و هوسرانی به سر میبرید !
ايرانيان و آغاز زمينه سازى براى ظهور حضرت مهدى (ع):
كليه منابع روايى شيعه و سنی سخن از این دارند که ايرانیان زمينه ساز حكومت آن حضرت و آماده كننده مقدمات فرمانروائى وى مى باشند.
مراحل قیام ایرانیان بدین قرار است:
مرحله اول: از آغاز نهضت آن توسط مردى از قم تا ورودشان در جنگ .
مرحله دوم: داخل شدن در جنگى طولانى، تا اينكه خواسته هاى خويش را بر دشمن تحميل مي كنند.
مرحله سوم: قانع نشدن خواسته هاى نخستين خود كه اعلام كرده بودند و بپا شدن قيام همه جانبه آنان.
مرحله چهارم: سپردن پرچم اسلام بدست تواناى حضرت مهدى عليه السلام و شركت جستن آنها در نهضت مقدس آن حضرت.(1)
ایران اکنون در مرحله سوم است، آیا قیام عمومی مردم ایران اکنون با دفاع از حریم ولایت فقیه و سرکوب فتنه های مختلف به مرحله اکمال خود خواهد رسید؟
استاد نويسندة محقّق حجّتالسلام والمسلمين شيخ علي كوراني، از جمله صاحبنظران معدودي هستند كه در حوزة سرزمينهاي درگير در عصر ظهور داراي اثر ميباشند. خوانندگان گرامي پيش از اين نيز گفتوگوهايي در همين موضوع را با اين شخصيّت علمي و محقّق در مجلّه خواندهاند.(منبع سايت موعود)
با توجه به روايات متعددي که نقل فرموديد، شرايط سياسي ايران در آستانة ظهور چگونه خواهد بود؟
ميتوان با همان حديث امام باقر(ع) که عرض کردم، اين پرسش را پاسخ داد. الان به ذکر دو نکته بسنده ميکنم؛ اوّل اينکه ما در هيچ روايتي سخن از ورود ارتش وسپاه خارجي به ايران نداريم. با توجه به متن روايت يادشده، خارجيها از ايرانيها ميترسند نه اينکه به ايران حملة خارجي بشود. به نظر بنده نه آمريکا و نه هيچ کشور ديگري نمي تواند به داخل ايران لشکر کشي کند. نکتة بعدي موجود در اين روايت بحث آشوب داخلي ايران است که ايران درگير مشکلات داخلي خواهد بود. قراين متعددي در اين رابطه وجود دارد. عبارت «فلا يعطونه إلّا ...» بيانگر آن است که دربارة رساندن و تحويل دادن پرچم به امام عصر(ع) اختلاف وجود خواهد داشت. همچنين روايت با اين عبارت شروع ميشود که «کأنّي بقومٍ قد خرجوا...» سپس در ادامه آمده «...حتّي يقوموا..» که نشانگر قيام پس از آن انقلاب اوّلي است.
اين مرحله را بايد يک امتحان بدانيم که افرادي صادقانه ادّعاي نيابت حضرت مهدي(ع) را دارند. در اين مقطع، ايران دو دسته ميشود: دستهاي ميگويند بايد پرچم را به دست حضرت(ع) بدهيم و دستهاي که با عقايد ناسيوناليستي، اعتقادي به اين امر ندارند و با آن مخالفت ميکنند. بين اين دو درگيري سياسي و احتمالاً درگيري نظامي محدودي رخ ميدهد که در نهايت، با پيروزي دستة اوّل و سپاه سيّد خراساني و شعيب بن صالح خاتمه مييايد. پس از اين پيروزي، شعيب بن صالح و خراساني با امام(ع) ملاقات خواهند داشت و در حدود ده ماهة پيش از آن، اين اختلافات و درگيريها وجود خواهد داشت. خراساني حاکم وقت ايران است نه اينکه الزاماً از منطقة خراسان باشد و نام شعيب بن صالح را امام(ع) كه در آن مقطع در عراق به سر ميبرند براي او انتخاب ميکند و با توجه به اينکه پس از بيعت، فرماندة کلّ قواي امام عصر(ع) ميشود و خراساني حاکم ايران باقي ميماند.
در مطالب بالا از روايات كاملا روشن است كه پيروزي نهايي براي دوست داران اسلام و امام زمان (عج) خواهد بود و انشالله دشمنان اسلام وتشيع شكست و نابود خواهند شد ... پس منتظر قيام نهايي مردم با ايمان و مسلمان ايران بعد از حماسه سیاسی و اقتصادی باشيد و انشاالله امسال سال مهمي همرا با تحولات مهمي باشد كه زمينه هاي ظهور امام زمان (عج) رو فراهم بكنه ...
اللهم عجل لوليك الفرج .....
تشکیل تیپ حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) به منظور دفاع از حرم حضرت زینب
به گزارش موعود سه شنبه دهم اردیبهشت ماه و در حالی که تکفیریهای مسلط شده بر «عدرا البلد» درغوطه شرقی واقع درحومه دمشق مشغول تخریب و نبش قبر «حُجر بن عَدی الکِندی» بودند، سید حسن نصر الله دبیرکل حزب الله لبنان در بخشی از سخنرانی تفصیلی و چند وجهی خود به تهدید جدی که حرم حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ را تهدید میکند اشاره کرد و جملاتی به زبان راند که شاید اکثریت شنوندگان بدون توجه از کنار آن گذشته باشند: «افرادی هستند که از این مرقد دفاع میکنند و برای دفاع از آن حاضر به شهادت هستند؛ آنان از فتنه جلوگیری میکنند. جلوگیری از سیطره گروههای مسلح بر مرقد حضرت زینب (سلام الله علیها) و منع تکفیریها از تخریب این مرقد واجب است».

شاهد این سخنان سید حسن نصرالله که هیچ حساسیتی را در اذهان اصحاب رسانهها و به تبع آن مردم برنینگیخت، حال و هوای این روزهای شهرهای عراق، مناطق جنوبی لبنان و سوریه است که نظاره گر تشییع و دفن بیسر و صدا و مظلومانه شهدایی است که پایگاههای خبری وهابی از آنان به «کشتههای جنگ قبور» یاد میکنند.
در حالی که رسانههای فارسی زبان به دلیل پرداختن به دغدغههای پوشالین و جنجال ساز از این مسئله مهم غفلت کردهاند، در مقابل رسانههای حامی معارضین تکفیری غیر سوری مستقر در سوریه با هجومی پرحجم مجاهدانی را که جان خود را طی ماههای گذشته فدای دفاع ازمقدسات و بقاع متبرکه شیعیان نمودهاند، متهم به جنگ افروزی فرقهای و لشکر کشی علیه اهل تسنن نموده و شهدایی که جان خود را فدای دفاع از مقدسات شیعیان کردهاند، کشتههایی مینامند که تنها برای دفاع از قبوری بیارزش و اعتقادات شرک آلود شیعیان در حال دمیدن به جنگ فرقهای هستند!
انفجار مرقد فرزند امام حسین (علیه السلام) سرآغاز تحول مزار امامزاده محسن فرزند امام حسین (علیه السلام) در محله «المشهد» در حلب یکی از این بقاع است که تکفیریها علی رغم مقاومتهای صورت گرفته در نهایت روز سوم شهریور ماه سال گذشته آن را تصرف و منفجر کردند و تقریبا به غیر از مخابره یک خبر محدود در مورد آن نکته دیگری در داخل کشور شنیده نشد، حادثهای که در سوریه و دیگر کشورهای محل استقرار شیعیان منشأ یک تحول بزرگ شد که در مقاومت شدید نیروهای مردمی برای حفاظت از مرقد حضرت «سکینه» دختر امام حسین (علیه السلام) متجلی گشت. اندک زمانی پس از تخریب حرم حضرت محسن ابن حسین(علیه السلام) که وهابیهای مسلح برای تکرار همان فاجعه یورش سنگینی را به آن حرم شریف آغاز کرده بودند، علی رغم خسارات شدیدی که به گنبد و صحن و سرای حضرت وارد شد اما از تصرف و تخریب آن بازماندند که هنوز هم به تلاش خود در برابر مقاومت نیروهای محافظ این حرم برای تصرف و تخریب آن ادامه میدهند.
سفیانی یک سال بیشتر بر سوریه و اردن حکومت نمی کند!!
نعمانى از عيسى بن اعين از امام حسین(عليه السلام) آورده است : خروج سفيانى حتمى و در ماه رجب است . از آغاز تا پايان خروجش ، پانزده ماه طول مى كشد . شش ماه مى جنگد و وقتى بر پنج گنج (= منطقه)دست يافت ، نُه ماه حكمرانى مى كند و حتى يك روز هم بر اين مدت افزوده نمى شود .
14527.jpg)
هشام مى پندارد كه مناطق پنجگانه عبارتند از : دمشق ، فلسطين ، اردن ، حمص و حلب .
نعمانى از معلى بن خنيس مى گويد : خروج سفيانى در رجب حتمى است .
نعمانى از خلاد صائغ ازامام حسین(عليه السلام) مى گويد : « سفيانى بايد بيايد و جز در رجب خروج نمى كند » . مردى مى گويد : اى ابوعبدالله ! حال و روز ما در هنگام خروج چگونه است ؟ فرمود : اگر چنين رخدادى شد ، سوى ما (به مدينه )بياييد .
كمال الدين از عبد الله بن ابو منصور بجلى آورده است : نام سفيانى را از ابوعبدالله(عليه السلام) پرسيدم ، فرمود : به اسم او چه كار دارى ؟ وقتى گنج هاى پنجگانه شام : دمشق ، حمص ، فلسطين ، اردن و قنسرين را به چنگ آورد ، منتظر فَرَج (ظهور قائم )باشيد . پرسيدم : نُه ماه حكومت مى كند ؟ فرمود : نه ، هشت ماه ، بدون يك روز بيشتر !
الغيبه طوسى از عمار دهنى آورده است ابو جعفر(عليه السلام) (امام باقر) فرمود : فكر مى كنيد مدت (حكومت) سفيانى چقدر است ؟ عرض كردم : نُه ماه ، به اندازه حاملگى زن ! فرمود : اى مردم كوفه ! چقدر شما دانائيد !
الغيبه طوسى از محمد بن مسلم آورده است كه شنيدم ابوعبدالله(عليه السلام)فرمود : وقتى سفيانى خروج كند ، به مدت حاملگى يك زن ، بر پنج منطقه چيره مى شود ( سپس فرمود : ) استغفر الله ! به اندازه حاملگى يك شتر ! آمدنش حتمى است و بايد رخ دهد .
نويسنده اثبات الهداة بر ترديد نصّ (اصلاح سخن امام با استغفار )ايراد به حقّى گرفته است ; چرا كه ترديد و تحيّر به روشنى در روايت ديده مى شود و نبايد چنين ترديدى از معصوم ديده شود (مگر در حال تقيه يا «بدا» )چنان كه « جمل » (كه در حديث آمد) بنابر گفته لغوى ها ، فقط اسم مذكر شتر است كه سن بالا و دندان نيش داشته باشد .


حزبالله لبنان در جديدترين سخنراني خود با هشدار درباره هر
گونه تعرض به اماکن مقدسه مسلمانان در سوريه از سوي گروه هاي وهابي و
تکفيري، به حرم حضرت زینب سلامالله علیها اشاره کرده و گفته است: «برخی
گروههای مسلح در فاصلهای حدود چند صد متر با حرم حضرت زینب(ع) در شام
فاصله دارند و در این زمینه حساسیت بسیار زیادی وجود دارد چون این گروهها
تهدید کردهاند در صورتی که بر این کشور سیطره یابند حرم حضرت زینب(ع) را
نابود میکنند و شاهد آن هستیم که این افراد هنوز هم از این تصميم
عقبنشینی نکردهاند. این اقدام، عواقب خطرناکی به همراه دارد همان طور که
تکفیریها پس از آنکه اقدام به انفجار حرم امامان معصوم(ع) در سامراء عراق
کردند عواقب و نتایج خطرناکی به وجود آمد.»
تو ای جمادی دوم سلام بر ماهت سلام بر تو و بر قدر و عزت و جاهت
بگرد ای شده چشم ملک قدمگاهت بگرد ای همه دست خدا به همراهت
و ان یکاد بخوان روی حق تماشا کن
وضـو بگیـر ز کوثـر ثنای زهرا کن
خدای عزوجل مظهـرت مبارک باد الا رسـول خـدا کوثـرت مبارک باد
خدیجه! دخت پدر پرورت مبارک باد علی ولـی خدا! همسرت مبارک باد
خدا بـه قلب رسـول خدا صفا بخشید
تمام هستی خود را به مصطفی بخشد
الا محمـد امـروز کوثـرت دادیم نماز آر که زهرای اطهرت دادیم
قسم به قدر که از قدر بهترت دادیم نکوتر از پـدران تـو دخترت دادیم
چه دختری که پدر پرور است یا احمد!
تمام نسل تو زین دختر است یا احمد!
جمـال غیـب الهـی شــده تمـاشایی به چشم پاک محمد به حُسن زهرایی
هــزار مرتبــه بــر او ســلام زیبایی امین وحی به خاکش کند جبینسایی
خدا به ختم رسل داد کوثر خود را
فقط نـه کوثـر، روح مطهـر خود را
نبی گرفته در آغوش هم چنان جانش به خنده گفت که جان پدر به قربانش
خـدای عــزوجل آمــده ثناخوانش زمینیـان و سمـاواتیان مسلمـانش
تمـام سـوره ی فرقـان و نـور طلعـت او
به صنع خویش ببالد خدا ز خلقت او
پیمبران! همه در مکـه ازدحام کنید بـه حـرمت قـدم فاطمه قیـام کنید
از ایـن ولادت و مولـود احترام کنید به مادرش همه از جان و دل سلام کنید
زهی خدیجه! که روح مطهر آوردی
تـو از دل صـدف نور! گوهر آوردی
چه دختری که خداوند کوثرش خوانده علـی ولی خـدا رکن دیگرش خوانده
بهشت نیـز بهشت پیمبـرش خوانده پیمبر از شرف و قدر، مادرش خوانده
عجیب نیست که مام نبوتش خوانند
دوازده حجج الله، حـجتش خــوانند
چه زهرهای که خداوند خوانده زهرایش گرفتـه چشـم خـدا نـور از تماشایش
دعــای نــور بــود آیتـی ز سیمایش ســلام دائــم پیغمبــران گـوارایش
نبی به حجره ی نورانیاش سلام کند
به پیش پـاش به امر خدا قیام کند
رخش صحیفه ی نور است و سین فرقان است نـه بضعـه ی نبـوی بلکه بر نبی جان است
خدا گواست که مهرش تمام ایمان است زبـان فضـهء او هـم زبــان قــرآن است
شنیدهایـد به هر خلوتی و انجمنی
نگفت فضه ی او جز کلام حق سخنی
الا که دختر یاسین و مام طاهایی امینه، طاهره، صدیقه، زهره، زهرایی
ائمهانـد همـه گوهـر و تو دریایی فقط نـه مادر سادات، مـادر مایی
که بر زنان جنان سروری کند جز تو؟
که بهـر شیعـه ی تو مادری کند جز تو؟
تو مـادر همـه خوبان روزگاری تو تو اختیار قیامت به دست داری تو
تو در وجـود رسـول خدا قراری تو تو در دل همگان صاحب مزاری تو
تو جان ختم رسل، هستی ابوالحسنی
تو مـادر همـه پیغمبـران، تو پنج تنی
تو مرغ حقّی و توحید آشیانه ی توست بهشت قرب خـداوندگار خانه ی توست
نشان کعبه ی دل قبـر بی نشانه ی توست سلام گـرم محمد بـه آستانه ی توست
درود خالـق هستی به روح پاکت باد
سرشک دائم «میثم» نثار خاکت باد
بخش تاریخ وسیره معصومین تبیان